تبریز؛ روایتگر لایه‌های پنهان تاریخ و طبیعت/

از گذرهای فراموش‌شده «دوچی» تا مسیرهای بکر « قره داغ »

1405/05/06 - 08:12 - کد خبر: 164983
خانه حریری

نصر: تبریز، نامی که در حافظه تاریخی جهان با بازار مسقف هزارساله و عمارت‌های باشکوه قاجاری گره خورده است، امروز در آستانه یک دگردیسی بزرگ در صنعت توریسم قرار دارد. اما آیا هویت این کهن‌شهر تنها در کالبد آجری بازار و شکوه خانه‌های تاریخی خلاصه می‌شود؟

به گزارش نصر، نگاهی عمیق‌تر به بن‌بست‌های کاهگلی محله‌های قدیمی، طنین سازهای موزه موسیقی، و شیارهای سرخ‌رنگ صخره‌های طرزم، حکایت از ظرفیت‌هایی دارد که فراتر از کلیشه‌های رایج، تبریز را به یک مقصد چندبعدی تبدیل می‌کند.
 در این گزارش، در گفتگو با متولیان اجرایی و کنشگران میدانی، به بررسی گذار تبریز از گردشگری سنتی به سمت گردشگری تجربه‌محور و چالش‌های صیانت از این میراث در عصر فضای مجازی می‌پردازیم.

تبریز فراتر از بازار و خانه‌های قاجاری
 کیومرث کریمی، معاون گردشگری آذربایجان شرقی، با نگاهی راهبردی به واکاوی لایه‌های معرفی‌نشده شهر می‌پردازد.
معاون گردشگری اداره کل میراث فرهنگی،صنایع دستی و گردشگری آذربایجان شرقی با تأکید بر اینکه تبریز صرفاً به بازار تاریخی، خانه‌های قاجاری و چند جاذبه شناخته‌شده محدود نمی‌شود، گفت: این شهر در دل خود ظرفیت‌های متنوع و کمتر معرفی‌شده‌ای در حوزه‌های گردشگری فرهنگی، هنری، سلامت، خوراک، صنایع‌دستی، موسیقی، ماجراجویی و گردشگری تجربه‌محور دارد که می‌تواند تبریز را به یکی از قطب‌های اصلی گردشگری کشور و حتی منطقه تبدیل کند؛ به شرط آنکه معرفی هدفمند، سرمایه‌گذاری مؤثر و زیرساخت مناسب هم‌زمان پیش برود.
 کریمی، در گفت‌وگو با خبرنگار نصر با اشاره به گستره متنوع ظرفیت‌های گردشگری تبریز اظهار کرد: تبریز با توجه به پیشینه تاریخی، جایگاه فرهنگی، ظرفیت‌های هنری و موقعیت جغرافیایی ممتاز، شهری است که مجموعه‌ای از جاذبه‌های متنوع را در خود جای داده و همین ویژگی، آن را به مقصدی کم‌نظیر برای گردشگران داخلی و خارجی تبدیل کرده است.
وی با بیان اینکه معرفی تبریز نباید تنها به چند نماد شناخته‌شده محدود بماند، افزود: علاوه بر بازار تاریخی، موزه‌ها و خانه‌های قاجاری، جاذبه‌های کمتر شناخته‌شده‌ای در شهر وجود دارد که هر یک روایتی متفاوت از هنر، تاریخ و زندگی معاصر تبریز ارائه می‌کنند. خانه آتشبار و خانه نصیرزاده که به خانه‌های خلاق صنایع‌دستی تبدیل شده‌اند، از جمله فضاهایی هستند که امکان تماشای زنده فرایند خلق آثار سنتی و خرید محصولات اصیل را برای گردشگران فراهم می‌کنند.
کریمی ادامه داد: در بخش گردشگری تجربه‌محور نیز تبریز ظرفیت‌های جذابی دارد؛ زیپ‌لاین عینالی یکی از نمونه‌هایی است که می‌تواند برای گردشگران ماجراجو جذاب باشد و چشم‌اندازی متفاوت از شهر ارائه دهد. همچنین موزه موسیقی و صدا با سازهای اصیل و آرشیو شنیداری ارزشمند، و کافه‌موزه گرامافون با فضای دنج و تجهیزات قدیمی پخش صدا، تجربه‌ای نوستالژیک و فرهنگی برای علاقه‌مندان به موسیقی و تاریخ صوتی فراهم می‌کنند.
وی موزه خودروهای کلاسیک را نیز یکی دیگر از جاذبه‌های کمتر معرفی‌شده تبریز دانست و گفت: این موزه با مجموعه‌ای از خودروهای کمیاب و خاطره‌انگیز، برای علاقه‌مندان به تاریخ صنعت و فناوری بسیار دیدنی است.
معاون گردشگری استان آذربایجان شرقی با اشاره به ظرفیت‌های هنری و معاصر تبریز خاطرنشان کرد: در محوطه معنوی مقبره‌الشعرا، موزه معاصر استاد احد حسینی با آثار هنرمندان مدرن ایران و جهان، تضادی جذاب میان فضای تاریخی و هنر معاصر ایجاد کرده است. همچنین موزه آرشیو و هنر معاصر ناصر بخشی با مجموعه‌ای از اسناد، عکس‌ها و تابلوهای معاصر، به‌عنوان گنجینه‌ای از حافظه تصویری و هنری تبریز شناخته می‌شود که هنوز آن‌گونه که باید معرفی نشده است.
وی تأکید کرد: این فضاهای متنوع نشان می‌دهند که تبریز فراتر از یک مقصد صرفاً تاریخی است و می‌تواند برای طیف‌های مختلف گردشگران، از علاقه‌مندان به تاریخ و هنر گرفته تا دوستداران ماجراجویی، موسیقی، خوراک، صنایع‌دستی و گردشگری سلامت، جذابیت داشته باشد.
 
