خبر/
هشدار بزرگ به ناوهای آمریکایی
1405/07/07 - 10:26 - کد خبر: 169571
نصر: دادهها و تصاویر ماهوارهای «سنتینل-۲» در روزهای اخیر نشان داده است ناوهای آمریکا از خطی که ماهها در آن دیده میشدند، ناپدید شدهاند.
به گزارش نصر، پایگاه «مولومانیتور» با رصد ناوگروهای آمریکا اعلام کرد در ۲۶ روز گذشته هیچیک از ناوهای «یواساس جورج اچ. دبلیو. بوش»، «یواساس جورج واشنگتن»، «یواساس باکسر» و ناوشکنهای کلاس «آرلی برک» همراه آنها در محدودهای که پیشتر «خط محاصره دریایی ایران» شناخته میشد، در تصاویر ماهوارهای دیده نشدهاند.خط محاصره دریایی آمریکا شکسته شده و از حالت اولیه عقبتر رفته است. همچنین پایگاه امنیتی «امنیت دفاعی آسیا» همین اطلاعات را با زبان محتاطانهتر گزارش کرد. بر اساس این گزارش، ناوهای آمریکایی پس از حمله موشکی ایران در روز 14 شهریور 1405، مواضع قبلی خود در نزدیکی دریای عمان را ترک کرده و به مناطق دورتر در دریای عرب منتقل شدهاند. همان زمان سازمان تروریستی سنتکام تأیید کرد موشکهای بالستیک ایران به یک ناو هواپیمابر و یک ناوشکن شلیک شد و آنها «با مانور از چند حمله بدون مجوز ایرانی گریختند»؛ بااینحال سنتکام زیر بار اصابت یا تلفات نرفت اما چند روز بعد رسانههای غربی از آسیب به تسلیحات آمریکایی در این حمله خبر دادند. پس از آن بود که خط محاصره عقب کشیده شد.
خط محاصره کجا بود و چرا عقبرفتنش مهم است؟
از ابتدای شهریورماه، اوسینتکارها (کسانی که جستوجوی پیشرفتهای در منابع اطلاعاتی دارند) ناوهای هواپیمابر آمریکا و ناوشکنهای همراه را در تصاویر ماهوارهای، در خروجی خلیج عمان و روی محور «رأسالحد» (عمان) تا «چابهار» (ایران) پیدا میکردند. این خط عملاً دروازه تنگه هرمز بود؛ نقطهای که هر کشتی خروجی از خلیجفارس برای ورود به اقیانوس باز باید از کنار آن بگذرد. حالا شناورها در میانه دریای عرب گزارش شدهاند.
پنتاگون این تغییر را «تلاش برای کاهش آسیبپذیری» نامیده؛ اما هرکسی میداند عقب کشیدن یک آرایش زرهی از زیر آتش طرف مقابل بدون آتشبس، یعنی پذیرفتن شرط دشمن. ناوگان دشمن طبق رصد «مولومانیتور»، در میانه دریای عرب است. این جابهجایی چند صد کیلومتری هزینههای سنگینی دارد از جمله افزایش فاصله پرواز جنگندههای ناو، وابستگی بیشتر به هواگردهای سوخترسان و سوختگیری در هوا، دشوارشدن هماهنگیهای پشتیبانی و اتکای بیشتر به شناورهای تأمین در دریا. یعنی آمریکا برای حفظ همان محاصره باید هزینه بیشتری بدهد.
