یادداشت |
«سیاستمداران گلخانهای»؛ نسخهپیچی از بیرون میدان بحران
1405/07/26 - 12:34 - کد خبر: 171195
نصر: با توجه به وضعیت کنونی کشور که بیش از یک سال است درگیر جنگی نابرابر و محاصرهای همهجانبه و سخت است، دیگر نمیتوان با منطق شرایط عادی اداره کرد. تمام سیاستگذاریها، قانونگذاریها، برنامهریزیها و نظام بودجهای باید منطبق بر واقعیت جنگ، تحریم و فشار همهجانبه باشد. در چنین شرایطی، اولویتها باید بازتعریف شوند، هزینهها باید هدفمند شوند، و هر تصمیم باید پاسخ روشنی به این پرسش داشته باشد که چه گرهی از مدیریت کشور در شرایط جنگ و محاصره باز میکند.
در نشستهای نخبگانی، برخی از افرادی که عنوان فعالان حوزههای مختلف را یدک میکشند، مسائل و مواردی را مطرح میکنند که بیش از آنکه به تحلیل مسئولانه و راهکار عملی شبیه باشد، عنوان «سیاستمداران گلخانهای» را به ذهن متبادر میکند. سیاستمدار و کنشگر سیاسی اجتماعی گلخانهای در فضایی بسته، امن و بدون مسئولیت اجرایی تحلیل میکند، نسخههای کلی میپیچد و از هزینههای سیاسی و اجرایی حرفهایش سخن نمیگوید. طرح مطالبات کلی، مطالباتی بدون ارائه راهکار، آرزوهای دستنیافتنی، مسائلی خارج از حوزه اختیارات رئیسجمهور به لحاظ ساختار سیاسی، و طرح مسائل مربوط به جناحبندیهای سیاسی که مردم از آنها عبور کردهاند، جز کوبیدن بر طبل اختلافات و ایجاد گرههای کور نتیجه دیگری ندارد. مهمتر از همه، عدم ارائه پیشنهاد برای وضعیت فعلی کشور اعم از مدیریت فضای اقتصادی در شرایط جنگ و تحریم، طرحی برای انسجام و تابآوری اجتماعی، مدیریت منابع محدود، حفظ اشتغال و معیشت، و دهها مسئله از این دست، هیچ گرهی از مشکلات کشور و استان باز نخواهد کرد.
نقد بدون بدیل، در شرایط جنگی، تبدیل به بخشی از مسئله میشود، نه بخشی از راهحل. کسی که تریبون نخبگی میگیرد، باید بداند که نخبگی مسئولیت است، نه امتیاز. نخبه واقعی کسی است که در چارچوب اختیارات واقعی نهادها، اولویتها را تشخیص دهد، هزینه و فایده طرحهایش را بگوید و برای شرایط سخت، پیشنهاد عملی و قابل اجرا ارائه کند. در غیر این صورت، آنچه باقی میماند، «نخبهنمایی» است؛ یعنی تولید شعار، دامن زدن به نارضایتی، و فرار از پاسخگویی.
امروز کشور بیش از هر زمان دیگری به «سیاستورزی مسئولانه» نیاز دارد؛ سیاستورزی مبتنی بر واقعیت، نه توهم؛ مبتنی بر منافع ملی، نه سهمخواهی جناحی؛ مبتنی بر راهکار، نه شعار؛ و مبتنی بر انسجام، نه شکافافکنی. دشمنان نیز از همین شکافها و ناکارآمدیها بهره میبرند. بنابراین، همه اعم از نخبگان، مدیران، کارگزاران، نمایندگان، رسانهها و مردم باید دست به دست هم دهند و از سیاسیکاری پرهزینه و نمایشی عبور کنند. برای بهتر شدن حال کشور، باید از «گلخانه تحلیل» بیرون آمد و به «میدان اجرا» بازگشت؛ با پیشنهاد، با مسئولیتپذیری، با پذیرش محدودیتها و با اولویتگذاری واقعی. هر سخن، هر نقد و هر برنامهای که فاقد راهکار اجرایی و سنجه پاسخگویی باشد، در شرایط جنگ و محاصره، تنها بار مشکلات را سنگینتر میکند.
به قلم محمدرضا انزابی
انتهای پیام/