ضرورت بازاریابی و برندینگ هدفمند
کریمی در پاسخ به این پرسش که برای معرفی این ظرفیت‌ها چه برنامه‌ای باید داشت، گفت: بازاریابی و تبلیغات گسترده، برگزاری رویدادها و جشنواره‌ها، اجرای برنامه‌های فرهنگی، تولید محتوای حرفه‌ای در فضای مجازی و میزبانی از بلاگرها و اینفلوئنسرهای شناخته‌شده، از جمله ابزارهای مؤثر برای معرفی جاذبه‌های کمتر شناخته‌شده تبریز است.
وی افزود: بخشی از این ظرفیت‌ها هنوز به مقصد گردشگری تبدیل نشده‌اند، چون بازاریابی و تبلیغات متناسب و حرفه‌ای برای آنها صورت نگرفته است. اگر معرفی به‌درستی انجام شود، بسیاری از این مکان‌ها می‌توانند در فهرست مقاصد اصلی گردشگران قرار بگیرند.
معاون گردشگری استان در ادامه به موضوع برندینگ گردشگری تبریز اشاره کرد و گفت: تبریز سال‌هاست که به‌واسطه فرش دستباف، در سطح بین‌المللی به‌عنوان یک برند شناخته می‌شود و ثبت این شهر به‌عنوان شهر جهانی فرش دستباف و راه‌اندازی دبیرخانه فرش دستباف، گام مهمی در این مسیر بوده است.
وی تصریح کرد: امروز باید برای دیگر ظرفیت‌های تبریز نیز برنامه‌ریزی برندینگ صورت گیرد؛ از جمله خوراک آیینی و فرهنگی، ادب و عرفان، طبیعت تاریخی و فرهنگی، صنایع‌دستی، شیرینی و شکلات و سایر حوزه‌هایی که تبریز و استان آذربایجان شرقی در آنها مزیت‌های ویژه دارند. هر یک از این حوزه‌ها می‌تواند با نشان، نماد یا لوگوی اختصاصی، در تثبیت جایگاه تبریز به‌عنوان یک برند گردشگری مؤثر باشد.
کریمی با تأکید بر اینکه بخش خصوصی نقشی اساسی در توسعه گردشگری دارد، اظهار کرد: سرمایه‌گذاری در صنعت گردشگری عمدتاً بر دوش بخش خصوصی است و بدون حضور جدی این بخش، توسعه پایدار در این حوزه محقق نخواهد شد. با توجه به ظرفیت‌های گسترده تبریز و نیاز کشور به توسعه پایدار، تقویت گردشگری یک ضرورت اجتناب‌ناپذیر است.
وی ادامه داد: بخش خصوصی می‌تواند در حوزه‌هایی مانند سرمایه‌گذاری، نوآوری در خدمات، بازاریابی و تبلیغات، ایجاد اشتغال و افزایش کیفیت خدمات نقش‌آفرین باشد. از سوی دیگر، رقابت میان فعالان خصوصی نیز به بهبود کیفیت خدمات گردشگری منجر می‌شود.
این مقام مسئول در حوزه گردشگری آذربایجان شرقی با اشاره به موانع پیش‌روی سرمایه‌گذاران گفت: عدم ثبات اقتصادی کشور، به‌ویژه در حوزه سرمایه‌گذاری خارجی، نوسانات نرخ ارز، دشواری در اخذ تسهیلات بانکی، نرخ بالای سود، تعدد کارگروه‌های تصمیم‌گیری درباره تغییر و تعیین کاربری، موازی‌کاری دستگاه‌ها، طولانی بودن زمان بازگشت سرمایه، بروکراسی اداری و ضعف مشوق‌های سرمایه‌گذاری از جمله چالش‌های جدی این حوزه هستند.
کریمی با بیان اینکه در سال‌های اخیر اقداماتی برای بهبود خدمات به گردشگران انجام شده است، گفت: استانداردسازی مراکز گردشگری به‌ویژه اقامتی، توجه ویژه به رویدادها و جشنواره‌های گردشگری، برنامه‌ریزی برای ماندگاری بیشتر گردشگر، حمایت از خلاقان و فعالان حوزه گردشگری، استفاده حداکثری از ظرفیت‌های استان، توسعه گردشگری روستایی و تلاش برای افزودن روستاهای دیگر به مسیر گردشگری، توانمندسازی فعالان این حوزه و توسعه گردشگری دیجیتال از جمله این اقدامات است.
وی افزود: در کنار ثبت جهانی روستای کندوان به‌عنوان نخستین روستای گردشگری ایران در سازمان جهانی گردشگری، تلاش می‌شود سایر روستاهای دارای ظرفیت نیز در مسیر توسعه گردشگری قرار گیرند.
 
