یادداشت/
از «سولی» تبریز تا هنر هفتم؛ سهم فراموششده تبریز در تاریخ سینمای ایران
1405/06/21 - 22:52 - کد خبر: 168294
نصر: سینما تنها پردهای برای نمایش تصاویر متحرک نیست؛ رسانهای قدرتمند برای روایت فرهنگ، شکلدهی به افکار عمومی، انتقال ارزشها و حتی ساختن تصویری از یک ملت در ذهن جهانیان است. هنر هفتم طی بیش از یک قرن، از یک سرگرمی تازه و شگفتانگیز به صنعتی فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی تبدیل شده است.
در تاریخ ورود این پدیده به ایران، نام تبریز جایگاهی قابل تأمل دارد. براساس روایتهای تاریخی، حدود ۱۲۳ سال پیش نخستین تجربههای نمایش سینمایی در تبریز شکل گرفت و سالنی با نام «سولی» یا «خورشید» در محلهای موسوم به پاساژ، حوالی چهارراه شریعتی کنونی، فعالیت خود را آغاز کرد.
از «الک ساگینیان» بهعنوان یکی از چهرههای مرتبط با راهاندازی این مجموعه یاد شده است.
این اتفاق را میتوان بخشی از پیشگامی تاریخی تبریز در مواجهه با مظاهر فرهنگ و فناوری جدید دانست؛ شهری که ارامنه و دیگر گروههای فرهنگی ساکن آن نیز در شکلگیری بسیاری از فعالیتهای نوین فرهنگی، هنری و صنعتی نقش داشتهاند.
از تبریز تا تهران؛ پیشگامان سینمای ایران
در مرور تاریخ سینمای ایران، نام یک تبریزی دیگر نیز اهمیت ویژهای دارد: خانبابا معتضدی؛ از پیشگامان فیلمبرداری حرفهای در ایران که سال ۱۲۷۱ خورشیدی در تبریز متولد شد.
معتضدی پس از تحصیل در اروپا به ایران بازگشت و بخشی از مهمترین تصاویر تاریخی دوران خود را ثبت کرد. فیلمبرداری از رویدادهای رسمی و ملی و ثبت تصاویری از تحولات آن دوران، نام او را در حافظه تصویری ایران ماندگار کرده است.

او همچنین در توسعه سالنهای سینما نقش داشت و نامش با سینماهایی چون تمدن، خورشید، پری، کشور، میهن و گلوبندک گره خورده است. از اقدامات قابل توجه او، فعالیت در زمینه راهاندازی سینمای ویژه بانوان بود؛ اقدامی که در فضای اجتماعی آن روزگار اهمیت خاصی داشت.
بنابراین وقتی از تاریخ سینمای ایران سخن میگوییم، نمیتوان از سهم تبریز و چهرههای برخاسته از این شهر بهسادگی عبور کرد.
سینما؛ فراتر از سرگرمی
سینما در جهان امروز فقط وسیلهای برای پر کردن اوقات فراغت نیست. فیلم میتواند نگرش بسازد، رفتار اجتماعی را تغییر دهد و حتی بر زبان، پوشش، موسیقی، معماری و سبک زندگی مخاطبان تأثیر بگذارد.
دیالوگ یک فیلم گاهی وارد زبان روزمره مردم میشود، لباس یک بازیگر به الگوی پوشش تبدیل میشود و یک سریال میتواند میلیونها مخاطب را با جغرافیا، موسیقی و فرهنگ کشوری دیگر آشنا کند. این همان قدرتی است که سینما را به یکی از مهمترین ابزارهای «قدرت نرم» تبدیل کرده است.
از سوی دیگر، سینما ظرفیت قابل توجهی برای پرداختن به آسیبهای اجتماعی، آموزش، افزایش آگاهی عمومی و تقویت مفاهیمی چون امید، عشق، نوعدوستی، تعلق اجتماعی و وطندوستی دارد.
همسایهای که تصویر را به صادرات تبدیل کرد
برای درک اهمیت اقتصاد فرهنگ کافی است به تجربه ترکیه نگاه کنیم. این کشور طی سالهای گذشته سرمایهگذاری گستردهای در صنعت فیلم و سریال انجام داده و محصولات تلویزیونی آن به بازارهای متعددی در جهان راه یافتهاند.
اما اهمیت این موفقیت تنها در درآمد اقتصادی خلاصه نمیشود. مخاطب خارجی هنگام تماشای یک سریال ترکی، فقط یک داستان نمیبیند؛ با موسیقی، غذا، پوشش، شهرها، معماری، زبان و سبک زندگی آن کشور نیز مواجه میشود.
به بیان دیگر، فیلم و سریال به ویترینی برای معرفی فرهنگ و حتی گردشگری تبدیل شدهاند. این تجربه میتواند برای سینمای ایران نیز درسآموز باشد؛ کشوری با تاریخی غنی، تنوع قومی و فرهنگی کمنظیر، ادبیاتی گسترده و هزاران داستانی که ظرفیت تبدیل شدن به محصولات تصویری برای مخاطبان جهانی را دارند.
تبریز؛ از افتخار گذشته تا مسئولیت امروز
افتخار به اینکه تبریز از شهرهای پیشگام در تاریخ نمایش فیلم و سینما در ایران بوده، زمانی ارزشمندتر میشود که این پیشینه به ظرفیت امروز و آینده تبدیل شود.
ایجاد و توسعه پردیسهای سینمایی و هنری در تبریز اتفاق مثبتی است، اما زیرساخت بهتنهایی کافی نیست. شهری با چنین سابقه فرهنگی باید بتواند در تولید فیلم، تربیت نیروی متخصص، حمایت از فیلمسازان جوان، برگزاری رویدادهای سینمایی و روایت تاریخ و فرهنگ آذربایجان نیز سهمی متناسب با جایگاه خود داشته باشد.
تبریز روزگاری از نخستین شهرهایی بود که پنجره سینما را به روی جامعه ایران گشود. امروز، بیش از یک قرن بعد، پرسش اصلی این نیست که نخستین پرده کجا برپا شد؛ پرسش این است که تبریز با این میراث تاریخی، چه سهمی از آینده سینمای ایران خواهد داشت؟
به قلم محمد فرجپور باسمنجی، معلم علوم ارتباطات
انتهای پیام/