چشم نخوری!

1405/07/21 - 08:53 - کد خبر: 170755
نظر قربانی

نصر: حالا چند سالی می‌شود که اکثر آدم‌ها از خانه‌هایشان، سفرهایشان، خریدهای تازه، موفقیت‌های کاری و لحظه‌های خوش زندگی عکس می‌گیرند و با دیگران به اشتراک می‌گذارند. اما با این حال، هنوز هم وقتی کسی از اتفاق خوبی حرف می‌زند، ممکن است صدایی از میان جمع بگوید: «چشم نخوری!» تازه اگر راوی پیش از تعریف کردن موضوع، جمله‌اش را با «گوش شیطان کر» شروع نکند!

به گزارش نصر، حتی در برخی خانه‌ها هم هنوز به محض رفتنِ مهمان یا بازگشت از یک جمع دوستانه، اسپند دود می‌کنند و مهره‌های سفید و آبی‌رنگ «چشم‌نظر» به آینه خودروها، لباس کودکان یا گوشه‌ای از وسایل خانه آویزان است؛ کارهایی که نشان می‌دهد هنوز هم تلاش برای «چشم نخوردن» مهم است. البته برای گروهی این کار بخشی از رسم خانوادگی است؛ دیگری با جدیت به اثر چشم‌زخم باور دارد و فردی هم ممکن است بی‌آنکه اعتقاد محکمی داشته باشد، هنگام تعریف کردن از یک اتفاق خوب، ناخودآگاه بگوید «بزنم به تخته». آنچه این رفتارهای متفاوت را به هم ربط می‌دهد، نگرانی از این است که، مبادا چیزی که به دست آورده‌ایم، با دیده شدن و حرف زدن درباره آن، از دست برود.

سابقه تاریخی «چشم‌زخم»
مروری بر نمونه‌های مربوط به «چشم‌زخم»، از واژه‌هایی که در متون کهن برای توصیف چشمِ بد به کار رفته تا رسم‌هایی مانند دود کردن اسفند و آویختن مهره، نشان می‌دهد که این باور در دوره‌های مختلف به شکل‌های گوناگون بیان شده است. از واژه‌هایی در متون اوستایی و پهلوی که برای توصیف «بدچشم» و «چشم‌زننده» به کار رفته‌اند تا شعر شاعران فارسی‌زبان و روایت‌های تاریخی همه بر این موضوع تاکید دارند.
در متون اوستایی، تعبیرهایی درباره بدچشمی دیده می‌شود و در متون پهلوی نیز واژه‌هایی با همین معنا به کار رفته‌اند. این سابقه نشان می‌دهد که مفهوم چشم بد در سنت‌های زبانی و فرهنگی ایران قدمتی طولانی دارد. در شعر فارسی نیز این باور فقط در قالب اشاره‌ای گذرا مطرح نشده است. فردوسی در بیتی می‌گوید: «ندانم چه چشم بد آمد بر اوی / چرا پژمرید آن چو گلبرگ روی»؛ در اینجا پژمردگی و دگرگونی حال یک شخص با چشم بد پیوند می‌خورد. در شعر حافظ هم چشم بد در کنار دعا قرار می‌گیرد؛ چنان‌که شاعر از خدا می‌خواهد فرد را از آسیب آن دور نگه دارد.

چشم خوردن چگونه است؟!
در تعریف سنتی «چشم‌زخم»، نگاه دیگران می‌تواند به فرد یا چیزی که به او تعلق دارد آسیب برساند. این نگاه البته همیشه از دشمنی آشکار نمی‌آید. گاهی حسرت، گاهی تحسین بیش از اندازه و حتی گاهی علاقه شدید نیز در توضیح آن قرار می‌گیرد. در چنین برداشتی، کسی که چشم می‌زند همیشه غریبه نیست؛ ممکن است دوست، خویشاوند، همسایه یا حتی یکی از اعضای خانواده باشد. 
این نکته مهم است، چون «چشم‌زخم» را از یک باور ساده درباره بدخواهی دیگران فراتر می‌برد. مسئله فقط این نیست که کسی از موفقیت ما ناراحت شود؛ گاهی خودِ دیده شدن و مورد توجه قرار گرفتن نیز نگران‌کننده می‌شود. در این نگاه، حتی تحسین دیگران می‌تواند به خطری احتمالی تبدیل شود. به همین دلیل است که در برخی خانواده‌ها، تعریف کردن از زیبایی کودک، وضع مالی خوب، خرید تازه یا پیشرفت کاری با احتیاط انجام می‌شود.
در روایت‌های مربوط به این باور، برای دور ماندن از چشم دیگران، گاهی توصیه می‌شود موفقیت پنهان بماند یا فرد در برابر کسی که او را بدچشم می‌داند، چندان شاد و راضی به نظر نرسد. بعضی‌ها از نشان دادن اشیای ارزشمند خودداری می‌کنند و برخی نیز هنگام صحبت درباره برنامه‌های آینده، از عبارت‌هایی مانند «ان‌شاءالله» و «بی‌حرف پیش» استفاده می‌کنند. 