چگونه اقامت گردشگران در تبریز طولانی‌تر می‌شود؟
معاون گردشگری استان در پاسخ به این پرسش گفت: برای افزایش ماندگاری گردشگر، باید جاذبه‌های سفر را متنوع و تجربه سفر را کامل‌تر کرد. برگزاری جشنواره‌ها و برنامه‌های فرهنگی جذاب، ارائه خدمات مطلوب، طراحی بسته‌های سفر چندروزه، تعریف تورهای موضوعی در حوزه تاریخ، فرهنگ، خوراک، ماجراجویی و طبیعت و نیز توسعه گردشگری تجربه‌محور مانند کارگاه‌های صنایع‌دستی و آموزش غذاهای محلی، می‌تواند اقامت گردشگران در تبریز را طولانی‌تر کند.
کریمی در پایان با اشاره به چشم‌انداز گردشگری تبریز گفت: تبدیل تبریز و استان آذربایجان شرقی به قطب گردشگری ایران، رونق گردشگری طبیعی، بهره‌گیری از ظرفیت آیین‌ها، مراسم‌ها و آثار مذهبی، رشد پایدار اقتصادی و توسعه گردشگری سلامت از مهم‌ترین افق‌های پیش‌روی این استان است.
معاون گردشگری استان آذربایجان شرقی با اشاره به نحوه تأمین اعتبارات برای توسعه این بخش افزود: اگرچه بیشترین هزینه‌های سرمایه‌گذاری در حوزه گردشگری توسط بخش خصوصی انجام می‌شود، اما ایجاد و توسعه زیرساخت‌های اولیه بر عهده نهادهای دولتی و عمومی است. در همین راستا، دستگاه‌هایی همانند شهرداری و دیگر ارگان‌های متولی، با بهره‌گیری از اعتبارات استانی و ملی، نقش مؤثری در فراهم‌کردن بسترهای اولیه و آماده‌سازی زیرساخت‌های لازم برای حضور سرمایه‌گذاران ایفا می‌کنند.
کریمی در پایان تأکید کرد: تبریز شهری است با لایه‌های پنهان و آشکار فراوان؛ دیاری که اگر ظرفیت‌های پنهان آن به‌درستی معرفی و زیرساخت‌هایش تکمیل شود، می‌تواند در کنار هویت تاریخی و فرهنگی غنی خود، به یکی از مهم‌ترین مقاصد گردشگری در سطح ملی و بین‌المللی تبدیل گردد.
 

 


تبریز فراموش‌شده در قاب گردشگری
در ادامه، خبرنگار نصر به سراغ علیرضا مهرکیا، راهنمای گردشگری و تولیدکننده محتوا رفته است؛ کسی که با رویکردی جامعه‌شناختی به واکاوی لایه‌های پنهان تبریز و طبیعت پیرامون آن می‌پردازد.
 دیدگاه‌های مهرکیا، تصویری جامع از ظرفیت‌های مغفول شهر ترسیم می‌کند که از بافت‌های تاریخی و محله‌های قدیمی آغاز شده و به مسیرهای بکر کوهستانی و روستایی امتداد می‌یابد.
با این حال، هسته اصلی روایت او نه صرفاً معرفی جاذبه‌ها، بلکه هشداری جدی درباره شکاف عمیق میان معرفی رسانه‌ای و زیرساخت‌های مدیریتی است؛ چرا که به باور وی، تبلیغ بی‌برنامه در فضای مجازی بدون وجود سازوکارهای نگهداری و مدیریت ظرفیت پذیرش محیط، می‌تواند یک فرصت گردشگری را به تهدیدی برای تخریب میراث تاریخی و زیست‌بوم تبدیل کند.
آنچه می خوانید، فقط روایت چند مقصد گردشگری نیست؛ بلکه نوعی هشدار درباره شکاف میان معرفی و مدیریت است، شکافی که به باور وی اگر پر نشود، معرفی یک جاذبه می‌تواند به همان اندازه که فرصت می‌آفریند، تهدید نیز تولید کند.
 
