گزارش/

تبریز در خطر فراموشی هنرهای کهن؛ از مسگری و دواتگری تا پاپیه‌ماشه و ملیله‌نقره

1405/04/31 - 17:13 - کد خبر: 164910
مسگری

نصر: تبریز، شهری با پیشینه‌ای چند هزارساله در هنر، صنعت و هویت شهری، امروز در برابر یک هشدار جدی ایستاده است: فراموشی تدریجی هنرهایی که روزگاری نه‌تنها بخشی از معیشت مردم، بلکه شناسنامه فرهنگی این دیار بودند. از مسگری، دواتگری، چلنگری و زین‌دوزی گرفته تا جاجیم‌بافی، ترکه‌بافی، پاپیه‌ماشه و ملیله‌نقره، رشته‌هایی در این شهر و استان وجود دارند که زیر فشار تغییر سبک زندگی، کاهش صرفه اقتصادی، کمبود بازار و نبود حمایت‌های پایدار، یکی پس از دیگری به حاشیه رانده می‌شوند.

به گزارش نصر، سه روایت متفاوت اما هم‌افزا از مسئولان و استادکاران تبریزی، تصویری روشن از این وضعیت ارائه می‌دهد؛ روایتی که در آن، دغدغه اصلی فقط حفظ چند رشته هنری نیست، بلکه پاسداری از بخشی از هویت تاریخی، اجتماعی و فرهنگی تبریز است.
 آنچه در سخنان معاون صنایع‌دستی استان، استاد پیشکسوت مسگری و هنرمند جوان و صاحب‌نام پاپیه‌ماشه به چشم می‌خورد، یک پیام مشترک دارد؛ اگر برای انتقال این میراث به نسل جدید امروز تصمیم گرفته نشود، فردا برای احیای آن بسیار دیر خواهد بود.
 