خطر چشم خوردن در اینستاگرام!
در گذشته، خبر خرید خانه، سفر، ازدواج یا موفقیت کاری معمولا در جمع خانواده، میان دوستان یا در محیط کار می‌چرخید. امروز اما به واسطه استفاده از شبکه‌های اجتماعی یک تصویر می‌تواند در چند دقیقه به دست آدم‌های بیشتری برسد. حتی اگر صفحه اینستاگرام فرد، عمومی نباشد و مخاطبان محدودی داشته باشد یا باید تصمیم‌ بگیرد تنها به عنوان تماشاگر فعالیت کند یا اگر بخواهد تصویری به اشتراک بگذارد بارها با خودش بالا و پایین کند که آیا لازم است این تصویر را دنبال‌کنندگانش ببینند یا نه. در فضای مجازی، افراد از یک سو با میل به ثبت و به اشتراک گذاشتن لحظه‌های خوب روبه‌رو هستند و از سوی دیگر ممکن است نگران قضاوت، مقایسه یا واکنش دیگران باشند. عکس سفر، خانه تازه، هدیه‌ای گران‌قیمت یا خبر یک موفقیت، هم می‌تواند راهی برای شریک کردن دیگران در شادی باشد و هم زمینه‌ای برای مقایسه زندگی‌ها فراهم کند.
از سوی دیگر، شبکه‌های اجتماعی خودشان به محلی برای تقویت و گسترش همین باورها تبدیل شده‌اند. مهره‌های «چشم‌زخم»، دستبندها و وسایلی با نماد چشم، در کنار عبارت‌هایی درباره انرژی منفی یا دور ماندن از حسادت، در فضای مجازی هم دیده می‌شوند. کسی تبلیغ فروش دست‌سازه‌های «چشم‌زخم» را می‌کند یا بلاگری در هر گوشه از خانه‌اش یک مهره «چشم‌زخم» گذاشته و یا استیکر این نماد، گوشه استوری‌هایش جا خوش کرده‌اند و همه اینها به تقویت و ماندگاری این باور دامن می‌زند.
«چشم‌زخم» فقط در حرف‌ها و نگرانی‌ها باقی نمانده است. برای مقابله با آن، رسم‌های مختلفی شکل گرفته که برخی از آن‌ها هنوز در خانواده‌ها اجرا می‌شوند. دود کردن اسپند، شکستن تخم‌مرغ، همراه داشتن مهره یا آویختن نظر قربانی از جمله این رسم‌هاست. این کارها در همه مناطق به یک شکل انجام نمی‌شوند و حتی ممکن است در دو خانواده از یک شهر نیز تفاوت داشته باشند. همین تفاوت‌ها نشان می‌دهد که با یک آیین واحد و ثابت روبه‌رو نیستیم، بلکه با مجموعه‌ای از رفتارها مواجهیم که در طول زمان و در محیط‌های مختلف تغییر کرده‌اند.