آغاز مسیر از هویت شهری؛ تبریز فقط بازار نیست
در بخش نخست مهرکیا به خبرنگار نصر می گوید: محور اصلی بر این نکته استوار است که تبریز را نباید فقط از دریچه بازار تاریخی آن شناخت. بازار تبریز، با ثبت جهانی یونسکو و جایگاه ممتازش در تاریخ شهر، بی‌تردید یکی از مهم‌ترین شناسنامه‌های تبریز است؛ بازاری که هم از نظر وسعت و هم از نظر معماری، ساختار سرپوشیده، پیشینه تاریخی و نقش اقتصادی و فرهنگی‌اش اهمیت دارد.
 با این حال، مهرکیا تأکید می‌کند: توقف در بازار، به معنای ندیدن بخش‌های دیگری از هویت تاریخی تبریز است.
وی تبریز را شهری می‌داند که لایه‌های متعدد هویتی در آن انباشته شده و این لایه‌ها در محله‌هایی مانند دوچی و سرخاب آشکارتر می‌شوند.
 به اعتقاد وی، این محله‌ها تنها نقاطی جغرافیایی نیستند، بلکه حامل حافظه تاریخی، بافت فرهنگی و نشانه‌های زیست شهری تبریز در دوره‌های مختلف‌اند.
از نگاه وی، بسیاری از شهروندان تبریزی نیز این محله‌ها را به‌خوبی نمی‌شناسند و همین ناآگاهی، بخشی از پیوند مردم با ریشه‌های شهری‌شان را سست کرده است. بنابراین، یکی از محورهای اصلی فعالیت وی و همکارانش، پرداختن به تاریخ محله‌های قدیمی، دروازه‌های تاریخی، خیابان‌ها و کوچه‌های کمترشناخته‌شده و بازگرداندن آن‌ها به حافظه عمومی بوده است.
این رویکرد، فقط برای جذب گردشگر خارجی یا مسافر داخلی طراحی نشده؛ بلکه از نگاه وی، آشنایی خود تبریزی‌ها با محله‌ها و دروازه‌های تاریخی شهرشان نیز به همان اندازه اهمیت دارد.
وی بر این باور است: اگر مردم یک شهر نسبت به گذشته شهری خود بیگانه شوند، بخشی از هویت جمعی آن شهر کم‌رنگ می‌شود. به همین دلیل، معرفی محله‌هایی مانند دوچی و سرخاب، در کنار سایر گذرها و دروازه‌های تاریخی، نوعی آشتی دادن مردم با ریشه‌های خود تلقی می‌شود.
 
سهند و طبیعت تبریز؛ شهر در آغوش کوه
 وی در کنار تاریخ شهری، به بعد طبیعی تبریز نیز اشاره می کند. کوه سهندیکی از نمادهای اصلی این بخش از روایت است؛ کوهی که از برخی نقاط تبریز دیده می‌شود و به شهر و پیرامون آن چشم‌اندازی ویژه می‌دهد. در این گفت‌وگو، سهند نه فقط یک پدیده طبیعی، بلکه بخشی از هویت بصری و اقلیمی تبریز است.
حضور این کوه، از یک‌سو برای شهروندان یادآور رابطه تبریز با جغرافیای کوهستانی آذربایجان است و از سوی دیگر، ظرفیت‌هایی برای گردشگری طبیعی و کوه‌پیمایی ایجاد می‌کند.
در کنار سهند، وی به طبیعت گسترده‌تر آذربایجان شرقی اشاره می‌کند؛ و می گوید:  منطقه‌ای که از کوه، جنگل، چشمه، ییلاق، روستاهای دارای تولیدات محلی و حتی پیوند با دریاچه ارومیه برخوردار است.
وی از بازگشت آب به دریاچه ارومیه نیز یاد می‌کند و این را بخشی از امیدواری نسبت به احیای برخی ظرفیت‌های طبیعی منطقه می‌داند. در این روایت، طبیعت صرفاً یک پس‌زمینه زیباشناختی نیست، بلکه به‌عنوان زیرساخت بالقوه گردشگری و نیز منبعی برای هویت محلی دیده می‌شود.
 