گسترش جغرافیای تهدید علیه ناوها
برای فهم اهمیت آنچه در آبهای جنوب ایران گذشته، باید ابتدا نقشه جغرافیایی این آبها را شناخت. خلیجفارس از تنگه هرمز به خلیج عمان میریزد و خلیج عمان خودش بخشی از دریای عرب است و دریای عرب بخشی از اقیانوس هند. یعنی دریای عرب هم وسیعتر از دریای عمان است و هم آن را در بر میگیرد. تا امروز در ادبیات نظامی ایران، نام دریای عرب را کمتر شنیده بودیم و بیشتر صحبت از دریای عمان بود. رهبر انقلاب اما در پیام روز گذشته خود در اقدامی معنادار درباره حضور نظامی آمریکا به دریای عرب اشاره کردند؛ یعنی جغرافیایی فراتر از ادبیات قبلی. این کار دو اثر همزمان دارد. در این معنا، چهارچوب روایت از تنگه هرمز به کل حوضه دریای عرب و اقیانوس هند گسترش مییابد و از حالا ناوهای آمریکایی باید منتظر مهمانهای ناخوانده در دریای عرب هم باشند.
پایان منطقه امن
نیمه شهریور بود که نیروی دریای ایران برای نخستینبار موشک بالستیک ضدکشتی «قاسم بصیر» را به کار برد. این موشک راهبردی با برد حدودی ۱۲۰۰ کیلومتر، سر جنگی مانورپذیر حدود ۵۰۰ کیلوگرمی، هدایت نهایی با رهیاب الکترواپتیکی و مادونقرمز، بدنه کامپوزیت کربنی و سرعت نهایی حدود ۵ ماخ به یکی از مهمترین ابزارهای هزینهزای ایران علیه ناوهای آمریکا تبدیل شده است. از سواحل جنوب ایران، این برد تقریباً تمام دریای عرب را پوشش میدهد. برای ناو هواپیمابری که در میانه دریای عرب مستقر است، همچنان استقرار امنی وجود ندارد و گستره پوشش این موشک، میتواند کل حوضه را شامل شود.
تکرار لینکلن؟
در دریا، لازم نیست هر شلیک مستقیماً به هدف اصابت کند تا هزینه ایجاد شود. نبرد در دریا آنهم هزاران کیلومتر دورتر از مبدأ فرسایش بسیاری دارد. جابهجایی ناو و مانور برای مورد هدف قرارنگرفتن توسط موشک، خود یکی از مهمترین هزینههایی است که ناوگروهها باید بپردازند و اگر این روند ادامه پیدا کند، سرنوشت فرسودگی و بازگشت کامل آبراهام لینکلن برای دیگر ناوهای آمریکایی رخ خواهد داد؛ بنابراین اگرچه آمریکا ناوی را از دست نداده؛ اما عقبنشینی تا جایی که کارکرد ناو از بین برود، نهتنها برای ارتش تروریستی آمریکا بیفایده است که هزینه جنگ را برای واشنگتن بالاتر نیز میبرد.
تهران این رویه را پیشتر و پلهپله مطرح کرده بود؛ هشدارهایی که اکنون مشروعیت بیشتری دارد. سرلشکر محسن رضایی، دبیر شورایعالی امنیت ملی درباره حملات موشکی گفته بود موشکها «برای آمریکا جهنم ساختند و آنها فرار کردند.» او بعدتر هم گفت که «در جنگ بعدی ناوهای آمریکایی را در هر نقطهای از اقیانوس هند باشند، میزنیم.»