 
هشدار درباره فراموشی هنرهای سنتی تبریز؛ مسگری و دواتگری، چلنگری و زین دوزی،پاپیه ماشه،ملیله نقره ،ترکه بافی جاجیم‌بافی در معرض خطر
معاون صنایع‌دستی و هنرهای سنتی آذربایجان شرقی با اشاره به قرار گرفتن شماری از هنرها و مشاغل سنتی تبریز و استان در معرض فراموشی، گفت: سختی تولید، صرفه اقتصادی پایین، بازار محدود و تغییر سبک مصرف مردم از مهم‌ترین دلایل تضعیف انتقال این مهارت‌ها به نسل جدید است.
بهنام رحیم‌زاده، در گفت‌وگو با خبرنگار نصر با اشاره به وضعیت برخی رشته‌های سنتی در استان اظهار کرد: مسگری ،دواتگری، چلنگری و آهنگری سنتی، بخشی از بافته‌های داری مانند جاجیم، پاپیه ماشه، بخشی از نساجی سنتی از جمله  و ترکه بافی  از جمله هنرها و مشاغلی هستند که بیش از دیگر رشته‌ها در معرض فراموشی قرار دارند.
وی درباره علت ضعف در انتقال این مهارت‌ها به نسل جدید گفت: تولید صنایع‌دستی با سختی و مرارت زیادی همراه است، زمان‌بر بودن فرآیند تولید با تولیدات سریع ماشینی تناقض دارد و از سوی دیگر برای بسیاری از جوانان صرفه اقتصادی کافی ندارد. علاوه بر این، ورود به این حوزه نیازمند توانایی فنی و هنری، آموزش مستمر، پشتکار و علاقه فردی است؛ شرایطی که طبیعتا برای همه فراهم نیست.
رحیم‌زاده ادامه داد: نقدشوندگی پایین محصولات صنایع‌دستی، چرخه کند فروش، قیمت تمام‌شده بالا و محدود بودن متقاضیان، بازار این حوزه را غیرقابل اطمینان کرده و ریسک فعالیت را افزایش داده است.
وی در تشریح برنامه‌های حمایتی برای ثبت، حمایت و احیای این مشاغل گفت:توجه به تقویت بازارهای خارجی وحمایت از توسعه صادرات، ثبت نشان‌های جغرافیایی در قالب شهرها و روستاهای ملی صنایع‌دستی از جمله مهم‌ترین اقدامات انجام‌شده است. در این زمینه اهر به عنوان شهر ملی ورنی، ممقان به عنوان شهر ملی ممقان‌دوزی، اسکو به عنوان شهر ملی چاپ باتیک، کوزه‌کنان به عنوان شهر ملی سفال و نجف‌تراکمه به عنوان روستای ملی ورنی ثبت شده‌اند.
وی افزود: پرونده‌هایی نیز در دست اقدام است که از جمله آن‌ها می‌توان به بناب به عنوان شهر ملی چاقوی سنتی، عجب‌شیر و میانه به عنوان شهرهای ملی گلیم، اردکلو مرند به عنوان روستای ملی مبل و منبت و همچنین پیگیری پرونده اهر، شهر جهانی ورنی اشاره کرد. 
معاون صنایع‌دستی و هنرهای سنتی آذربایجان شرقی برگزاری دوره‌های آموزشی رایگان صنایع‌دستی در سراسر استان با رویکرد توجه به رشته‌های در معرض فراموشی را از دیگر برنامه‌ها عنوان کرد و گفت: ثبت شیوه‌های تولید صنایع‌دستی در فهرست آثار ناملموس میراث فرهنگی نیز در دستور کار قرار دارد که از جمله آن‌ها می‌توان به تولید (قخلخ)در مراغه و چاقوی سنتی در بناب اشاره کرد.
رحیم‌زاده با تاکید بر نقش گردشگری در حمایت از صنایع‌دستی اظهار کرد: گردشگری مهم‌ترین فرصت برای پشتیبانی از این حوزه است، زیرا رونق گردشگری اثر مستقیم بر فروش و اقتصاد صنایع‌دستی دارد و همزمان می‌تواند به ترویج فرهنگ، هویت ملی، بومی و محلی و نیز گسترش تعاملات فرهنگی کمک کند.
وی درباره مشکلات اصلی استادکاران سنتی گفت: نبود بازار متشکل صنایع‌دستی یکی از مهم‌ترین چالش‌هاست. هنرمند و صنعتگر معمولا تمرکز خود را بر خلق اثر می‌گذارد و به همین دلیل در بازاریابی و فروش با مشکل مواجه می‌شود. به بیان دیگر، بسیاری از استادکاران الزاماً فروشندگان و بازاریابان حرفه‌ای نیستند و همین مسئله باعث می‌شود آثار آن‌ها با وجود ارزش هنری بالا، در بازار با دشواری عرضه شود.
وی نبود تشکل حرفه‌ای برای پیگیری مستمر مطالبات صنفی، گرانی و تورم و دشواری تامین مواد اولیه، و نیز مشکلات مربوط به بیمه تامین اجتماعی هنرمندان را از دیگر مسائل مهم این حوزه برشمرد.
رحیم‌زاده در ادامه با اشاره به تاثیر تغییر سبک مصرف مردم بر تضعیف صنایع‌دستی گفت: تولیدات ماشینی به دلیل قیمت پایین‌تر، تنوع بیشتر، جذابیت ظاهری و دسترسی آسان‌تر، بخش بزرگی از بازار را در اختیار گرفته‌اند. از سوی دیگر، ضعف در فرهنگ‌سازی و نوعی بیگانگی فرهنگی موجب شده توجه به تولیدات بومی و ملی کاهش یابد. کاهش قدرت خرید مردم نیز نسبت مستقیمی با افت خرید صنایع‌دستی دارد.
وی افزود: در نتیجه این شرایط، بسیاری از رشته‌ها از جمله بخشی از سفال، تولیدات فلزی سنتی، بافته‌های داری و قالی تحت تاثیر قرار گرفته و قربانی تغییر الگوی مصرف شده‌اند.
معاون صنایع‌دستی و هنرهای سنتی آذربایجان شرقی درباره نقش دانشگاه‌ها، آموزشگاه‌ها و نهادهای فرهنگی گفت: این مراکز نقش بسیار مهم و اثرگذاری در ترویج صنایع‌دستی دارند و می‌توانند به عنوان پل ارتباطی بین نسل‌ها عمل کنند. آینده‌پژوهی و ارائه راهکارهای علمی برای حل مسائل این حوزه نیز بدون کمک مراکز علمی، دانشگاه‌ها و نهادهای آموزشی ممکن نیست.


