اختصاصی نصر |

افشای راز قتل راننده تاکسی در باغ هروی/ قاتل از انگیزه عجیب اش برای قتل گفت

1400/10/11 - 11:40 - کد خبر: 56617
متهم

نصر: ۱۷ مهرماه سال 1399 بود که رسیدگی به پرونده راننده تاکسی گم شده در باغی در هروی در دستور کار کارآگاهان پلیس استان قرار گرفت.

به گزارش نصر، راننده که بعد از بردن مسافر دیگر هیچ وقت به منزل بازنگشت و خانواده خود را در انتظار برگشتن خود قرار داد؛ اما این چشم انتظاری زیاد طول نکشید و تنها دو روز بعد از گم شدنش، جسد وی توسط کارآگاهان از داخل چاه آبی در یکی از ویلاهای هروی باسمنج پیدا شد.  به منظور شنیدن اظهارات و انگیزه این قتل دلخراش با هماهنگی "یوسف ضیامهر"، بازپرس ویژه قتل شعبه 6 دادسرای عمومی و انقلاب تبریز، مصاحبه ای با متهم این پرونده که مردی 31 ساله و نیز دارای سابقه کیفری جعل عنوان دولتی است، انجام دادیم که ماحصل آن در زیر آمده است:
 
در سایت دیوار آگهی استخدام را دیدم
اواخر تابستان سال 13۹۹ بود که در سایت دیوار دنبال آگهی استخدام می گشتم، که چشمم خورد به آگهی استخدام باغبان و نگهبان در یکی از ویلاهای اطراف باسمنج؛ با آگهی دهنده تماس گرفته و شرایط شغل را جویا شدم. شرایطش آبیاری گل ها و گیاهان ویلا و نیز باغبانی و نگهبانی در شب بود. چون نیاز مبرم به کار داشتم سریع شرایطش را پذیرفته و با آگهی دهنده در میدان ساعت باسمنج قرار ملاقات حضوری گذاشتم.  
تمام مدارک هویتی خود اعم از شناسنامه، کارت ملی و... خود را برداشته و سر قرار رفتم. بعد از صحبت های اولیه، چون صاحب باغ نیز نیاز فوری به یک نگهبان و باغبان را داشت، با استخدام من موافقت کرد. باهم دیگر عازم ویلا شدیم و من از آن روز کار خود را در آن ویلا آغاز کردم. آغازی که به پایان تمام خوشی ها در زندگی ام منجر شد. ای کاش هیچ وقت در سایت دیوار به دنبال آگهی استخدام نبودم، که سرنوشتم این گونه شود.
از همان کودکی عشق خودرو داشتم اما شرایط مالی خانواده ام طوری بود که هیچ وقت نمی توانستند برایم ماشین تهیه نمایند و من همیشه در حسرت داشتن خودروی شخصی بودم. سه سال هم است که ازدواج کردم و از عهده تامین هزینه های زندگی ام برنمی آیم چه برسد به این که پول اضافی برای خرید ماشین داشته باشم!
 
نقشه قتل صاحب ویلا
چهار روز از آغاز کارم در آن ویلا گذشته بود که نقشه قتل صاحب ویلا را با هدف تصاحب ماشینش و فروش آن برای رفع نیاز مالی ام کشیدم. با یکی از آشناها که از اراذل و اوباش است تماس گرفته و از وی برای اجرای نقشه قتل، درخواست کمک کردم. اما او برای کمکش 20 میلیون تومان خواست. من هم آنقدر پول نداشتم بنابراین از وی فقط درخواست داروی بیهوشی را کردم که به ازای آن نیز یک میلیون تومان خواست و من هم قبول کردم.
با صاحب ویلا صحبت کرده و از وی یک میلیون تومان بابت کارکرد چهار روزه ام گرفته و داروی بیهوشی را به دست آوردم. اما هیچ وقت فرصت مناسب برای اجرای نقشه فراهم نمی شد.
 
فروش بخشی از ویلا
بدون این که صاحب ویلا مطلع شود، خواستم حدود 400 متر از کل باغ دو هزار و 500 متری را به قیمت 100 میلیون تومان به یکی از آشناها بفروشم؛ وی نیز گمان می کرد صاحب ویلا خود من هستم. ظهر یکی از روزها در ویلا با وی قرار ملاقات گذاشتم تا 20 میلیون تومان به عنوان پیش پرداخت تحویل نماید و معامله انجام شود.  
در آن روز وی با خودروی شخصی خودش (از نوع شاسی بلند)، آمد. وقتی چشمم به ماشینش افتاد تصمیم گرفتم به جای صاحب ویلا که هیچ وقت فرصت کشتنش فراهم نمی شود، وی را بکشم و ماشینش را تصاحب نمایم، تا شاید بتوانم با فروش آن بخشی از نیازهایم را برطرف نمایم؛ همان داروی خواب آوری را که به قیمت یک میلیون تومان از دوستم گرفته بودم را در چایش ریختم، اما اثری نکرد، تنها اندکی در حالت خماری قرار گرفت. معامله را انجام دادیم و بعد از اخذ 20 میلیون تومان، وی در همان حالت خماری ویلا را ترک کرد.
 
جزییات قتل راننده تاکسی
حدود 14 روز از استخدامم گذشته بود که موتور چمنی ویلا خراب شد؛ با تاکسی تلفنی تماس گرفته و درخواست خودرو نمودم تا موتور را برای تعمیر به تعمیرگاه ببریم. موتور را بردیم و تحویل تعمیرگاه دادیم. نزدیک های ظهر بود که به ویلا بازگشتیم. بعد از بازگشت، وی را به نوشیدن یک لیوان چای برای رفع خستگی اش دعوت کردم. چون قرص هایی که قبلا از دوستم گرفته بودم مثمر ثمر واقع نشده بود، 20 عدد از قرص های خودم ( 10 سال است که قرص اعصاب مصرف می کنم) را در داخل چایی راننده ریخته و به خوردش دادم. چند دقیقه ای از خوردن چای گذشته بود که راننده مسن نیمه بیهوش شد. وی را کول کرده، از پله ها بالا برده و در داخل چاه آبی که در محوطه ویلا وجود داشت، انداختم.
دو روز از آن روز هولناک گذشته بود که ماموران آگاهی سراغم آمدند، چون آخرین مسافری که در لیست دفتر آژانس برای این راننده وجود داشت، من بودم. من نیز در همان ابتدا به کار خود اعتراف کرده و محل اختفای جسد را به ماموران آگاهی نشان دادم. 
اما الان خیلی پشیمان هستم، هم باعث نابودی خودم و خانواده ام شدم و هم باعث نابودی خانواده مرحوم! فقط از مجازاتی که در انتظارم است خیلی واهمه دارم و ترس آن شب و روز برایم نگذاشته است. مدام صحنه اعدامم مقابل چشمانم نقش می بندد. اصلا پول آنقدر ارزش ندارد که به خاطر آن این سرنوشت تلخ را برای خودم رقم زدم.
گزارش نصر حکایت از آن دارد این متهم به قتل هم اکنون در اختیار قانون قرار دارد و منتظر اجرای قانون است.
انتهای پیام/

پژوهشیار