سه شیوه برای دور کردن چشم شور!
برخی برای دود کردن اسپند، یک مشت از دانه‌های آن را دور سر فرد یا وسیله‌ای که تازه خریده‌اند می‌گردانند و بعد روی آتش می‌ریزند. بعضی‌ها اسپند را پس از چرخاندن دور سر، به شانه راست و چپ، جلوی سینه و پشت فرد می‌زنند و هم‌زمان می‌گویند: «بترکه چشم حسود، همسایه دست راستی، دست چپی، جلویی، پشتی». در بعضی روایت‌ها، دانه‌های اسپند را سی‌وسه‌تا می‌شمارند و هنگام دود کردنشان این عبارت را تکرار می‌کنند: «اسپند دونه دونه، اسفند سی و سه دونه، اسفند خودش می‌دونه، هر کی از دشمنونه، چشم خویش و بیگانه، الهی بترکونه». صدای ترکیدن دانه‌ها روی آتش هم برای کسانی که به این رسم باور دارند، نشانه ترکیدن چشم حسود است. گاهی نیز کمی زاج به اسپند اضافه می‌کنند؛ زاج پس از سوختن شکلی شبیه چشم پیدا می‌کند و آن را با ته کفش لِه می‌کنند.
شکستن تخم‌مرغ هم در بعضی خانواده‌ها برای دفع چشم‌زخم، به‌ویژه هنگامی که کسی بیمار شده باشد، انجام می‌شود. در یکی از شکل‌های این رسم، بیمار را رو به قبله می‌نشانند و فردی که قرار است تخم‌مرغ را بشکند، بالای سر او می‌ایستد. سپس نام کسانی را که احتمال می‌دهند بیمار را چشم زده باشند، با کمک اطرافیان به یاد می‌آورند و به ازای هر نام، دایره‌ای روی تخم‌مرغ می‌کشند؛ این نام‌ها ممکن است از میان اعضای خانواده و فامیل و همسایه‌ها انتخاب شوند و حتی نام خود بیمار هم در میانشان باشد. پس از آن، هفت دایره دیگر به تعداد روزهای هفته روی تخم‌مرغ می‌کشند و می‌گویند: «شنبه‌زا، یکشنبه‌زا...»؛ سپس سکه‌ای روی سر باریک تخم‌مرغ می‌گذارند و آن را با پارچه‌ای می‌پیچند. در ادامه، نام افراد را دوباره تکرار می‌کنند و با هر نام، فشاری به تخم‌مرغ وارد می‌کنند. اگر تخم‌مرغ به نام کسی بشکند، باور بر این است که همان شخص بیمار را چشم زده است. در پایان، تخم‌مرغ را در آب روان می‌اندازند و پارچه و سکه را به فرد نیازمندی می‌دهند. شکل دیگری از این رسم هم وجود دارد که در آن، تخم‌مرغ را سه بار از پیشانی تا ناف بیمار می‌کشند، دعایی می‌خوانند و سپس آن را در برابر بیمار می‌شکنند.
«نظر قربانی» نیز از نشانه‌های آشنای مقابله با چشم‌زخم است؛ مهره‌ای معمولا سفالی با لعاب آبی لاجوردی که آن را به گردن کودکان می‌اندازند یا به لباسشان وصل می‌کنند. استفاده از این مهره به کودکان محدود نمی‌شود و گاهی آن را به حیوانات مزرعه‌ای که ویژگی خاصی دارند، مانند گاوی که بیش از معمول شیر می‌دهد، می‌آویزند. برخی رانندگان هم نظر قربانی را به آینه خودرو وصل می‌کنند و بعضی افراد آن را برای محافظت از وسایل و دارایی‌هایشان به کار می‌برند.

چرا برای اتفاق‌های ناخوشایند دنبال دلیل می‌گردیم؟
بیماری، خرابی یک وسیله، به‌هم خوردن یک برنامه یا تغییر ناگهانی شرایط، همیشه توضیح روشنی ندارد. آدم‌ها در چنین موقعیت‌هایی معمولا تلاش می‌کنند بفهمند چه چیزی باعث آن شده است. گاهی علت مشخص است و گاهی با مجموعه‌ای از احتمال‌ها روبه‌رو می‌شوند. باورهایی مانند «چشم‌زخم» می‌توانند برای بعضی افراد راهی آشنا برای توضیح دادن اتفاقی باشند که علتش روشن نیست یا از کنترل آن‌ها خارج است. این توضیح که از نگاه خیلی‌ها خرافات است، ممکن است احساس سردرگمی را کمتر کند یا به فرد امکان دهد کاری برای مقابله با نگرانی‌اش انجام دهد. به اعتقاد برخی، دود کردن اسپند، خواندن دعا یا انجام یک رسم خانوادگی می‌تواند حس آشنایی و همراهی ایجاد کند؛ به‌خصوص وقتی چند نفر از اعضای خانواده در آن مشارکت می‌کنند. 
پی‌نوشت: در بخش‌هایی از این گزارش از مقاله «چشم‌زخم در جامعه امروز» نوشته منیژه مشیری، منتشرشده در فصلنامه فرهنگ مردم ایران، استفاده شده است.
انتهای پیام/

سامانه مولد پرتال ستاک