جاذبه‌هایی که حتی برای تبریزی‌ها هم ناشناخته‌اند
یکی از نکات تکرارشونده این است که بسیاری از جاذبه‌های تاریخی و طبیعی تبریز حتی برای خود شهروندان تبریز نیز ناشناخته مانده‌اند.
مهرکیا توضیح می‌دهد:  در جریان معرفی محله‌ها و مکان‌های قدیمی، با بازخوردی روبه‌رو شده که نشان می‌دهد مردم علاقه زیادی به دانستن درباره تاریخ پنهان شهر خود دارند.
 به باور وی، همین استقبال نشان می‌دهد:  کمبود اصلی نه در نبود ظرفیت، بلکه در نبود معرفی درست و استمرار در روایت‌گری است.
وی می‌گوید : بسیاری از تبریزی‌ها ممکن است از وجود برخی دروازه‌ها، گذرها، خیابان‌های قدیمی و بخش‌هایی از تاریخ شهری خود بی‌خبر باشند. این بی‌خبری فقط در میان نسل جوان نیست، بلکه گاه کسانی که سال‌ها در شهر زندگی کرده‌اند نیز از این بخش‌های تاریخی فاصله دارند.
 از نگاه وی، وقتی جاذبه‌ای در سطح شهر یا محله معرفی نشود، به‌تدریج از حافظه جمعی حذف می‌شود؛ و این حذف، نوعی فرسایش هویت شهری به حساب می‌آید.
از تبریز به بیرون شهر؛ کشف مسیرهای پیوسته محور گفت‌وگو از هویت شهری به طراحی یک مسیر گردشگری چندروزه تغییر می‌کند.
در این بخش، هدف اصلی تبدیل گردشگری نقطه‌ای به گردشگری مسیرمحور است؛ یعنی به‌جای آنکه گردشگر فقط یک نقطه را ببیند و بازگردد، در یک زنجیره از جاذبه‌ها حرکت کند و هر بخش از راه، خود به مقصدی کوچک بدل شود.
این مسیر از تبریز و جاده امند شروع می‌شود و به سمت ایوند ادامه پیدا می‌کند. در اینجا رودخانه سریل به‌عنوان یکی از عناصر کلیدی مسیر مطرح می‌شود. فضای حاشیه رودخانه، باغ‌ها، چشمه‌ها و آرامش محیط، ایوند را به نقطه‌ای مناسب برای مکث، استراحت و حتی شکل‌گیری اقامت‌های بوم‌گردی تبدیل می‌کند. در روایت وی، اینجا صرفاً یک توقف‌گاه نیست، بلکه یکی از حلقه‌های زنجیره گردشگری است؛ حلقه‌ای که اگر درست دیده شود، می‌تواند به اقتصاد محلی نیز کمک کند.
در ادامه، دشت کوهول ، روستای ایری و طرزم وارد مسیر می‌شوند. این بخش از روایت نشان می‌دهد،  مسیر پیشنهادی فقط به مناطق مشهور و شناخته‌شده محدود نیست، بلکه در دل خود نام‌های محلی و کمترشنیده‌شده‌ای را جای داده که برای مخاطب عمومی تازه‌اند اما برای اهل منطقه دارای معنا و هویت‌اند. از ایوند، مسیر به سمت کوهول و سپس ایری می‌رود و بعد به طرزم می‌رسد؛ جایی که به‌گفته وی، اقلیم کوهستانی و خنک آن حتی در فصل‌های گرم سال نیز جذاب است.
روستای طرزم؛ کوه، صخره، پرنده و آبشار و رود در این مسیر جایگاه ویژه‌ای دارد. در روایت مهرکیا، این منطقه کوهستانی، خنک، دارای برف‌های باقی‌مانده در بخشی از سال و مناسب برای ییلاق و طبیعت‌گردی معرفی می‌شود.
وی از صخره‌ای در این منطقه سخن می‌گوید:  فرم آن چنان خاص و چشم‌نواز است که گویی مجسمه‌سازی یا نقاشی آن را شکل داده است.
طرزم فقط یک نقطه جغرافیایی نیست، بلکه صحنه‌ای طبیعی است که در آن سنگ، پرنده، رود، دره و ارتفاع، کنار هم قرار گرفته‌اند. اینجا به‌عنوان یک توقفگاه برای گردشگرانی که به طبیعت‌گردی، عکاسی و تجربه اقلیم کوهستانی علاقه دارند، معرفی می‌شود.

 گل آخور ؛ آبشار، جنگل و امکان اقامت
 وی پس از طرزم، مسیر به گل آخور می‌رسد؛ دارای  آبشار زیبا ، فضای سبز، امکان کمپ و قابلیت اقامت در باغ‌ها یا کنار طبیعت سخن می‌گوید.
 به باور وی، اگر گردشگر بتواند شب را در این منطقه بگذراند، سفر از حالت یک بازدید کوتاه خارج می‌شود و به تجربه‌ای چندلایه بدل می‌گردد.
وی تأکید می‌کند: امکان اقامت در باغ‌ها، چادر زدن در طبیعت، یا استفاده از باغ‌های محلی برای خواب شبانه، می‌تواند به مسیر ارزش افزوده بدهد. در این نگاه، گردشگری فقط رفتن از نقطه‌ای به نقطه دیگر نیست، بلکه نوعی تجربه زیسته در طول مسیر است. این موضوع زمانی مهم‌تر می‌شود که بدانیم وی بارها بر اقتصاد محلی و فروش محصولات روستایی نیز تأکید می‌کند؛ یعنی گردشگر باید بتواند در طول راه، هم از طبیعت بهره بگیرد و هم از تولیدات محلی خرید کند.
 
قلعه جوشون و امامزاده سید ابراهیم؛ پیوند طبیعت و تاریخ
پایان مسیر به جوشون و سپس امامزاده سید ابراهیم می‌رسد. جوشون در این روایت منطقه‌ای است که هم طبیعت دارد و هم پیشینه تاریخی، و همین هم‌نشینی برای مهرکیا اهمیت دارد.
وی از علاقه‌مندان تاریخ می‌خواهد این نقطه را جدی بگیرند، چون در کنار چشم‌انداز طبیعی، ردپای گذشته نیز در آن دیده می‌شود. در ادامه، امامزاده سید ابراهیم نیز به‌عنوان یک نقطه زیارتی و فرهنگی در مسیر معرفی می‌شود.
در مجموع، این مسیر از تبریز تا جوشون ، به‌گونه‌ای طراحی شده که گردشگر در آن از شهر به طبیعت، از طبیعت به تاریخ و از تاریخ به زیارت می‌رسد.
وی حتی تأکید می‌کند:  این مسیر را می‌توان در سه روز یا دست‌کم دو روز اجرا کرد تا فرصت کافی برای توقف، استراحت، بازدید و بهره‌برداری از جاذبه‌ها وجود داشته باشد.

