یادداشت |

صدای عدالت‌خواهی را نمی‌توان سه بر صفر شکست داد!

1405/08/10 - 11:37 - کد خبر: 172295
تراکتور‌ و ملوان بندرانزلی

نصر : ماجرای تراکتور و ملوان دیگر صرفاً یک اتفاق فوتبالی نیست؛ این پرونده به نمادی از پرسش‌های جدی درباره عدالت، مسئولیت‌پذیری و برخورد دوگانه در فوتبال ایران تبدیل شده است.

پرسشی که امروز نه فقط هواداران تراکتور، بلکه هر انسان عدالت‌خواهی باید از متولیان فوتبال بپرسد: اگر قرار است توهین قومی بی‌هزینه باشد، پس قانون و اخلاق دقیقاً قرار است از چه کسی حمایت کنند؟ در جریان دیدار تراکتور و ملوان، آن‌گونه که در روایت معترضان و گزارش‌های مربوط به این اتفاق مطرح شده، بازیکنان تراکتور در واکنش به الفاظ رکیک و توهین‌های قومیتی، زمین مسابقه را ترک کردند.
اما واکنش فدراسیون چه بود؟ اعلام نتیجه سه بر صفر به سود ملوان! به همین سادگی؟ پس تکلیف آنچه در سکوها اتفاق افتاد چه شد؟ چه کسی باید درباره حرمت انسان‌ها، هویت قومی و امنیت روانی بازیکنان پاسخگو باشد؟ آیا در فوتبال ایران، ترک زمین به نشانه اعتراض مستوجب مجازات است، اما توهین قومی در ورزشگاه می‌تواند بدون هزینه باقی بماند؟
عدالت برای تراکتور؛ یک بار هم از زاویه دیگر نگاه کنید!
مسئله اصلی این نیست که آیا هر تیمی می‌تواند با هر اعتراضی زمین مسابقه را ترک کند یا نه؟ بدیهی است که مقررات انضباطی باید برای همه تیم‌ها یکسان اجرا شود.
اما عدالت فقط اجرای یک بند از آیین‌نامه نیست؛ عدالت یعنی بررسی تمام ابعاد یک اتفاق، شناسایی عاملان، شنیدن دفاعیات طرفین و برخورد متناسب با تخلف هر فرد و مجموعه.
اگر بازیکنان تراکتور به دلیل توهین‌های قومیتی اعتراض کرده‌اند، آیا فدراسیون پیش از صدور رأی، با همان جدیتی که ترک زمین را بررسی کرده، درباره منشأ اعتراض نیز تحقیق کرده است؟
آیا تصاویر، گزارش ناظران، فایل‌های صوتی و شهادت حاضران به‌طور دقیق بررسی شده‌اند؟ نمی‌توان یک سوی ماجرا را با ذره‌بین دید و از کنار سوی دیگر آن با چشمان بسته عبور کرد. هوادار تراکتور حق دارد بپرسد چرا احساس می‌کند در بزنگاه‌های حساس، سهم تیمش از عدالت کمتر از دیگران است. این احساس را نمی‌توان با یک رأی اداری خاموش کرد. اتفاقاً هرچه پاسخگویی کمتر باشد، بی‌اعتمادی عمیق‌تر خواهد شد.
توهین قومی؛ آتشی که در حساس‌ترین شرایط کشور شعله‌ور می‌شود در شرایطی که کشور بیش از هر زمان دیگری به همبستگی، همدلی و انسجام اجتماعی نیاز دارد، گسترش ادبیات توهین‌آمیز علیه اقوام ایرانی چه معنایی دارد؟ ایران با تنوع قومی، زبانی و فرهنگی‌اش ایران است. ترک، فارس، کرد، لر، بلوچ، عرب، گیلک و ترکمن، اجزای جدایی‌ناپذیر یک ملت‌اند. هیچ‌کس حق ندارد به بهانه رقابت ورزشی، هویت و ریشه دیگری را هدف توهین قرار دهد. ورزش باید محل رقابت، هیجان و دوستی باشد، نه سکویی برای بازتولید کینه‌های قومی.