 
در ادامه این روایت، جلیل مثنی، پیشکسوت ۷۷ ساله هنرهای سنتی تبریز و میراث‌دار هنر اصیل مسگری، از زاویه‌ای دیگر به مسئله پرداخت.

 گنجینه‌ای از هویت ۳۵۰۰ ساله تبریز که در سکوت رو به فراموشی است
 استاد جلیل مثنی، پیشکسوت ۷۷ ساله هنرهای سنتی تبریز، در گفتگویی صریح با خبرنگار مهر، از فراز و فرودهای هفت دهه فعالیت حرفه‌ای خود و بی‌مهری‌هایی که منجر به مسکوت ماندن  هنر سماور سازی( مسگری) اصیل شده است، پرده برداشت.
در میان هیاهوی مدرنیته و فراموشی هنرهای سنتی، جلیل مثنی هنرمند و استاد پیشکسوت تبریزی، همچون تپنده‌ای از تاریخ، سعی در حفظ میراثی دارد که از نیاکانش به ارث برده است.
وی که دوم ابتدایی  عمر خود را با عشق به خلق آثار هنری از مس سپری کرده، اکنون از فقدان حمایت‌های ساختاری و کمرنگ شدن ارزش این هنر در نگاه مسئولان سخن می‌گوید.
 در این گفت‌وگوی تفصیلی، وی از ناگفته‌های پروژه‌های نیمه‌تمام آموزشی و دغدغه اصلی‌اش، یعنی انتقال این دانش بی‌بدیل به نسل جوان، می‌گوید.

 هنری که شناسنامه تبریز است
استاد جلیل مثنی، متولد سال ۱۳۲۸، بیش از شش دهه است که با هنر دست‌هایش شناخته می‌شود.
 وی هنر خود را فراتر از یک کسب‌وکار، نوعی رسالت خانوادگی می‌داند.
در این گفت‌وگو، وی با اشاره به قدمت آثارش که به سال ها پیش برمی‌گردد، می‌گوید: هنر من چیزی نیست که بتوان با ماشین یا ابزارهای صنعتی جایگزین کرد. من آثاری ساخته‌ام که در دنیا بی‌نظیر هستند و نمونه مشابهی ندارند. حتی یکی از کارهای تاریخی عمویش که مربوط به دوره ستارخان و نیم تنه ی ستارخان  است، هم‌اکنون در موزه نگهداری می‌شود و گواهی بر این مدعاست که هنر تبریز ریشه در عمق تاریخ دارد.
استاد مثنی می‌گوید: سال گذشته برنز را کیلویی ۲۷ هزار تومان و بعد ۳۷ هزار تومان خریداری می‌کردم، اما امسال قیمت هر کیلو به ۳ میلیون تومان رسیده است. طبیعی است که در چنین شرایطی، این شغل و هنر از رونق و پویایی بیفتد.
وی با اشاره به اینکه قطعه‌ها و نقش‌های متنوع و بی‌شماری خلق کرده است، تأکید می‌کند: آثارش صرفاً اشیایی ساخته‌شده از فلز نیستند، بلکه بخشی از هویت و شناسنامه تبریز به شمار می‌روند.
به گفته وی، حتی زمانی که در اصفهان از وی خواسته شد نامش در کنار نام اصفهان پای اثر ثبت شود، این پیشنهاد را نپذیرفت و بر اصالت تبریزی اثر و تعلق آن به هویت هنری این شهر پافشاری کرد.
استاد مثنی می‌گوید: چنان با این هنر زندگی کرده‌ام که حتی نشان خودروی پژو را نیز به شکل سماور ساخته‌ام؛ اثری که تا فرانسه هم خواهان داشته و به من گفته‌اند سماور را ببر، به‌جایش یک ماشین روز و بهای هنرت را پرداخت می‌کنیم. اما حرف من این است که این هنر باید صاحب داشته باشد و قدر ببیند.
وی می‌افزاید: ارگ علیشاه را نیز با ۳۵۰۰ قطعه آجر برنزی کار کرده‌ام، اما با وجود این همه ظرافت، زحمت و پیشینه، هیچ‌کس آن‌گونه که باید به این هنر اهمیت نمی‌دهد.

