یادداشت/
از بهزاد تا رسام نخجوانی؛ تبریز، خاستگاه هفتقرن هنر
1405/05/29 - 15:05 - کد خبر: 166653
نصر: تبریز در حافظه هنر ایران و جهان، تنها یک شهر تاریخی نیست؛ یکی از مهمترین خاستگاههای مینیاتور و نقاشی است. در طول حدود هفت قرن، بیش از دو هزار هنرمند از این سرزمین برخاستهاند و برخی از آنان چنان جایگاهی یافتهاند که آثارشان امروز بخشی از میراث هنری جهان به شمار میرود. مکتبهای اول و دوم تبریز، با نامهایی چون کمالالدین بهزاد و سلطان محمد نقاش، برگهای درخشانی از تاریخ هنر ایران را رقم زدهاند.
در امتداد همین سنت دیرپا، هنر معاصر تبریز نیز چهرههای اثرگذاری به خود دیده است؛ هنرمندانی که ریشه در تاریخ و فرهنگ این شهر داشتند و در عین حال، زبان و بیان شخصی خود را در هنر پدید آوردند. یکی از این نامها، زندهیاد استاد مرتضی رسام نخجوانی است؛ نقاشی از خاندان فرهنگدوست نخجوانی که در سال ۱۲۹۴ در محله دوهچی تبریز دیده به جهان گشود و در مرداد ۱۳۸۲ درگذشت.
مردادماه، بیستوسومین سالگرد فقدان این هنرمند فرهیخته، فرصتی است برای بازخوانی زندگی و میراث کسی که مسیر هنریاش با عشق، پشتکار و عبور از دشواریها شکل گرفت.
نخستین جرقههای نقاشی در زندگی او از همان حیاط خانه قدیمی خانوادگی زده شد؛ جایی که درختان، حوض سنگی و فضای خانه، نخستین سوژههای ذهن کودکانهاش بودند. بعدها در جوانی، با موتورسیکلت به روستاهای اطراف تبریز میرفت و از زندگی، کار و تلاش مردم روستا نقاشی میکرد؛ تجربههایی که به خلق آثاری ماندگار انجامید. تابلوهایی چون «غروب در روستای ایوند» و روایت تصویری «کار و تلاش اسد عمی» از جمله آثاری هستند که در سالهای اخیر نیز مورد توجه رسانهها و مخاطبان قرار گرفتهاند.
خانواده نیز در شکلگیری مسیر هنری او نقشی تعیینکننده داشت. داییهایش، زندهیادان حاج محمد و حاج حسین نخجوانی، از چهرههای شناختهشده در گردآوری کتابهای خطی و اسناد تاریخی بودند و مجموعه ارزشمند خود را به کتابخانه ملی تبریز سپردند. همین محیط فرهنگی، در کنار تحصیل در مدرسه صنایع مستظرفه تبریز و سپس مدرسه کمالالملک تهران و بهرهگیری از محضر استادانی چون سیدحسین میرمصور و علیمحمد حیدریان، زمینه شکوفایی استعداد او را فراهم کرد.
رسام نخجوانی میتوانست در پایتخت بماند و شاید در پرتو امکانات و حمایتهای بیشتر، نامی فراتر از مرزها پیدا کند؛ اما تبریز را انتخاب کرد. او به زادگاهش بازگشت، میان مردم ماند و هنر را از فضای محدود نخبگان به متن جامعه برد. تأسیس عکاسخانه «رامبراند» نیز از جمله فعالیتهایی بود که بر عکاسی معاصر تبریز اثر گذاشت و نشان داد نگاه او به هنر، تنها به بوم و رنگ محدود نبود.
وی پس از سالها فعالیت هنری، در سال ۱۳۵۷ با عنوان کارشناس عالی هنری از وزارت فرهنگ و ارشاد بازنشسته شد و بنا بر روایت خانواده، در سال ۱۳۶۱ نیز مدرک درجه یک هنری دریافت کرد. سالهای پایانی عمرش با بیماری همراه بود و سرانجام در مرداد ۱۳۸۲، در ۸۸ سالگی، چشم از جهان فروبست.
اما اهمیت مرتضی رسام نخجوانی تنها در تعداد آثار یا عناوین هنریاش خلاصه نمیشود. ارزش او در پیوندی است که میان سنت و زندگی روزمره برقرار کرد؛ در وفاداری به زادگاهش، در نگاه انسانی به مردم و در تلاشی که برای استمرار هنر در تبریز داشت.
از کمالالدین بهزاد و سلطان محمد تبریزی تا مرتضی رسام نخجوانی، یک خط ممتد تاریخی دیده میشود؛ خطی که نشان میدهد تبریز، طی قرنها، نه فقط مصرفکننده هنر، بلکه تولیدکننده مکتب، هنرمند و روایت بوده است.
گرامیداشت نام رسام نخجوانی، در حقیقت گرامیداشت بخشی از حافظه هنری تبریز است؛ حافظهای که اگر بهدرستی شناخته، مستند و روایت شود، میتواند همچنان در عرصه ملی و جهانی بدرخشد.
محمد فرجپور باسمنجی
انتهای پیام/