خطرناک‌تر از خود توهین، عادی‌سازی آن است؛ اینکه الفاظ تحقیرآمیز در ورزشگاه شنیده شود، فیلم آن در فضای مجازی بچرخد و در نهایت هیچ واکنش بازدارنده‌ای دیده نشود. این سکوت، ناخواسته این پیام را منتقل می‌کند که می‌توان به هویت یک قوم توهین کرد و همچنان از حاشیه امن برخوردار بود!
آیا مسئولان فوتبال متوجه‌اند که بی‌تفاوتی در برابر چنین رفتارهایی چه هزینه‌ای برای اعتماد اجتماعی دارد؟ امروز موضوع تراکتور است؛ فردا ممکن است هواداران تیم دیگری قربانی همین ادبیات شوند. مسئله، دفاع از یک باشگاه در برابر باشگاه دیگر نیست؛ مسئله دفاع از حرمت میلیون‌ها ایرانی علی التخصیص ترک هاست که در این قضیه چوب دو سر باخت اند. نمایندگان استان؛ صدای بلند در شعار، صدای خاموش در مطالبه‌گری! در این میان، عملکرد نمایندگان استان آذربایجان شرقی نیز محل پرسش جدی است. نمایندگی مردم فقط حضور در جلسات، سخنرانی‌های مناسبتی و انتشار بیانیه‌های تشریفاتی نیست.
نماینده زمانی نماینده واقعی مردم است که در برابر مسئله‌ای که افکار عمومی حوزه انتخابیه‌اش را جریحه‌دار کرده، مطالبه‌گری کند؛ اسناد بخواهد، پاسخ بخواهد و از ابزارهای قانونی و نظارتی مجلس استفاده کند. وقتی هواداران یک تیم احساس می‌کنند حقشان نادیده گرفته شده و به هویتشان بی‌احترامی شده است،انتظار دارند صدای نمایندگانشان شنیده شود.
اما حاصل این همه مطالبه چه بوده است؟ چرا هنوز پاسخ روشن و قانع‌کننده‌ای درباره ابعاد این پرونده در اختیار افکار عمومی قرار نگرفته است؟ مردم از نمایندگانشان انتظار ندارند در تصمیمات انضباطی فدراسیون دخالت کنند؛
انتظار دارند اجازه ندهند پرسش‌های جدی مردم بی‌پاسخ بماند.اگر ابزارهای نظارتی مجلس در چنین موضوعاتی به کار گرفته نشود، پس قرار است چه زمانی از آن‌ها استفاده شود؟ رئیس هیئت فوتبال استان؛ سکوتی که هزار سؤال به دنبال دارد! اما پرسش جدی دیگر متوجه رئیس هیئت فوتبال آذربایجان شرقی است؛ نهادی که انتظار می‌رود در چنین بزنگاه‌هایی صدای فوتبال تبریز باشد.
چرا در برابر این اتفاق موضعی روشن، صریح و مطالبه‌گرانه دیده نمی‌شود؟ چرا درباره ابعاد توهین‌های ادعاشده، کیفیت رسیدگی و تناسب رأی صادرشده، مطالبه‌ای جدی از سوی متولی هیات فوتبال تبریز مطرح نشده است؟
در محافل فوتبالی استان، انتقادهایی درباره نسبت و وابستگی مدیریتی رئیس هیئت به ساختار مدیریتی فدراسیون مطرح می‌شود؛ منتقدانی که معتقدند این روابط،استقلال مطالبه‌گری را تحت‌تأثیر قرار داده است. یک اصل غیرقابل چشم‌پوشی وجود دارد و آن اینکه ششگلانی تداوم کرسی فعلی ریاست خود را مدیون تاج و دارودسته اش می داند و البته که زبان در کام فرو برده و برای این حق خوری آشکار سرفه هم نخواهد کرد.
فدراسیون پاسخ بدهد؛ قانون برای همه است یا فقط برای بعضی‌ها؟