 گلایه‌هایی از جنس وعده‌های بی‌پایان
یکی از بخش‌های تلخ این گفت‌وگو، روایت استاد مثنی از برخوردهای اداری است. او با مرور خاطرات دوازده سال پیش، از اختصاص مکانی در نزدیکی میدان قزلجه برای راه‌اندازی کارگاه یاد می‌کند؛ اما این اقدام به دلیل صادر نشدن مجوزهای نهایی و واگذار شدن آن مکان به‌صورت اجاره به او، بی‌نتیجه ماند.
وی در ادامه با اشاره به ماجرای آموزش در زندان تبریز، از سرنوشت نامعلوم بودجه‌های حمایتی گله می‌کند: قرار بود با بودجه‌ای مشخص، این هنر را به زندانیان آموزش دهم تا هم مهارتی بیاموزند و هم شغلی برای خود دست‌وپا کنند.
 اما علیرغم واریز اولیه برای تهیه وسایل اولیه برای آموزش و وعده‌های بعدی، این موضوع در هزارتوی بروکراسی اداری گم شد و هیچ نتیجه‌ای در بر نداشت. حرف من این است که بسیاری از مسئولان فقط به وعده دادن اکتفا می‌کنند و در عمل، هیچ بستر واقعی برای فعالیت هنرمند فراهم نمی‌شود.

 بازار و مسئله قدرشناسی
استاد مثنی از وضعیت اقتصادی و بازار این هنر نیز نگران است.
وی معتقد است قیمت‌گذاری آثار هنری باارزش، نیازمند تخصصی است که امروز کمتر در بازار یافت می‌شود.
به گفته وی، کارهای دستی که ماه‌ها و گاه سال‌ها زمان برای خلق‌شان صرف شده، امروز با کالاهای بی‌ارزش مقایسه می‌شوند.
 با این حال، وی همچنان امیدوار است که نگاه‌ها به سمت ارزش واقعی این هنر تغییر کند.
 وی می‌گوید: مشتریان خارجی یا عرب‌زبان، گاهی ارزش این کارها را بهتر می‌فهمند و آن‌ها را خریداری می‌کنند، اما من ترجیح می‌دهم این میراث در خود تبریز حفظ شود.

 آخرین امید؛ آموزش به نسل جدید
دغدغه اصلی استاد مثنی در این گفتگو، نه مسائل مالی، بلکه بقا است. وی نگران است که، این هنر اصیل برای همیشه از تبریز رخت ببندد.
 وی می‌گوید: من حتی فرزندانم را به این کار مجبور نکرده‌ام، چرا که امنیت شغلی و شرایط اجتماعی آن را مناسب نمی‌دیدم. اما هنوز هم حاضرم از جوانان جویای کار تبریز را گرد هم بیاورم، به آن‌ها آموزش دهم با حمایت های دولتی  و با جان‌ودل این هنر را به آن‌ها آموزش دهم.
وی معتقد است: در بین جوانان تبریز، افراد بااستعداد بسیاری وجود دارند که اگر حمایت شوند، می‌توانند پرچم‌داران بعدی این هنر باشند.
 وی تأکید می‌کند که آموزش حلقه مفقوده این زنجیره است و اگر این حلقه‌ ترمیم نشود، هویت بصری تبریز بخشی از غنای خود را از دست خواهد داد.
در پایان این گفت‌وگو، استاد مثنی با لحنی که آمیخته‌ای از تجربه و امید است، به رسانه‌ها و مسئولان یادآوری می‌کند که حمایت از هنر سنتی، صرفاً حمایت از یک فرد نیست، بلکه صیانت از بخشی از تاریخ ایران است.
وی همچنان آماده است تا تجربیاتش را در اختیار جوانان قرار دهد، مشروط بر آنکه اراده‌ای واقعی برای حمایت و بسترسازی وجود داشته باشد؛ چرا که به قول خود استاد؛  هنر من جایگزین ندارد و اگر از دست برود، دیگر تکرار نخواهد شد.


