دانشیار روانشناسی دانشگاه شهید بهشتی:
ابتلای دانشآموزان به ترومای «گوش به زنگی دائمی»؛ بچهها برای افزایش تابآوری به حضور در مدرسه نیاز دارند
1405/05/03 - 13:48 - کد خبر: 165102
نصر: دانشیار گروه روانشناسی دانشگاه شهید بهشتی گفت: دانشآموز برای انجام تکالیف خود به قوای شناختیاش یعنی هوش، حافظه، تمرکز،توجه و انگیزه نیاز دارد و از آنها استفاده کند اما همه این موارد در این مدت دچار اختلال شده است. دانشآموزان وقتی در کنار هم و زیر یک سقف قرار میگرفتند، میتوانستند هیجانهای خود را با یکدیگر به اشتراک بگذارند، اما حالا فرصت ابراز هیجانها و به اشتراکگذاشتن احساساتشان را ندارند و این موضوع آسیبرسان است.
به گزارش نصر، «جلیل فتحآبادی» دانشیار گروه روانشناسی دانشکده شهید بهشتی و معاون آموزشی پژوهشکده علوم شناختی و مغز درباره تاثیر شرایط چند ماهه اخیر کشور بر روان دانشآموزان و اقداماتی که آموزش و پرورش بهویژه در سال تحصیلی جدید میتواند برای کاهش آلام آنها انجام دهد به خبرنگار ایلنا گفت: آنچه امروز شاهد آن هستم فقدان یک چشمانداز مثبت و نداشتن امید نسبت به آینده در میان دانشآموزان است. بخشی از این احساس ناامیدی مربوط به تنشهایی است که در سال تحصیلی 1404-1405 به وقوع پیوست. به این معنا که ناآرامیهای اجتماعی سال گذشته و شرایط ناشی از جنگ، نگرانیهایی را درباره آینده و وضعیت تحصیلی دانشآموزان ایجاد کرده است.
او توضیح داد: وقتی امید نباشد، انگیزهای برای انجام فعالیتها وجود ندارد، موضوعی که میتواند به سلامت روان بچهها آسیب بزند. حل این موضوع از ظرف آموزشوپرورش خارج است، زیرا این نهاد در یک بافت بزرگتر اجتماعی قرار دارد. جامعه تصمیم گیرنده است و میتواند کنش داشته باشد. دانشآموزان پیش از آنکه دانشآموز باشند، انسانهایی هستند که مانند همه افراد جامعه به امید، داشتن آیندهای روشن، اشتغال، رفاه، تشکیل خانواده، عشق، آرامش و صلح نیاز دارند؛ با این حال، شرایط موجود جامعه تحقق این نیازها و انتظارات را برای آنان دشوار کرده است و در این میان از عهده آموزشوپرورش هم کار خاصی برنمیآید.
این استاد دانشگاه به این موضوع اشاره کرد که سال تحصیلی گذشته دانشآموزان با مشکلی مواجه بودند که در روانشناسی تروما به آن «گوشبهزنگی» و «بیدارباش دائمی» میگویند: این حالت مانند آن است که فردی به دلیل بروز یک مشکل چند شبانهروز بیدار بماند یا خواب بسیار ناکافی داشته باشد. در حال حاضر ذهن و روان دانشآموزان در یک حالت بیدارباش دائمی قرار گرفته است. آنها در مواجهه با اخبار ناخوشایندی قرار گرفتهاند و به صورت مداوم منتظر اتفاقاتی مانند جنگ، گرانی و ...هستند. دانشآموزان از کره ماه نیامدهاند و در همین جامعه زندگی میکنند.
او اضافه میکند: دانشآموزی که به دلیل نامطلوب شدن شرایط اقتصادی خانواده نقل مکان کردن به نقطهای را که از نظر تعلق و طبقه اقتصادی-اجتماعی بسیار پایینتر است، تجربه میکند یا به ناچار برای ادامه زندگی به شهر دیگر مهاجرت میکند یا شاهد است که خانوادهاش بسیاری از امکانات رفاهی- تفریحی را کنار گذاشته است دچار حالت ناامیدی و گوش بهزنگی میشود. بهبود این وضعیت در دانشآموز هم از عهده آموزشوپرورش خارج است و مربوط به سیاستگذاریهای کلی کشور است.
اختلال در قوای شناختی دانشآموزان
دانشیار گروه روانشناسی دانشکده شهید بهشتی از ملزومات دانشآموز بودن هم گفت: دانشآموز برای انجام تکالیف خود به قوای شناختیاش یعنی هوش، حافظه، تمرکز، توجه و انگیزه نیاز دارد و از آنها استفاده می کند اما همه این موارد در این مدت دچار اختلال شدهاند. دانشآموزان وقتی در کنار هم و زیر یک سقف قرار میگرفتند، میتوانستند هیجانهای خود را با یکدیگر به اشتراک بگذارند، شادی و غم خود را بیان کنند اما حالا در خانهها حبس شدهاند، بهصورت ایزوله و تنها زندگی میکنند و فرصت ابراز هیجانها و به اشتراکگذاشتن احساساتشان را ندارند و این موضوع آسیبرسان است.
