یادداشت نصر به مناسبت روز جهانی معلم؛

هر روزت مبارک که هر روز روز معلم است/ معلمان جوان، آینده این حرفه‌ اند

1398/07/13 - 14:32 - کد خبر: 3618
روز جهانی معلم

نصر: در جوامع انسانى، اساسى ترین کار، تعلیم و تربیت است و کسى که این رسالت را به دوش می کشد، معلم است؛ به همین دلیل یونسکو، 5 اکتبر مصادف با 13 مهر را روز جهانی معلم اعلام کرده است با این حال که در بسیاری از کشورها از جمله ایران، گرامی داشت این روز را در روز متفاوتی جشن گرفته می گیرند.

به گزارش نصر، هنوز طنین صدای معلمان پیشین را در گوش دارم که جرعه عشق و پاکی را درکامم می ‌چکاندند؛ آری! معلمی چنین است که با قلبی لبریز شکوفه ‌های مهر به انتشار بهار می ‌اندیشد، به شکوفایی جوانه ‌هایی که هر صبح با کیفی از سادگی و پاکی به مدرسه می‌ آیند، شب اش با دغدغه ‌ای مقدس به صبح می ‌پیوندد و روز شور شیرین آموختن، لحظه هایش را به دامن شب گره می ‌زند. بهشت او کلاسی است که زیر بارانی از واژه‌ های شفاف و آسمانی می ‌بالد و به روشنایی ملکوت قامت می‌ کشد.

بزرگداشت مقام و منزلت معلم بزرگداشت مجموعه ‌ای از ارزش‌ های والای انسانی و تکریم یک فرهنگ متعالی است؛ بی تردید مسیر تمام معجزه ‌ها از آموختن شروع می‌ شود و بالاترین هنر آموزگار این است که لذت کسب دانش و بیان خلاقانه را در افراد برانگیزد.

شعار اخیر یونسکو در اکتبر ۲۰۱۸ را «حق برخورداری از آموزش یعنی حق برخورداری از یک معلم شایسته و دارای صلاحیت» و در اکتبر ۲۰۱۹ را«معلمان جوان، آینده این حرفه‌ اند»، نام گذاری کرده بود که در شعار نخست، حق دانش ‌آموزان در بهره‌ مندی از یک آموزگار توانا، شایسته و دارای صلاحیت حرفه ‌ای و شعار دوم نقش معلمان جوان و اثرگذاری آنان بر آینده این حرفه به عنوان یک تخصص تاکید کرده بود.

اما نکته شگفت ماجرا اینجاست که آموزش و پرورش کشور ما به عنوان یکی از اعضای یونسکو که متعهد به اهداف این نهاد در گسترش و بهره‌ مندسازی کودکان کشور از آموزشی با کیفیت است، در ادامه اقدامات چند ساله اخیر که همگی بر خلاف این هدف مهم است، دست به یک انتحار کیفی – آموزشی زده و با فراخوان و جذب افرادی که بعضا حدود یک تا دو دهه پیش به عنوان سرباز معلم با این نهاد همکاری داشته و پس از آن بطور کامل از سیستم آموزشی جدا شده ‌اند تمامی‌ قواعد و استانداردهای جذب نیروی انسانی را زیر سوال برده و راهی بر خلاف تمامی ‌شعارهای بین ‌المللی را در پیش گرفته است.
در شرایطی که بخشی از افراد فراخوان شده در آستانه چهل سالگی قرار دارند و دوری از محیط آموزشی آنان را با این حرفه بیگانه ساخته است و از دیگر سو تعداد زیادی از تحصیل‌کردگان جوان و علاقه ‌مند در قالب طرح‌ هایی چون خرید خدمات آموزشی به بیگاری گرفته شده ‌اند، پیدا کردن تحلیلی عقلانی را و منطقی برای این تصمیم غیر ممکن می ‌نماید.
آنچه در این میان بیشتر مایه تاسف است این که ظاهرا قرار نیست کسی در مقابل تصمیمات اشتباه و ضررهای جبران ناپذیر به آینده کودکان این مرز و بوم پاسخگو باشد.
شرایط فعلی آموزش و پرورش کشور حاصل تفکری اشتباه مبنی بر وجود نیروی مازاد در این نهاد است. اما چرا امروز افرادی که آگاهانه این تفکر اشتباه را مطرح کرده و بانی بحران کنونی کمبود نیرو هستند بازخواست نمی ‌شوند؟ چرا در شرایط فعلی و پس از اعلام آموزش و پرورش مبنی بر جذب نیروهایی که بر عدم کارآمدی اکثریت آن ها شک و شبهه ‌ای نیست هیچ نهاد ناظری واکنشی نشان نمی‌ دهد؟
آیا تصویب کنندگان این گونه قوانین، خود حاضرند فرزندشان در کلاسی بنشیند که علاوه بر کمبود امکانات و آمار بالای دانش ‌آموزی حالا معلمی ‌بدون طی کردن هیچ دوره آموزشی نیز تدریس را برعهده دارد؟
به نظر می ‌رسد با وجود جمعیت تحصیلکرده جوان جامعه که متقاضی ورود به حرفه معلمی‌ حتی با برگزاری آزمون ‌های استاندارد هستند، این تصمیم عجیب اجحافی بزرگ در حق کودکانیست که مجبور به نشستن در کلاس‌ های مدارس دولتی هستند و از طرفی چوب حراج بر منزلت حرفه‌ ای معلمان است. امیدواریم عینک بهره ‌وری با نگاه کارخانه ‌ای از چشمان مسئولان آموزشی ‌مان برداشته شود و این مهم مورد توجه قرار گیرد که حرفه آموزش متفاوت از سایر مشاغل جامعه است و هرگونه تصمیم خطا، بازی با سرنوشت و آینده هزاران کودکیست که هیچ نقشی در این تصمیمات ندارند.

*سحر مغفرت

انتهای پیام

پژوهشیار