سردار ابوالفضل شکارچی، سخنگوی کل نیروهای مسلح هشدار داد اگر آمریکا در تنگه هرمز دخالت کند «سیلی» میخورد و «راه بازگشت آمریکاییها جز خروج از غرب آسیا نیست؛ هر چه زودتر بروند، ضرر کمتر است.» سردار علی محمدی، معاون سیاسی نیروی دریای سپاه نیز اعلام کرد در صورت جنگ جدید ایران «کشتیها و ناوشکنهای آمریکا را حتی در اقیانوس هند» هدف خواهد گرفت و به ترامپ که در شبکه اجتماعی خود نقشهای با برچسب «تنگه ترامپ» منتشر کرده بود، پاسخ داد: «اگر ترامپ تنگه هرمز را مال خود میداند، پس چرا کشتیهایش اینجا نیستند؟»
این راهبرد هم شکسته شد
محاصره دریایی را باید با دو شاخص سنجید. آیا آبراهه واقعاً بسته است؟ و آیا محاصرهگر حاضر است در حوضه بماند؟ در شاخص اول، ایران تنگه هرمز را از اسفند 1404 بسته و مدیریت عبور را در اختیار خود گرفته است؛ مسیر موقت رسمی، مجوز و هزینه عبور وضع کرده و شرکتها و کشتیهای متخلف را در فهرست سیاه گذاشته است. علیرغم حملات آمریکا علیه برخی نفتکشهای ایرانی آنهم در زمانی که خط محاصره در نزدیکی آبهای ایران بود، ایران توانست میلیونها بشکه نفت بفروشد و این را رسماً اعلام کرد. حالا که خط محاصره عقبتر رفته، جایی که پهنه آبی گستردهتر شده، احتمال عبور موفق کشتیها از محاصره بیشتر شده است. در شاخص دوم، دشواریهایی وجود دارد که آمریکا را نسبت به بقای خود در محاصره تحتفشار گذاشته است. این فشارها در دو سطح سیاسی و نظامی دستهبندی میشوند.
1. در سطح سیاسی، انتخابات میاندورهای فضای تصمیمگیری کاخ سفید را پر کرده است. ترامپ از نتایج نظرسنجیها علیه خود باخبر است و همین باعث شده تصمیمهای دیوانهوارش را با احتیاط اتخاذ کند. او وعده داده بود جنگ علیه ایران بهسرعت تمام میشود و مقاماتش مدام تکرار میکردند که این تهاجم طولانی نخواهد شد. اکنون در آستانه هشتمین ماه از جنگ، هزینههای سیاسی تهاجم علیه ایران از قیمت بنزین و گازوئیل در آمریکا سبقت گرفته است.
2. لازمه بقای محاصره نظامی، ابزار نظامی است. بر اساس آخرین گزارش نیویورکتایمز که به تأیید کنگره آمریکا هم رسیده، تاکنون 1100موشک کروز رادارگریز دوربرد که بهطور خاص برای «درگیری احتمالی با چین» طراحی شده بودند استفاده شده است.
همچنین بیش از ۱۰۰۰ موشک تاماهاک یعنی تقریباً ۱۰ برابر تعدادی که ارتش آمریکا سالانه خریداری میکند، شلیک شده است. علاوه بر این در این جنگ بیش از ۱۲۰۰ موشک رهگیر پاتریوت، استفاده شده و بیش از ۱۰۰۰ موشک زمینپرتاب PRISM و ATACMS شلیک شده است. بهعلاوه، ارتش آمریکا حجم غیرقابل جایگزینی از پهپاد، جنگنده، سوخترسان و هواپیمای شناسایی از دست داده است. همچنین ایران در روزهای اخیر دومین زیرسطحی آمریکا را در تنگه هرمز توقیف کرده است؛ یعنی در عین حالی که آمریکا از خط عقب کشیده، حوزه کنترل عملیاتی ایران گستردهتر شده است.
بدیهی است که نمیتوان درباره ذخایر تسلیحاتی گرانترین ارتش جهان نگاهی تقلیلگرایانه داشت؛ اما باید به این نکته توجه داشت که پرونده ایران تنها یکی از پروندههای روی میز آمریکاست؛ اما هزینه سیاسی و اقتصادی که جبهه ایران به ایالات متحده تحمیل کرده، بسیار بیشتر از یک پرونده است.
آمریکا هنوز در منطقه حضور دارد و هنوز در تلاش برای ایجاد مزاحمت برای کشتیهاست. اما آنچه در روزهای اخیر شکست، جرئت استقرار بود. ناو هواپیمابری که پیشتر در چند صد کیلومتری بنادر ایران مستقر شده بود، اکنون در میانه دریای عرب در گردش است. پس خط محاصره عقبتر رفته و کارآمدیاش کمتر شده است. حالا یک خطای محاسباتی دیگر در حال اضافهشدن به پرونده تهاجمی آمریکاییهاست.
گزارش از علی ملکی
انتهای یپام/