یادداشت |

نقش اتحاد نیروهای سیاسی در فرایند توسعه

1405/07/22 - 08:07 - کد خبر: 170848
شهرام دبیری

نصر: در شرایطی که آمریکا و رژیم صهیونیستی با تمام توان نظامی و اقتصادی، جنگ ترکیبی و تحریم همه‌جانبه‌ای را علیه جمهوری اسلامی ایران تحمیل کرده‌اند، پرسش بنیادین این است که چگونه می‌توان از این گردنه تاریخی عبور کرد و مسیر توسعه را ادامه داد؟

توسعه به‌عنوان فرایندی چندبعدی، متضمن ارتقاء مستمر جامعه در تمامی عرصه‌های مادی و معنوی است و در نهایت به زندگی بهتر و انسانی‌تر می‌انجامد. با این حال، تجربه کشورهای در حال توسعه نشان می‌دهد که صرف وجود منابع طبیعی، سرمایه انسانی یا حتی نهادهای صوری، تضمینی برای تحقق توسعه نیست. پرسش اصلی این است که کدامین عوامل برخی از جوامع را در مسیر توسعه پایدار قرار می‌دهد و برخی دیگر را در چرخه بی‌پایان بی‌ثباتی و عقب‌ماندگی نگه می‌دارد؟
با آنکه اتحاد نیروهای سیاسی و اجماع نخبگانی بر اهداف بنیادین توسعه، نقشی تعیین کننده در فرایند توسعه ایفا می کند، اما در ادبیات توسعه در ایران کمتر مورد توجه قرار گرفته است. بدون وفاق حداقلی میان نخبگان سیاسی، اقتصادی و اجتماعی، حتی بهترین سیاست‌ها نیز در گرداب رقابت‌های مخرب، بی‌ثباتی سیاسی و تغییرات مکرر مسیر توسعه، عقیم می‌مانند.
یکی از متفکران حوزه توسعه، لوسین پای در کتاب «بحران‌ها و توالی‌ها در توسعه سیاسی»، توسعه را در سه مؤلفه اساسی مفهوم‌پردازی می‌کند: انفکاک ساختاری، برابری و ظرفیت خلاق.
انفکاک ساختاری به فرایند تفکیک نهادها و کارکردهای سیاسی، اقتصادی و اجتماعی از یکدیگر اشاره دارد؛ به‌گونه‌ای که هر حوزه بتواند بر اساس منطق درونی خود عمل کند. برابری به گسترش حقوق برابر شهروندی، دسترسی برابر به فرصت‌ها و مشارکت سیاسی اشاره دارد. ظرفیت خلاق به توانایی نظام سیاسی در پاسخگویی به نیازهای در حال گسترش جامعه، نوآوری نهادی و سازگاری با شرایط متغیر اطلاق می‌شود .
توسعه اقتصادی نیز به‌عنوان یکی از ابعاد کلیدی، فرایندی است که در طی آن شالوده‌های اقتصادی و اجتماعی جامعه دگرگون می‌شود و حاصل آن افزایش درآمد سرانه، کاهش نابرابری‌ها و تغییر در الگوهای تولید، توزیع و مصرف است .
لری دایموند نیز پیشنهاد می‌کند به‌جای شاخص تولید ناخالص ملی، از شاخص توسعه انسانی (HDI) استفاده شود، زیرا در بسیاری از کشورهای در حال توسعه، رتبه‌بندی HDI به‌طور چشمگیری از سرانه تولید ناخالص ملی بالاتر است .

نخبگان و اجماع بر سر منافع ملی
استفان درکان، اقتصاددان توسعه، در کتاب «شرط‌بندی بر توسعه: چرا برخی کشورها برنده و برخی بازنده می‌شوند»، استدلال می‌کند که اجماع میان نخبگان، مهم‌تر از «نهادهای قوی» یا اتخاذ «سیاست‌های خاص» به‌عنوان سکوی پرتاب توسعه عمل می‌کند.
درکان نخبگان را چنین تعریف می‌کند: «افراد درون بافت جامعه، اقتصاد و سیاست که تصمیم می‌گیرند یا می‌توانند به‌طور نامتناسبی بر تصمیمات تأثیر بگذارند.» این تعریف نه‌تنها طبقه سیاسی و بوروکراسی دولتی، بلکه جامعه تجاری، دانشگاهیان، جامعه مدنی و رهبران کارگری را نیز در بر می‌گیرد.
اجماع از منظر درکان عبارت است از «تعهد کسانی که قدرت شکل‌دادن به سیاست، اقتصاد و جامعه را دارند، به تلاش برای رشد و توسعه.» او تأکید می‌کند که این تعهد مشترک، مهم‌ترین ویژگی مشترک کشورهای موفق است، علی‌رغم اختلافات بر سر جزئیات مهم، از جمله در سیاست‌گذاری اقتصادی.