 
در سومین روایت، وحید حسن‌زاد فانید، هنرمند، پژوهشگر و مدرس دانشگاه و از جوان‌ترین دریافت‌کنندگان درجه یک هنری کشور، از هنر پاپیه‌ماشه و لاکی تبریز به‌عنوان هنری سخن می‌گوید که هنوز برای بسیاری از مردم ناشناخته است.

پاپیه‌ماشه؛ هنر لاکی تبریز در تکاپوی ماندگاری 
وحید حسن‌زاد ملقب به فانید، هنرمند، پژوهشگر و مدرس دانشگاه، دارنده مدرک درجه یک هنری (معادل دکتری) از وزارت میراث فرهنگی در سال ۱۴۰۴ است و به‌عنوان یکی از جوان‌ترین دریافت‌کنندگان درجه یک هنری کشور، این عنوان را با کسب بالاترین امتیاز در دوره ارزیابی به دست آورده است.
هنرهای سنتی، بیش از آنکه یک حرفه باشند، شیوه‌ای از زیستن‌اند؛ زیستی که در آن، صبر، ذوق، تجربه و عشق، درهم می‌آمیزند تا اثری ماندگار خلق شود. وحید حسن زاد فانید با نام هنری (فانید)، از جمله هنرمندانی است که سال‌هاست در عرصه هنرهای سنتی، نقاشی، خوشنویسی، قلمدان ،پاپیه‌ماشه و آثار لاکی فعالیت می‌کند و مسیر حرفه‌ای خود را با پشتکار و آزمون و خطا پیموده است.
 وی در گفت‌وگویی تفصیلی با خبرنگار نصر، از سال‌های آغازین فعالیت هنری، دشواری‌های معیشتی و حرفه‌ای این مسیر، کم‌توجهی بازار به ارزش واقعی آثار هنری، ضرورت حمایت عملی از هنرمندان و نیز چشم‌انداز احیای هنر لاکی و پاپیه‌ماشه در تبریز سخن گفت.