او معقتد است که استفاده از متخصصان روانشناسی و مشاوره در مدارس در این شرایط مانند استفاده از پماد سوختگی برای سوختگیهای شدید است. روانشناس نمیتواند معجزه کند مادامی که دانشآموز احساس امنیت نمیکند، امنیت اقتصادی ندارد و حتی نمیتواند حضور فیزیکی در مدرسه داشته باشد، شرایط روانی او تغییر نمیکند. از سوی دیگر آموزشوپرورش به معنای مجموعه قوانین و مقررات، روشها، رویهها، برنامه درسی و معلمان است در حالیکه در حال حاضر خود معلمان هم در معرض فرسودگی شغلی هستند. اکثر آنها در اثر مواجهه با آسیبهای جنگ یا دیدن پریشانی دیگران، دچار ضربهها و شوکهای روانشناختی شدهاند. مشکلات کمرشکن اقتصادی نیز فشار را بر معلمان دوچندان کرده است. در این شرایط اگر از معلمان انتظار داشته باشیم که نوع خاصی از نقش را هم ایفا کنند، خواستهای غیرواقعبینانه است.
ضرورت حضور دانشآموزان در کلاس درس
فتحآبادی مهمترین اقدام آموزش و پرورش در سال تحصیلی جدید را فراهم کردن شرایط حضور دانشآموزان در مدرسه دانست و افزود: ضروری است بچهها دوباره زیر یک سقف جمع شوند. اگر آموزشها به صورت آفلاین انجام شود هیچ یک از اهداف آموزش و پرورش تحقق نمییابد. اگر قرار است دانشآموز خودش مطالب را بخواند و امتحان بدهد نیازی به آموزش و پرورش نخواهد بود. اگر بخواهیم مهارتهای تابآوری و مدیریت استرس را به بچهها آموزش دهیم، باید آنها را کنار یکدیگر جمع کنیم و بعد آموزش را شروع کنیم. در حال حاضر بچهها به حمایت روانی-اجتماعی، یادگیری عمیق و آموزش مهارتهای مقابله با استرس، مهارتهای خودکارآمدی و تابآوری نیاز دارند که تحقق آنها مستلزم حضور در مدرسه است. بنابراین باید آنها را زیر سقف کلاس درس جمع کرد. همچنین آنها به بازسازی امید نیاز دارند که به تغییرات اجتماعی مربوط است.
معاون آموزشی پژوهشکده علوم شناختی و مغز با اشاره به اینکه آموزش کودکان ابتدایی عمدتاً از طریق بازی و فعالیت است، تاکید کرد: وقتی اصل موضوع را متوقف میکنیم، نمیتوان انتظار اقدامات دیگر را داشت. تمام دنیا تغییر کرده است،. فضای یادگیری تغییر کرده، اما آموزشوپرورش ما ایستا است و قوانین، مقررات و اصول حاکم بر آموزش و سنجش خود را تغییر نداده است؛ یا شاید قادر به تغییر آنها نیست.
او اضافه میکند: در گذشته دانشآموزان برای یادگیری به معلمان خصوصی پول میدادند، در حالی که امروز هوش مصنوعی و فناوریهای نوین، لحظهای و انعطافپذیر، در تمام ساعات شبانهروز در دسترس دانشآموزان هستند. حالا سوال این است که آموزشوپرورش متناسب با این تغییرات، چه تغییری در برنامههای درسی ایجاد کرده است. حقیقت آن است که کتاب، برنامه و قوانین مانند گذشته هستند این درحالی است که آموزشوپرورش باید آمادگی تغییر را داشته باشد. آموزش و پرورش صبر میکند تا شورای عالی آموزش برای تعطیلی یا باز بودن مدارس تصمیمگیری کند. در حالیکه برخی تصمیمگیریها باید منطقهای و با توجه به شرایط باشد. در دوره جنگ 40 روزه 20 استان کشور هیچ درگیری با جنگ نداشتند، اما مدارس آن مناطق هم غیرحضوری شدند.
به گفته فتحآبادی برای بهبود شرایط روحی و روانی دانشآموزان قبل از آنکه به حضور روانشناس فکر کنیم لازم است به این موضوع بپردازیم که در آموزشوپرورش به تصمیمگیریهای کلان خردمندانه نیاز داریم.
انتهای پیام/