وفاق نخبگان و مؤلفه‌های توسعه
برخی پژوهشهای انجام شده، نشان می‌دهد که وجود اجماع نخبگان ده مزیت کلیدی برای توسعه به همراه دارد: ثبات سیاسی، سیاست‌گذاری پایدار و بلندمدت، افزایش اعتماد عمومی به نهادهای سیاسی، جذب سرمایه‌های بخش خصوصی، کاهش فساد اداری و سیاسی، بهبود روابط بین‌المللی، تقویت نهادهای مدنی، مدیریت بهتر چالش‌ها و بحران‌ها، توزیع مناسب‌تر منابع و فرصت‌ها، و افزایش نوآوری و بهره‌وری ملی .
در مقابل، نبود اجماع سیاسی به ظهور پوپولیسم، مهاجرت نخبگان، افزایش بحران‌های زیست‌محیطی، گسترش ناامنی، از دست دادن فرصت‌های بین‌المللی، نوسانات شدید اقتصادی، افول فرهنگ گفتگو، بحران مشروعیت، کاهش سرمایه اجتماعی و چندپارگی قدرت می‌انجامد.

مصادیق تاریخی: اجماع نخبگان و جهش‌های توسعه/ کره جنوبی: حرکت از بی‌ثباتی به سمت توسعه
کره جنوبی یکی از بارزترین نمونه‌های نقش اجماع نخبگان در توسعه است. پس از جنگ کره (۱۹۵۰-۱۹۵۳ میلادی)، این کشور با فقر گسترده، بی‌ثباتی سیاسی و نهادهای شکننده مواجه بود. آنچه مسیر توسعه را هموار کرد، شکل‌گیری اجماعی حداقلی میان نخبگان سیاسی، نظامی و اقتصادی بر اولویت رشد اقتصادی و صنعتی‌سازی بود. درکان کره جنوبی را در زمره کشورهایی قرار می‌دهد که «معامله توسعه» را با موفقیت منعقد کردند.
دولت‌های نظامی کره جنوبی در دهه‌های ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰، با وجود سرکوب سیاسی، توانستند اجماعی میان تکنوکرات‌ها، بخش خصوصی و نیروهای مسلح بر اهداف توسعه صنعتی ایجاد کنند. این اجماع، سیاست‌گذاری پایدار و بلندمدت را ممکن ساخت و زمینه‌ساز جهش اقتصادی این کشور شد؛ بدین ترتیب با افزایش سطح توسعه اقتصادی و گسترش طبقه متوسط زمینه برای گذار از بحرانها فراهم می‌شود.

تایوان و مالزی: اجماع همگانی برای رشد
تایوان و مالزی نیز نمونه‌های دیگری از کشورهایی هستند که اجماع نخبگان بر رشد و توسعه را تجربه کردند. در تایوان، اجماع میان حزب حاکم، تکنوکرات‌ها و بخش خصوصی بر توسعه صادرات‌محور و صنعتی‌سازی، سیاست‌های اقتصادی را از نوسانات سیاسی مصون نگه داشت. در مالزی، اجماع نسبتاً پایدار میان نخبگان سیاسی از گروه‌های قومی مختلف، توانست ثبات لازم برای رشد اقتصادی را فراهم کند. درکان این کشورها را در زمره موفقیت‌های توسعه در آسیا فهرست می‌کند و تأکید می‌کند که نقطه شروع توسعه و رشد، لزوماً به «نهادهای قوی» یا اتخاذ «بسته سیاستی خاص» مرتبط نیست، بلکه به ساختن اجماع میان نخبگان اقتصادی، به‌ویژه در مورد منابع اقتصادی و سیاست‌های توزیعی بستگی دارد.

نمونه منفی: مصر و فقدان اجماع سیاسی
در مقابل، مصر نمونه‌ای از فقدان اجماع پایدار میان نخبگان است. دولتهای حاکم بر مصر در طول ادوار مختلف تلاش کردند بلوک سیاسی یا اجماعی میان نخبگان خود ایجاد کنند اما این امر ناموفق ماند. ظهور اخوان‌المسلمین و دوقطبی‌شدن هرچه بیشتر جامعه مصر، یکی از عوامل اصلی این ناکامی بود .
این وضعیت عدم توافق نخبگان بر مسائل بنیادین، که مانع شکل‌گیری اجتماع ملی یا مسیر فکری اساسی مصر می‌شود، تا به امروز نیز ادامه دارد و فقدان این اجماع، مانع اصلی توسعه پایدار در مصر محسوب می‌شود .