 از خط و نقاشی تا ورود به هنرهای سنتی
وحید حسن‌زاد (فایند)در ابتدای این گفت‌وگو، با اشاره به آغاز فعالیت خود در حوزه هنر، اظهار کرد: از سال ۱۳۷۴ وارد دنیای هنر شدم و کارم را با خط و نقاشی آغاز کردم. به‌تدریج فعالیت من به سمت هنرهای سنتی کشیده شد و در این مسیر، تجربه‌های مختلفی را پشت سر گذاشتم.
وی افزود: در سال ۱۳۷۶ اولین قلمدانم راساختم. قلمدان در واقع یکی از شاخه‌های مهم هنرهای سنتی است که نیازمند دقت، تجربه و شناخت دقیق مواد و مراحل ساخت است. برای ساخت قلم‌دان، ابتدا کاغذها آماده و بر سطح کار با چسب گیاهی سریش چسبانده می‌شوند، سپس مراحل مختلف پرداخت، صیقل‌کاری، برش و پرداخت نهایی انجام می‌شود تا اثر، پس از خشک شدن، به استحکام مطلوب برسد.
وی با بیان اینکه این هنر مبتنی بر اصول و قواعد خاصی است، گفت: در چنین کاری، صرف ذوق هنری کافی نیست و هنرمند باید مهارت فنی، حوصله و تجربه لازم را نیز به دست آورد.
این هنرمند تبریزی با اشاره به دیگر تجربه‌های خود در حوزه هنرهای تجسمی گفت: در سال ۱۳۸۰ به نقاشی رنگ روغن و رنگ‌آمیزی روی آوردم و این بخش نیز به یکی از تجربه‌های جدی من تبدیل شد.
وی ادامه داد: در سال ۱۳۸۶ و هم‌زمان با دوران خدمت سربازی، فرصت تازه‌ای برای من فراهم شد تا در فضاهای مختلف، به‌ویژه روی دیوارها، نقاشی کنم. همان دوران بود که تجربه نقاشی دیواری برایم جدی‌تر شد و توانستم در ابعاد بزرگ‌تر، مینیاتور و ترکیب‌بندی‌های تصویری کار کنم.
فانید خاطرنشان کرد: یکی از نخستین تجربه‌های مهم من در این زمینه، اجرای طرحی از گلو مرغ روی دیواری به طول حدود سه تا چهار متر بود؛ تجربه‌ای که بعدها در توسعه نگاه من به نقاشی و طراحی تأثیر زیادی گذاشت.
فانید در بخش دیگری از این گفت‌وگو با اشاره به ورود خود به عرصه کار هنری روی سازهای ایرانی اظهار کرد: در سال ۱۳۹۲ با ساز تار ایرانی آشنا و شروع به نواختن آن کردم، و این آشنایی، مسیر جدیدی را در کار هنری من گشود. علاقه‌ام به این حوزه باعث شد به‌صورت جدی‌تر روی ساز کار کنم و هم‌زمان نیز تحصیل و یادگیری را ادامه دهم.
وی افزود: از سال ۱۳۹۲ ساز ایرانی را به‌طور جدی انتخاب کردم و کوشیدم هنر نقاشی، طراحی و خوشنویسی را با این حوزه پیوند بزنم. برای من، ساز تنها یک ابزار موسیقی نیست، بلکه بستری برای حضور هنرهای تصویری نیز هست.
وی با تأکید بر اینکه موسیقی، خوشنویسی و نقاشی را از یکدیگر جدا نمی‌بیند، گفت: تلاش کردم نقش‌ها، طرح‌ها و حال‌وهوای هنر ایرانی را روی ساز پیاده کنم. این تلفیق، هم از نظر بصری جذابیت دارد و هم از نظر حسی و شنیداری، تجربه متفاوتی برای مخاطب ایجاد می‌کند.

 خوشنویسی؛ هنری که با تمرین شخصی جان گرفت
این هنرمند با اشاره به سابقه خود در خوشنویسی نیز گفت: از سال ۱۳۷۴ خط می‌نوشتم، اما در سال ۱۳۸۷ به‌صورت جدی‌تر نزد استاد خوشنویسی آقای نیکنام رفتم و آموزش را در فضای رسمی‌تری دنبال کردم.
وی با بیان اینکه بخشی از آموخته‌های وی حاصل تمرین‌های شخصی بوده است، افزود: هرچند از محضر استادان نیز بهره برده‌ام، اما بخش عمده‌ای از مسیر را با تکرار، تمرین و علاقه شخصی طی کردم. حتی در سال‌هایی که با مخالفت خانواده روبه‌رو بودم، در انبار حیاط خانه تمرین می‌کردم؛ چوب‌ بستنی را به شکل قلم درمی‌آوردم و روی تکه‌چوب‌ها یا هر سطحی که امکان داشت، خوشنویسی تمرین می‌کردم.
فانید گفت: آن روزها برای من هنر فقط یک علاقه نبود؛ بخشی از زیستن و هویت شخصی‌ام بود.

 کسب رتبه نخست در جشنواره بین‌المللی فجر
فانید با اشاره به یکی از مهم‌ترین افتخارات حرفه‌ای خود اظهار کرد: در یکی از دوره‌های اخیر ۱۴۰۳ در نهمین جشنواره بین‌المللی فجر صنایع دستی (سرو سیمین)، در رشته هنرهای سنتی و صنایع‌دستی شرکت کردم و موفق شدم رتبه نخست را به دست آورم.
وی ادامه داد: این موفقیت برای من اهمیت زیادی داشت، زیرا جشنواره فجر در سطح بین المللی از اعتبار بالایی برخوردار است و کسب مقام در آن، جایگاه هنری فرد را تثبیت می‌کند. افزون بر این، برای استان آذربایجان شرقی نیز این اتفاق ارزشمند بود؛ چراکه تا پیش از آن، افراد اندکی از این منطقه توانسته بودند هیچ فرد دیگری نتوانسته بود به چنین جایگاهی دست پیدا کند.

