یادداشت/

تبریز؛ شهری که باید صدای مردمش را بشنود

1405/05/29 - 20:25 - کد خبر: 166669
تبریز

نصر: تبریز را زیاد با واژه‌هایی مانند «شهر اولین‌ها»، «شهر فرهنگ»، «شهر تجارت» و «شهر تاریخ» توصیف کرده‌ایم؛ اما شاید یک عنوان مهم را کمتر به کار برده باشیم: تبریز، شهر شهروندان مطالبه‌گر در این شهر، مردم فقط مصرف‌کننده خدمات شهری نیستند؛ آنها هر روز کیفیت واقعی مدیریت شهر را در کوچه، خیابان، اتوبوس، نانوایی، پارک، ایستگاه تاکسی و حتی در خاموشی چراغ یک چهارراه لمس می‌کنند.

گاهی تصور می‌کنیم مسئله شهر فقط زمانی مهم است که عدد بزرگی داشته باشد؛ چند هزار تاکسی فرسوده، چند صد میلیارد تومان پروژه، چند کیلومتر آسفالت یا چند طرح عمرانی.
اما زندگی شهری همیشه با اعداد بزرگ تعریف نمی‌شود.
گاهی یک مادر، فقط از این ناراحت است که عصر هنگام بازگشت به خانه، نمی‌تواند با خیال راحت از خیابان عبور کند.
گاهی یک سالمند، نه یک پروژه بزرگ شهری، بلکه یک نیمکت مناسب در مسیر روزانه‌اش می‌خواهد.
گاهی یک دانش‌آموز، فقط یک پیاده‌روی امن برای رسیدن به مدرسه لازم دارد.
و گاهی یک شهروند، بیش از هر چیز می‌خواهد وقتی مشکلی را مطرح می‌کند، احساس کند کسی صدایش را شنیده است.
این شاید یکی از تفاوت‌های مهم میان «شهر ساخته‌شده» و «شهر زندگی‌شده» باشد.
تبریز در سال‌های اخیر با مسائل مختلفی از حاشیه‌نشینی و بافت‌های ناکارآمد گرفته تا مشکلات حمل‌ونقل و زیرساخت‌های آب و برق روبه‌رو بوده است. گزارش‌های اخیر نیز نشان می‌دهد که بخشی از مشکلات زیرساختی، به‌خصوص در مناطق کم‌برخوردار، به یکدیگر وابسته‌اند؛ برای نمونه اختلال برق می‌تواند مستقیماً بر تأمین و فشار آب اثر بگذارد.
اما پشت هر یک از این مسائل، یک «زندگی» وجود دارد.
وقتی برق می‌رود، فقط یک لامپ خاموش نمی‌شود؛ برنامه یک خانواده به هم می‌ریزد.
وقتی آب کم‌فشار می‌شود، فقط یک شیر آب نیست که درست کار نمی‌کند؛ آرامش یک خانه تحت تأثیر قرار می‌گیرد.
وقتی پیاده‌رو اشغال می‌شود، فقط چند متر از فضای عمومی از بین نمی‌رود؛ حق عبور یک شهروند نادیده گرفته می‌شود.
وقتی ترافیک سنگین می‌شود، فقط خودروها در خیابان متوقف نمی‌شوند؛ بخشی از زمان زندگی مردم از بین می‌رود.
شاید وقت آن رسیده باشد که در کنار پروژه‌های بزرگ شهری، درباره «سرمایه اجتماعی تبریز» هم بیشتر صحبت کنیم.
سرمایه اجتماعی یعنی مردم به شهرشان اعتماد داشته باشند؛ بدانند اگر مشکلی دارند، مسیر مشخصی برای بیان آن وجود دارد و اگر مطالبه‌ای مطرح شد، پاسخ مسئولان صرفاً یک وعده یا یک خبر کوتاه نیست، بلکه نتیجه آن را نیز می‌توان در زندگی روزمره مشاهده کرد.
خبرنگار و رسانه نیز در این میان فقط نباید بلندگوی افتتاح پروژه‌ها یا انعکاس‌دهنده اظهارات مسئولان باشند.
رسانه شهری باید گاهی کنار شهروند بایستد و بپرسد:
آن پیرمردی که هر روز از این خیابان عبور می‌کند، چه می‌خواهد؟
آن خانواده‌ای که در یکی از محلات کم‌برخوردار زندگی می‌کند، شهر را چگونه تجربه می‌کند؟
آن راننده تاکسی که ساعت‌ها در خیابان کار می‌کند، درباره حمل‌ونقل چه نظری دارد؟
و آن جوان تبریزی که قرار است آینده این شهر را بسازد، از شهرش چه انتظاری دارد؟
این پرسش‌ها شاید تیترهای پرزرق‌وبرقی نباشند، اما به قلب جامعه نزدیک‌ترند.
تبریز برای تبدیل شدن به شهری بهتر، فقط به پروژه‌های بیشتر نیاز ندارد؛ به گفت‌وگوی بیشتر میان مردم، رسانه و مدیران نیاز دارد.
شهری که مردمش فقط هنگام انتخابات، افتتاح پروژه یا وقوع یک حادثه دیده نشوند، بلکه در تمام روزهای سال شنیده شوند.
شاید توسعه واقعی تبریز از جایی آغاز شود که مدیر شهری هنگام طراحی یک پروژه، فقط نپرسد «چقدر هزینه دارد؟»؛ بلکه بپرسد:
«این پروژه چقدر از کیفیت زندگی مردم کم یا زیاد خواهد کرد؟»
و شاید رسالت رسانه نیز همین باشد؛ اینکه اجازه ندهد شهروند در میان آمارها، جدول‌ها و گزارش‌های رسمی گم شود.
تبریز پیشینه بزرگی دارد؛ اما آینده بزرگ، فقط با تکیه بر گذشته ساخته نمی‌شود.
آینده تبریز را باید از دل زندگی امروز مردمش ساخت.
و این یعنی شهری که قبل از آنکه صدای ماشین‌ها، پروژه‌ها و بلندگوهای تبلیغاتی را بشنود، صدای شهروندانش را بشنود.

به قلم ناصر غلامی هوجقان
انتهای پیام/

سامانه مولد پرتال ستاک