فدراسیون فوتبال نمی‌تواند با صدور یک رأی، پرونده‌ای با این ابعاد اجتماعی و اخلاقی را مختومه تلقی کند. سه مطالبه روشن وجود دارد:
۱. انتشار مستندات و گزارش‌های مرتبط با اتفاقات ورزشگاه و تشریح مبانی حقوقی رأی صادرشده.
۲. بررسی مستقل و مستند ادعاهای مربوط به توهین‌های قومیتی و برخورد انضباطی با هر فرد یا مجموعه‌ای که تخلفش اثبات شود.
۳. توضیح شفاف درباره اینکه چرا در رسیدگی به ترک زمین و علت اعتراض بازیکنان، چه ملاحظاتی لحاظ شده و آیا همه ابعاد ماجرا به یک اندازه بررسی شده‌اند.
این‌ها درخواست امتیاز ویژه برای تراکتور نیست؛ مطالبه اجرای برابر قانون است. تراکتور نه مصونیت می‌خواهد و نه قانون جداگانه. تراکتور همان چیزی را می‌خواهد که هر تیم و هر شهروندی باید از آن برخوردار باشد: عدالت، احترام و رسیدگی بی‌طرفانه. جمع‌بندی؛ تراکتور فقط یک تیم فوتبال نیست، مطالبه‌گر احترام است!
امروز مسئله فقط یک نتیجه سه بر صفر نیست. مسئله این است که آیا می‌توان به بهانه فوتبال، به هویت قومی انسان‌ها توهین کرد و هزینه‌ای نپرداخت؟ آیا می‌توان اعتراض به چنین رفتاری را نادیده گرفت و تمام بار مسئولیت را بر دوش معترضان گذاشت؟
آیا می‌توان از وحدت ملی سخن گفت، اما در برابر رفتارهایی که بذر تفرقه می‌پاشند،سکوت کرد؟
هواداران تراکتور از کسی صدقه نمی‌خواهند؛ امتیاز ویژه نمی‌خواهند؛ دنبال مصونیت نیستند. آن‌ها حق دارند خواهان اجرای بی‌تبعیض قانون باشند. به نمایندگان استان باید گفت: مردم شما را برای روزهای آرام انتخاب نکرده‌اند؛ روزهای دشوار است که معنای واقعی نمایندگی را مشخص می‌کند. به رئیس هیئت فوتبال استان باید گفت: مسئولیت شما در قبال فوتبال آذربایجان، با ملاحظات مدیریتی دیگران پایان نمی‌یابد. و به فدراسیون فوتبال باید گفت: اعتبار یک نهاد با تعداد آرای انضباطی‌اش سنجیده نمی‌شود؛ با میزان اعتماد مردم به عدالت آن سنجیده می‌شود. تراکتور را می‌توان با یک رأی سه بر صفر بازنده اعلام کرد، اما نمی‌توان مطالبه عدالت را با یک امضا از بین برد.
اگر امروز در برابر توهین قومی سکوت کنیم، فردا نباید از زخم‌های عمیق‌تر بر پیکر وحدت ملی تعجب کنیم.
اگر قرار است قانون اجرا شود، برای همه اجرا شود؛ اگر قرار است با توهین برخورد شود، با همه توهین‌کنندگان برخورد شود؛ و اگر قرار است کسی پاسخگو باشد، هیچ صندلی و هیچ رابطه‌ای نباید سپر مصونیت او شود.
تراکتور خواهان عدالت است، نه ترحم؛ خواهان احترام است، نه امتیاز؛ و خواهان پاسخگویی است، نه وعده‌های توخالی. این مطالبه را نه می‌توان با سکوت نمایندگان خاموش کرد، نه با ملاحظات مدیریتی به حاشیه راند و نه با یک رأی انضباطی به فراموشی سپرد و بدانید که : صدای عدالت‌خواهی را نمی‌توان سه بر صفر شکست داد!
به قلم وحید خدادادی
انتهای پیام/

سامانه مولد پرتال ستاک