 عنصرود ، آغ‌بلاغ و ارزش آب
وی به منطقه‌ای با نامی به آستاری یا عنصرود اشاره می‌کند؛  ناحیه‌ای که دارای آب، چشمه یا منبع آبی خاص است. در همین محدوده، آغ‌بلاغ به‌عنوان نقطه‌ای دارای چشمه و آب معرفی می‌شود.
وی توضیح می‌دهد:  درباره این چشمه و آب سبک منطقه، حتی سازه یا تندیسی نیز ساخته و در محل نصب شده تا توجه مخاطبان به اهمیت آن جلب شود.
در این روایت، آب صرفاً یک عنصر طبیعی نیست، بلکه محور جاذبه، معیشت، کشاورزی و حتی هویت محلی است.
وی از ارزش آب برای مردم منطقه می‌گوید و اشاره می‌کند: این منابع، هم برای گردشگری و هم برای استفاده محلی اهمیت دارند. آب منطقه ارزشمند است و باید دیده و معرفی شود.
 
مشکین‌شهر، مرادلو، ارسباران و پیوستگی جغرافیایی مناطق
 در ادامه توجه به جغرافیای گسترده‌تر منطقه جلب می‌شود؛ جایی که مشکین‌شهر، مرادلو، اهر و ارسباران در یک پیوستار گردشگری و جغرافیایی قرار می‌گیرند.
 مهرکیا توضیح می‌دهد: هرچند مشکین‌شهر از نظر تقسیمات کشوری در استان اردبیل قرار دارد، اما از نظر جغرافیایی و گردشگری با آذربایجان شرقی و ارسباران ارتباط نزدیک دارد. به همین دلیل، نمی‌توان این نواحی را کاملاً جدا و بی‌ارتباط با یکدیگر دید.
وی از مسیری سخن می‌گوید که از مشکین‌شهر آغاز می‌شود، به مرادلو می‌رسد، از آنجا به سمت ارسباران و سپس بخش‌های شرقی آذربایجان شرقی امتداد پیدا می‌کند.
این بخش از گفت‌وگو بر این نکته تأکید دارد:  مرزهای اداری لزوماً مرزهای واقعی گردشگری نیستند. گردشگر، در عمل، با یک حوزه پیوسته مواجه است که در آن استان‌ها و شهرستان‌ها به هم گره خورده‌اند.
 
دومولی و قلعه دختر و پسر؛جاذبه‌های جنگلی و تاریخی
در همین بخش،از دومولی نیز یاد می‌شود؛ در این محدوده، از قلعه دختر، قلعه‌ای تاریخی که در کنار طبیعت اطراف، ارزش معرفی گردشگری دارد. اطراف این قلعه، آبشارها و جلوه‌های طبیعی دیگر نیز وجود دارد و همین ترکیب تاریخ و طبیعت، آن را در مسیر گردشگری خاص می‌کند.
 
مسیر دوم؛ برنامه‌ای فشرده اما چندلایه
وی توضیح می‌دهد:  این مسیر عمدتاً آسفالته است و می‌توان آن را در یک روز فشرده پیمود، اما برای لذت واقعی و استفاده از تمام ظرفیت‌ها، اجرای دو یا سه‌روزه مناسب‌تر است. در برنامه چندروزه، امکان توقف در ایوند، رودخانه سریل، باغ‌ها،دشت کوهول، ایری، طرزم، گل آخور، ورزقان، جوشون و امامزاده سید ابراهیم فراهم می‌شود و در صورت زمان کافی، حتی می‌توان مسیر را تا نواحی مرتبط با رود ارس و جلفا نیز ادامه داد.
منطق این طراحی، نه فقط گردشگری، بلکه رونق اقتصاد محلی است. گردشگر در این مسیر از محصولات روستایی، تولیدات کشاورزی، غذاهای محلی و صنایع‌دستی نیز بهره‌مند می‌شود و این یعنی گردشگری به جای یک رفت‌وآمد کوتاه، به زنجیره‌ای از خرید، توقف، اقامت و تجربه تبدیل می‌شود.
 
