گفتوگو با محمد پژوهان، تهیهکننده نمایش «الکترا»/
تئاتر برای من پیش از آنکه یک سرمایهگذاری باشد، عشق و تعهد فرهنگی است
1405/08/02 - 11:00 - کد خبر: 171653
نصر: اجرای نمایش «الکترا» اثر سوفوکل به زبان ترکی، تلاشی برای پیوند دادن یکی از ماندگارترین تراژدیهای جهان با ظرفیتهای زبانی و فرهنگی مخاطب امروز است.
به گزارش نصر، این اثر با کارگردانی و طراحی علی فتوحی و تهیهکنندگی محمد پژوهان، حاصل همکاری گروهی از بازیگران و هنرمندان تئاتر است که در قالب اجرایی متکی بر بازی، موسیقی، حرکت و گروه همسرایان شکل گرفته است. با محمد پژوهان درباره انگیزه تولید این نمایش، دشواریهای تهیهکنندگی تئاتر در شرایط اقتصادی کنونی و اهمیت تداوم فعالیتهای فرهنگی گفتوگو کردهایم.
چرا «الکترا» را برای تولید انتخاب کردید؟ در شرایطی که بسیاری از تولیدات نمایشی به دنبال جذب مخاطب از طریق موضوعات سرگرمکنندهتر هستند، چه انگیزهای برای سرمایهگذاری روی یک تراژدی کلاسیک وجود داشت؟
انتخاب «الکترا» برای من صرفاً انتخاب یک عنوان مشهور از ادبیات نمایشی جهان نبود. این اثر درباره زخمهایی است که با گذشت زمان از بین نمیروند، درباره عدالت و انتقام و درباره انسانی که میان گذشتهای دردناک و آیندهای نامعلوم گرفتار شده است. به نظرم این موضوعات محدود به یونان باستان نیستند و هر جامعهای میتواند با پرسشهای آن ارتباط برقرار کند.
از طرف دیگر، معتقدم تئاتر نباید فقط به آثاری محدود شود که تولیدشان کمهزینهتر است یا فروش آسانتری دارند. بخشی از مسئولیت ما در حوزه فرهنگ، فراهم کردن امکان مواجهه مخاطب با آثار ارزشمند ادبیات و هنر جهان است. طبیعی است که چنین انتخابی با دشواریهای بیشتری همراه باشد، اما اگر قرار باشد همیشه فقط بر اساس محاسبات اقتصادی تصمیم بگیریم، بسیاری از تجربههای مهم هنری اساساً فرصت شکلگیری پیدا نمیکنند.
چرا تصمیم گرفتید این تراژدی یونانی به زبان ترکی اجرا شود؟ آیا زبان اجرا صرفاً یک انتخاب فرهنگی است یا بخشی از هویت هنری نمایش به شمار میرود؟
زبان برای من فقط وسیله انتقال دیالوگ نیست؛ زبان بخشی از تجربه عاطفی و هویتی مخاطب است. وقتی اثری مانند «الکترا» به زبان ترکی اجرا میشود، مخاطب با اثر از مسیر زبان و تجربه زیسته خودش ارتباط برقرار میکند. این موضوع میتواند فاصله تاریخی و جغرافیایی میان تماشاگر امروز و جهان سوفوکل را کمتر کند.
در عین حال، به نظرم نباید میان ادبیات کلاسیک جهان و دیگر زبانها تقابل ایجاد کنیم. یک اثر میتواند ریشه در یونان باستان داشته باشد و در عین حال به زبان ترکی، با تمام ظرفیتهای ادبی و نمایشی آن، روی صحنه بیاید. این دو نهتنها با هم ناسازگار نیستند، بلکه میتوانند یکدیگر را غنیتر کنند. خوشبختانه با توجه به بازخوردهایی که طی اجرا از متخصصان امر دریافت کردهایم، در بیان پیچیدگیهای فکری، عاطفی و فلسفی این تراژدی کلاسیک به ترکی عملکرد خوبی داشتهایم.