فرهنگ انعطاف‌ناپذیری نخبگان
یکی از موانع اصلی تحقق وفاق نخبگان، فرهنگ سیاسی انعطاف‌ناپذیر است. بخشی از روحیه انعطاف‌ناپذیری فرهنگ سیاسی نخبگان را می‌توان در تمامیت‌خواهی و انحصارطلبی جستجو کرد. ضعف فرهنگ انعطافی در میان نخبگان حزبی، راه را برای حرکت به سمت تعامل‌گرایی مسدود می‌کند و اصل رقابت را تبدیل به اصل لجاجت و تخریب می‌کند .
استاد برجسته جامعه‌شناسی، ادوارد شیلز معتقد است نخبگان به پذیرش قواعد بازی عمل نمی‌کنند زیرا پذیرش قواعد بازی از سوی این گروه، مساوی با کاهش قدرت آن‌هاست. لذا هر یک از طرفین خواستار آن هستند که طرف دیگر به قواعد بازی تن دهد. بنابراین گاه خود نخبگان، مانع عمده بر سر راه توسعه سیاسی و اقتصادی در جوامع هستند .

نهادینه‌سازی رقابت و نقش احزاب
ساموئل هانتینگتون در «سامان سیاسی در جوامع دستخوش دگرگونی» مدعی است که به سبب فراهم نبودن ساختارهای سیاسی استوار و نهادمند، تعارض‌ها میان گروه‌ها و بخش‌های مختلف جامعه به شدت بالا می‌گیرد و بستر برای تزلزل، آشوب‌های سیاسی-اجتماعی و بی‌ثباتی فراهم می‌شود .
احزاب سیاسی، در صورت نهادمند شدن، می‌توانند با نهادینه‌سازی رقابت سیاسی سالم و مسالمت‌آمیز، مقابله با زمینه‌های فساد، چرخش قدرت و گردش نخبگان، جامعه‌پذیری بازی قدرت و قبول نتایج سیاسی، در بلندمدت سبب تقویت سرمایه اجتماعی و اعتماد سیاسی شوند .

عدالت توزیعی در شرایط جنگ
توزیع عادلانه منابع و فرصت‌ها، مهمات جنگ شناختی دشمن را بی‌اثر می‌کند. اگر مردم احساس کنند که فشارهای اقتصادی به‌طور عادلانه توزیع شده، مقاومت پایدارتر خواهد بود.

نتیجه‌گیری: وفاق، تنها راه فراروی ما
در شرایطی که آمریکا و رژیم صهیونیستی تمام توان خود را برای شکست اراده ملت ایران به کار گرفته‌اند، اجماع نخبگان و اتحاد نیروهای سیاسی نه یک انتخاب تشریفاتی، بلکه شرط بقاء و تداوم راه است.
تجربه کره جنوبی نشان می‌دهد که حتی در سایه تهدید دائمی، اجماع نخبگان می‌تواند بسیار موثر باشد؛ بالعکس تجربه مصر نشان می‌دهد که فقدان اجماع، توسعه را نابود می‌کند.
دشمن امروز بر شکاف نخبگان سرمایه‌گذاری کرده است. هر شکافی، یک پیروزی برای دشمن است و هر اجماعی، یک شکست برای دشمن است.
وفاق ملی، تنها راه توسعه در شرایط جنگ تحمیلی است. و این وفاق، نه با شعار، بلکه با گفتگو، نهادسازی، عدالت، و پذیرش قواعد بازی ساخته می‌شود.
اتحاد نیروهای سیاسی و اجماع نخبگان بر اهداف بنیادین توسعه، نه‌تنها شرطی تسهیل‌گر، بلکه پیش‌نیاز نظری و عملی برای تحقق توسعه پایدار است.
تجربه کره جنوبی، تایوان و مالزی نشان می‌دهد که حتی در شرایط فقدان نهادهای قوی، اجماع حداقلی نخبگان بر رشد و توسعه می‌تواند مسیر جهش اقتصادی را هموار کند. در مقابل، نمونه مصر نشان می‌دهد که فقدان اجتماع سیاسی و توافق نخبگان بر مسائل بنیادین، مانع اصلی توسعه پایدار است.
بر این اساس نخست، تلاش برای ساختن اجماع نخبگانی بر اهداف کلان توسعه باید در اولویت قرار گیرد.
دوم، فرهنگ سیاسی نخبگان باید به سمت انعطاف‌پذیری، پذیرش قواعد بازی و احترام به حقوق رقبا حرکت کند. و سوم، نهادینه‌سازی احزاب و سازوکارهای رقابت سیاسی سالم، بستر لازم برای وفاق پایدار را فراهم می‌کند. بدون این پیش‌شرط‌ها، حتی بهترین سیاست‌های توسعه نیز در گرداب بی‌ثباتی و رقابت‌های مخرب عقیم خواهند ماند.

به قلم دکتر شهرام دبیری
انتهای پیام/

سامانه مولد پرتال ستاک