ناشناخته‌بودن جاذبه‌ها و نقش راهنمایان
یکی از نکات مهم که بسیاری از این مکان‌ها فقط برای کسانی شناخته‌شده‌اند که سال‌ها در منطقه رفت‌وآمد کرده‌اند، طبیعت‌گرد بوده‌اند یا به‌طور حرفه‌ای در حوزه گردشگری فعالیت کرده‌اند.
به اعتقاد مهرکیا، پیش از این سازوکار منسجمی برای شناسایی و معرفی جاذبه‌ها وجود نداشته و بسیاری از مکان‌ها در سایه مانده‌اند.
 در عین حال، وی از تحول مثبتی نیز سخن می‌گوید: اینکه در سال‌های اخیر برخی مسئولان با راهنمایان تماس گرفته و درباره جاذبه‌های تاریخی و طبیعی، مسیرها و شیوه اجرا پرس‌وجو می‌کنند.
از نگاه وی، این نشانه‌ای است از آنکه اهمیت اطلاعات میدانی و تخصصی فعالان مستقل کم‌کم در حال شناخته شدن است.
وی همچنین توضیح می‌دهد:  بسیاری از فعالان گردشگری و تولیدکنندگان محتوا، تجهیزات خود را با هزینه شخصی تهیه می‌کنند؛ از دوربین و ابزار فیلم‌برداری گرفته تا هزینه رفت‌وآمد، جست‌وجو و شناسایی مسیرها؛ به همین دلیل، معتقد است؛ باید برای این افراد سرمایه‌گذاری و حمایت بیشتری صورت گیرد، چون آنان در عمل بخشی از کاری را انجام می‌دهند که باید از سوی چند نهاد مختلف انجام شود.
 
هشدار اصلی؛ معرفی بی‌ضابطه در فضای مجازی
در اینجا مهرکیا از تجربه‌ای می‌گوید که در آن یک پست ساده در فضای مجازی می‌تواند در مدت کوتاهی شمار زیادی از گردشگران را به یک منطقه بکشاند. این موضوع، از یک سو برای اقتصاد منطقه فرصت می‌آفریند، اما از سوی دیگر اگر بدون زیرساخت و بدون مدیریت باشد، به سرعت به تهدید بدل می‌شود.
وی تأکید می‌کند: فضای مجازی ابزار قدرتمندی برای معرفی مناطق است و خودش نیز از همین ابزار برای شناساندن نقاط کمتر دیده‌شده استفاده کرده است. اما این معرفی باید همراه با سنجش ظرفیت محیط، آموزش گردشگران، مدیریت پسماند و روشن بودن مسئولیت‌های اجرایی باشد.
به باور وی، اگر امروز یک منطقه در شبکه‌های اجتماعی دیده می‌شود، لزوماً به این معنا نیست که فردا توان پذیرش این حجم از بازدیدکننده را دارد.
 
ظرفیت‌سنجی؛ شرط پیش از تبلیغ
مفهوم ظرفیت پذیرش یا همان توان محیط برای تحمل تعداد مشخصی گردشگر، به‌صورت روشن مطرح می‌شود.
وی  می‌گوید: هر منطقه، چه روستا باشد و چه دره یا آبشار، ظرفیت محدودی دارد. اگر این ظرفیت پیش از تبلیغ بررسی نشود، نتیجه می‌تواند تخریب طبیعت، مزاحمت برای ساکنان، افزایش زباله، و فشار بر منابع محلی باشد.
 از نگاه وی، معرفی یک مکان نباید به‌صورت رها و بدون برنامه انجام شود.
وی همچنین به این نکته اشاره می‌کند: برخی از مردم محلی اساساً دوست ندارند منطقه‌شان بیش از اندازه معرفی شود، چون تجربه کرده‌اند که با ورود بی‌حساب گردشگران، مشکلاتی مانند آلودگی، بی‌نظمی و تخریب به‌دنبال می‌آید. بنابراین، از نظر او، معرفی باید با رضایت، هماهنگی و برنامه‌ریزی باشد.
 
زباله، رفتار نادرست و حیات‌وحش
 مهرکیا می‌گوید: طبیعت محل تخلیه زباله نیست و گردشگر نباید پس از حضور در منطقه چیزی جز خاطره مثبت از خود به‌جا بگذارد.
وی رها کردن زباله، آسیب زدن به پوشش گیاهی، بی‌توجهی به پاکیزگی محیط و رفتار نادرست با م ردم محلی را از مهم‌ترین آسیب‌ها می‌داند.
در ادامه، وی به رابطه انسان و حیوانات وحشی نیز اشاره می‌کند و به‌طور مشخص از غذا دادن به حیوانات در طبیعت انتقاد دارد.
در روایت وی، حتی اگر کسی با نیت خوب به حیوانی مانند خرس یا حیوانات دیگر غذا بدهد، این رفتار در بلندمدت به ضرر حیوان تمام می‌شود؛ چون آن حیوان به دریافت غذا از انسان عادت می‌کند و رفتار طبیعی‌اش دگرگون می‌شود.
نتیجه این کار می‌تواند نزدیک شدن مکرر حیوان به انسان، وابستگی به غذا، و حتی بروز خطر برای هر دو طرف باشد.
 وی تأکید می‌کند: طبیعت‌گردی مسئولانه، یعنی احترام به رفتار طبیعی حیوانات و خودداری از هر مداخله‌ای که نظم زیست‌محیطی را برهم بزند.
 
