یادداشت/

شکاف میان واقعیت رسمی و واقعیت زندگی

1405/06/10 - 08:46 - کد خبر: 167408
ساغر خزانی

نصر: این روزها بیش از هر زمان دیگری در خیابان‌های سطح شهر شاهد تصاویر محور مقاومت و نمادهای ایستادگی هستیم. تصاویری که حاکی از ایستادگی ایرانیان در مقابل حملات و سختی‌های روزگار است. اما آیا ترسیم واقعیت همین نتیجه را نشان می‌دهد؟

در پیامی که برای القای اقتدار و امنیت طراحی شده، الزاماً از سوی مخاطب نیز همین معنا برداشت نمی‌شود. در ادبیات ارتباطات سیاسی نظریه Agenda setting بر این ایده تأکید دارد که رسانه‌ها و نهادهای بر پایه قدرت توانایی این را دارند که با برجسته کردن برخی از موضوعات، اولویت ذهنی مردم را تغییر داده و در تأثیرگذار باشند.
موضوع مطرح در این گزارش، قاب‌بندی بحران در فضای امروز جامعه ایران است. واقعیت کنونی جامعه چگونه تعریف می‌شود؟ آیا بحران اقصادی جاری را باید در قاب«مشکل معیشتی و ناکارآمدی اقتصادی» تعریف کرد یا در قاب«فشار و جنگ اقتصادی با دشمن»؟
تصاویر حاوی مقاومت و قدرت راوی«ما قدرتمند هستیم و توان دفاعی بالا داریم» هستند. اما آیا مخاطب هم الزاماً همین پیام را دریافت می‌کند؟ برای مردمی که هر روز با کاهش ارزش پول ملی، ابهام در آینده و ناتوانی در تأمین معیشت خود دست و پنجه نرم می‌کند، این تصاویر و این پیام یعنی«خطر هنوز ادامه دارد». باید توجه داشت که پیام هر محتوای تولید شده لزوماً در ذهن تولیدکننده معنا پیدا نمی‌کند؛ بلکه مخاطب نیز بر اساس تجربه، حافظه و شرایط اجتماعی خود آن را به گونه‌ای متفاوت تفسیر می‌کند. شکاف میان تفاسیر هرچه بیشتر باشد، قدرت اقناعی خود را از دست می‌دهد.
از طرفی، انتشار این دست از پیام‌ها نه در فضای عادی، بلکه در فضایی که غرق در بحران‌های اقتصادی و امنیتی است، منجر به اشباع فضای عمومی از تهدید می‌شود. یعنی جنگ و تهدید نه بخشی از زندگی بلکه منظره دائمی مردم است. این روند می‌تواند سبب فرسودگی، اضطراب، بی‌اعتمادی و حتی در مواردی منجر به بی‌تفاوتی شود.
در نهایت، شکاف میان روایت‌ها منجر به بحران ارتباطی میان دولت و جامعه می‌شوند.
پیام‌هایی که به دنبال ایجاد احساس اقتدار و قدرت طراحی و تولید شده‌اند، ممکن است به به نشانه‌هایی از تداوم بحران تبدیل شوند.

ساغر خزانی
انتهای پیام/

سامانه مولد پرتال ستاک