تهیهکنندگی تئاتر در شرایط اقتصادی فعلی چه دشواریهایی دارد؟ آیا از نظر مالی میتوان به بازگشت سرمایه در چنین پروژههایی امیدوار بود؟
واقعیت این است که تولید یک نمایش حرفهای هزینههای متعددی دارد؛ از دستمزد هنرمندان و طراحی صحنه و لباس گرفته تا نور، موسیقی، تمرینها، تبلیغات و هزینههای اجرای عمومی. در شرایطی که هزینههای تولید افزایش پیدا میکنند و قدرت خرید مخاطب نیز محدودیتهایی دارد، تهیهکننده با محاسبات دشواری روبهروست. از سوی دیگر، قیمت بلیت هم نمیتواند بدون توجه به توان اقتصادی مردم افزایش پیدا کند؛ چون در نهایت هدف ما این است که مخاطب امکان تماشای تئاتر را داشته باشد.
در چنین شرایطی، باید صریح بگویم که برای من تهیهکنندگی تئاتر در درجه نخست یک سرمایهگذاری اقتصادی نیست. معمولاً هزینهای که برای تولید چنین آثاری صرف میشود، بهطور کامل بازنمیگردد و نمیتوان با اطمینان از سودآوری صحبت کرد. آنچه مرا به ادامه این مسیر ترغیب میکند، علاقه به فرهنگ و هنر و اعتقاد به ضرورت زنده ماندن جریان تئاتر است. البته این به معنای بیاهمیت بودن مسائل مالی نیست؛ تولید تئاتر بدون برنامهریزی و مدیریت هزینهها امکانپذیر نیست. اما در نهایت، انگیزه من برای این کار فراتر از حساب سود و زیان است.
در تولید «الکترا» چه ویژگیهایی در کارگردانی علی فتوحی برای شما اهمیت داشت و همکاری میان تهیهکننده و کارگردان چگونه شکل گرفت؟
در یک پروژه نمایشی، همکاری با کارگردان و اعتماد به نگاه هنری او از مهمترین تصمیمهای تهیهکننده است. تهیهکننده قرار نیست به جای کارگردان تصمیم هنری بگیرد؛ وظیفه او این است که زمینه لازم را برای تحقق آن نگاه فراهم کند و در عین حال، محدودیتها و الزامات اجرایی تولید را مدیریت کند.
در همکاری با آقای علی فتوحی، آنچه اهمیت داشت، امکان شکل دادن به یک اجرای مستقل و دارای هویت بود؛ اجرایی که صرفاً بازگویی داستان «الکترا» نباشد، بلکه از امکانات بازیگری، طراحی، حرکت و حضور گروه همسرایان برای خلق یک تجربه نمایشی استفاده کند. چنین کاری به هماهنگی و اعتماد متقابل نیاز دارد. به باور من، کیفیت نهایی یک نمایش زمانی شکل میگیرد که عوامل هنری بتوانند در چارچوب یک چشمانداز مشترک، تواناییهای خود را به کار بگیرند. از این منظر تجربه همکاری خوبی بین من و آقای فتوحی شکل گرفت که امیدوارم منشا شکلگیری کارهای بعدی نیز باشد.
اجرای «الکترا» حاصل همکاری مجموعهای از بازیگران و هنرمندان است. از نگاه شما، مهمترین چالش تولید یک اثر گروهی با این تعداد عوامل چیست؟
تئاتر هنری جمعی است و در نمایشی مانند «الکترا»، این ویژگی اهمیت بیشتری پیدا میکند. در کنار بازیگران، گروه همسرایان، طراحان و هنرمندان حوزه حرکت و دیگر عوامل اجرایی باید در مسیری مشترک حرکت کنند. هماهنگی میان این بخشها، بهویژه در طول تمرینها و اجرای عمومی، نیازمند برنامهریزی، صبوری و تعهد است.
تهیهکننده باید شرایطی فراهم کند که این مجموعه بتواند بهدرستی فعالیت کند. این کار تنها به تأمین هزینهها محدود نمیشود؛ نظم تولید، هماهنگی میان عوامل و توجه به نیازهای اجرایی گروه نیز اهمیت دارد. من معتقدم هر فردی که در شکلگیری یک نمایش سهم دارد، باید خود را بخشی از یک کار جمعی بداند. در نهایت، مخاطب با نام تکتک عوامل روی صحنه مواجه نمیشود؛ او با یک تجربه یکپارچه روبهروست که نتیجه تلاش همه اعضای گروه است.