زیرساخت هست، اما نگهداری نیست
مهرکیا می‌گوید: در برخی مناطق اقداماتی مانند ساخت پله، مسیر دسترسی، سرویس بهداشتی و امکانات اولیه انجام شده، اما مشکل اصلی آنجاست که این زیرساخت‌ها پس از ساخت، رها می‌شوند.
 به بیان وی، ساختن تنها آغاز کار است؛ نگهداری، نظافت، تعمیر و مدیریت مداوم است که سرنوشت نهایی پروژه را تعیین می‌کند.
وی با اشاره به نمونه‌هایی از سرویس‌های بهداشتی یا مسیرهای ساخته‌شده، می‌گوید: اگر این امکانات به‌درستی نگهداری نشوند، خیلی زود به جای آنکه مزیت باشند، به نقطه ضعف تبدیل می‌شوند. از این‌رو، مسئله اصلی فقط ساخت نیست، بلکه این است که چه نهادی، با چه بودجه‌ای و با چه برنامه‌ای مسئول نگهداری خواهد بود.
در همین چارچوب، وی از لزوم روشن بودن مسئولیت میان نهادهایی مانند اداره میراث فرهنگی، شوراها، دهیاری‌ها و سایر بخش‌های محلی سخن می‌گوید.
از نگاه وی، اگر کسی مسئولیت نگهداری را نپذیرد، زیرساخت گردشگری خیلی زود فرسوده می‌شود و اعتماد مردم نیز از میان می‌رود. به همین دلیل، او بر ایجاد هماهنگی میان فعالان، نهادهای دولتی و جوامع محلی تأکید دارد.
مهرکیا از دوستان و همکارانی یاد می‌کند که با هزینه شخصی به مناطق مختلف می‌روند، فیلم و عکس تهیه می‌کنند، محتوا می‌سازند و آن را در صفحات و سایت‌ها بازنشر می‌کنند.
وی این کار را ارزشمند می‌داند، زیرا به دیده شدن مناطقی کمک می‌کند که پیش‌تر تقریباً ناشناخته بوده‌اند.
 از نظر وی، یک تصویر خوب می‌تواند آغازگر سفر باشد؛ مخاطب ابتدا عکس را می‌بیند، بعد کنجکاو می‌شود، سپس درباره مقصد جست‌وجو می‌کند و در نهایت ممکن است به بازدید از منطقه برود.
با این حال، او تأکید دارد : زیبایی تصویر نباید به‌تنهایی مبنای معرفی باشد. تصویر باید با اطلاعات درست، توضیح درباره مسیر، ظرفیت منطقه، و هشدارهای لازم درباره رفتار مسئولانه همراه شود. در غیر این صورت، همان محتوا می‌تواند به موجی از مراجعه بی‌برنامه تبدیل شود.
 
حمایت دولتی؛ ضرورت نه برای جایگزینی، بلکه برای تقویت
در پاسخ به پرسشی درباره نیاز به حمایت دولت، مهرکیا می‌گوید: فعالیت شخصی ارزشمند است، اما حمایت رسمی می‌تواند کیفیت کار را بالاتر ببرد.
 از نظر وی، اگر دستگاه‌های مسئول به‌جای بی‌تفاوتی، از تولیدکنندگان محتوای حرفه‌ای حمایت کنند، هم ابزارهای بهتری برای معرفی جاذبه‌ها فراهم می‌شود و هم فشار مالی از دوش فعالان کاسته می‌شود.
 وی این همکاری را نه جایگزین فعالیت مستقل، بلکه تقویت‌کننده آن می‌داند.
گردشگری باید مسئولانه، برنامه‌مند و همراه با حفاظت باشد. مهرکیا توسعه گردشگری را رد نمی‌کند؛ برعکس، وی خود از فعال‌ترین کسانی است که به معرفی مناطق کمترشناخته‌شده می‌پردازد. اما تأکید می‌کند؛  هر تبلیغ، هر تصویر و هر دعوت به سفر باید با سنجش ظرفیت، مدیریت پسماند، آموزش گردشگر، و مشارکت مردم محلی همراه باشد.
در نگاه وی، تبریز و آذربایجان شرقی ظرفیت‌هایی دارند که از بازار تاریخی و محله‌های قدیمی گرفته تا رودخانه‌ها، باغ‌ها، کوهستان‌ها، جنگل‌ها، آبشارها، روستاهای مسیرمحور و جاذبه‌های تاریخی-زیارتی را شامل می‌شود. اما بهره‌گیری از این ظرفیت‌ها فقط زمانی به نفع شهر و استان خواهد بود که معرفی، برنامه‌ریزی و نگهداری در کنار هم قرار گیرند.
 
سخن آخر
تبریز امروز بیش از هر زمان دیگری به هم‌افزایی میان قدرت اجرایی دولت و تخصص میدانی فعالان مستقل نیاز دارد. همان‌طور که در این گزارش آمد، ظرفیت‌های شهر و استان بیکران است؛ اما تبدیل این پتانسیل به ثروت پایدار، مستلزم عبور از نگاه‌های سنتی، تقویت زیرساخت‌های نگهداری و آموزش فرهنگی به گردشگرانی است که دوربین به دست، به دنبال کشف لایه‌های پنهان آذربایجان هستند.

گزارش از زهرا ژرفی مهر
انتهای پیام/

سامانه مولد پرتال ستاک