برخی معتقدند آثار کلاسیک مانند «الکترا» به جهان امروز تعلق ندارند یا پرداختن به آنها در اولویت تئاتر معاصر نیست. پاسخ شما به این دیدگاه چیست؟
به نظرم ارزش یک اثر کلاسیک در این نیست که صرفاً متعلق به گذشته است؛ ارزش آن در این است که پس از گذشت قرنها همچنان میتواند پرسشهای تازهای پیش روی ما بگذارد. اگر «الکترا» فقط روایتی درباره یک خانواده در یونان باستان بود، احتمالاً امروز چنین جایگاهی در تاریخ ادبیات نمایشی نداشت. آنچه این اثر را زنده نگه داشته، پرسشهایی است که درباره عدالت، خشونت، مسئولیت فردی و چرخه انتقام مطرح میکند.
اتفاقاً تئاتر معاصر به چنین مواجهههایی نیاز دارد. قرار نیست اجرای یک اثر کلاسیک نسخهای آماده برای حل مشکلات امروز ارائه کند. هنر وظیفه ندارد برای همه مسائل پاسخ قطعی داشته باشد؛ گاهی اهمیت آن در این است که ما را وادار کند مسئله را عمیقتر ببینیم و درباره آن گفتوگو کنیم. برای من، اجرای «الکترا» فرصتی است تا مخاطب از خلال یک داستان کهن، به پرسشهایی فکر کند که همچنان در زندگی انسان معاصر حضور دارند.
تولید یک نمایش به زبان ترکی چه مسئولیتی در قبال مخاطبان منطقه و ظرفیتهای فرهنگی این زبان ایجاد میکند؟ آیا برای تداوم چنین تجربههایی برنامهای دارید؟
من فکر میکنم فعالیت فرهنگی به زبان ترکی نباید صرفاً به این دلیل که مخاطب مشخصی دارد، به یک حوزه محدود و حاشیهای تبدیل شود. هر زبان، ظرفیتهای ادبی و نمایشی خاص خودش را دارد و این ظرفیتها زمانی شکوفا میشوند که امکان تجربه، آزمون و تولید آثار جدی فراهم باشد.
اجرای «الکترا» از این نظر برای ما اهمیت دارد که نشان میدهد میتوان به سراغ متون دشوار و معتبر ادبیات نمایشی جهان رفت و آنها را در زبان و فضای فرهنگی خودمان بازآفرینی کرد. البته این مسیر با یک اجرا به نتیجه نمیرسد. برای تداوم آن، به حمایت مخاطبان، توجه رسانهها، همکاری نهادهای فرهنگی و حضور تهیهکنندگان و هنرمندانی نیاز داریم که حاضر باشند برای شکلگیری تجربههای تازه وقت و انرژی بگذارند. امیدوارم این نمایش بتواند سهم کوچکی در گسترش چنین مسیری داشته باشد.
در پایان، چه انتظاری از مخاطبان و مسئولان فرهنگی دارید؟ اگر قرار باشد پیام اصلی شما به کسانی که هنوز به تماشای «الکترا» نیامدهاند در یک جمله بیان شود، چه خواهید گفت؟
انتظار من از مخاطب این نیست که حتماً پس از تماشای نمایش با تمام برداشتها و تصمیمهای شخصیتها موافق باشد. برعکس، امیدوارم تماشاگر با پرسشهای خودش از سالن بیرون برود؛ درباره مرز عدالت و انتقام فکر کند، درباره زخمهای گذشته و مسئولیت انسان در برابر آنها بیندیشد و شاید بخشی از تجربه خود را در این داستان پیدا کند.
از مسئولان فرهنگی نیز انتظار داریم که به تئاتر، بهویژه تولیدات جدی و تجربههایی که به زبانهای مختلف کشور شکل میگیرند، به چشم بخشی از سرمایه فرهنگی جامعه نگاه کنند. چنین آثاری برای ادامه حیات به امکان اجرا، حمایت و فرصت دیده شدن نیاز دارند. و اگر بخواهم حرفم را کوتاه کنم، میگویم: ما تئاتر کار نمیکنیم چون همیشه از نظر اقتصادی بهصرفه است؛ تئاتر کار میکنیم چون باور داریم جامعه بدون هنر، بخشی از امکان اندیشیدن و گفتوگو کردن را از دست میدهد. برای من، تهیهکنندگی «الکترا» نیز از همین باور و علاقه سرچشمه میگیرد.
انتهای پیام/