 هنر، مسیر صبر است
این هنرمند ۳۹ ساله که متولد ۱۳۶۶ است، در پاسخ به پرسشی درباره سخت‌ترین بخش فعالیت در این حوزه گفت: دشوارترین بخش این مسیر، رسیدن به مهارت و تجربه واقعی است. هنرمند باید سال‌ها تمرین کند، زحمت بکشد و زمان زیادی صرف کند تا بتواند به نتیجه برسد.
وی افزود: من همیشه به جوانانی که می‌خواهند وارد این مسیر شوند، می‌گویم اگر صرفاً به‌دنبال درآمد سریع هستند، هنر را انتخاب نکنند. کسی که برای سود زودبازده وارد این عرصه شود، خیلی زود از ادامه راه خسته خواهد شد.
وی تصریح کرد: هنر، مسیر صبر است. اگر کسی بخواهد در این حوزه به جایگاه واقعی برسد، باید سال‌ها کار کند. به اعتقاد من، گاه دست‌کم سی سال تلاش لازم است تا یک هنرمند بتواند به پختگی و اعتبار حرفه‌ای برسد.

 هزینه بالا، زمان طولانی و بازاری که همیشه منصف نیست
وحید فانید در ادامه، با اشاره به دشواری‌های اقتصادی فعالیت در هنرهای سنتی و پاپیه‌ماشه گفت: ساخت این آثار، هم هزینه‌بر است و هم زمان‌براست. گاهی هنرمند برای تهیه مواد اولیه مرغوب، مبالغ قابل‌توجهی پرداخت می‌کند و ماه‌ها روی یک اثر زمان می‌گذارد، اما در نهایت، بازار هنر آن‌گونه که باید ارزش واقعی اثر را به رسمیت نمی‌شناسد.
وی افزود: روزانه پنج تا شش ساعت به‌طور مداوم روی آثار کار می‌کنم و طبیعی است که این حجم از کار، انرژی و تمرکز زیادی می‌طلبد. با این حال، اگر عشق به هنر نباشد، ادامه این مسیر ممکن نیست.
وی با تأکید بر اینکه هر اثر برای او هویتی زنده دارد، تصریح کرد: هر اثر برای من مثل موجودی زنده است که از لحظه شکل‌گیری تا پایان کار، با آن زندگی می‌کنم.
این هنرمند تبریزی درباره چگونگی پیوند دادن هنر سنتی با سلیقه مخاطب امروز گفت: یکی از مهم‌ترین راهبردهای من، کاربردی‌سازی هنر است. معتقدم هنر نباید فقط در گوشه‌ای از خانه به‌عنوان شیء تزئینی باقی بماند.
وی ادامه داد: به همین دلیل تلاش کرده‌ام با حفظ اصالت نقش‌ها و ترکیب‌های سنتی، آن‌ها را روی اشیایی به کار ببرم که در زندگی روزمره نیز مورد استفاده قرار می‌گیرند؛ مانند سازها، قاب‌ها و برخی اشیای کاربردی است. زمانی که مخاطب می‌بیند یک اثر سنتی می‌تواند در عین زیبایی، کارکرد هم داشته باشد، نگاهش به آن هنر تغییر می‌کند.
فانید افزود: راهبرد دوم من، تلفیق هنرهاست. وقتی موسیقی، خوشنویسی و نقاشی در یک اثر به هم می‌رسند، اثر برای مخاطب امروز جذاب‌تر و قابل لمس‌تر می‌شود.
وی با اشاره به نوسانات بازار هنر و رفتار غیرمنصفانه برخی واسطه‌ها گفت: بارها پیش آمده است که برای اثری که ماه‌ها برای آن وقت گذاشته‌ام، قیمتی پیشنهاد شده که حتی هزینه مواد اولیه آن را هم پوشش نمی‌دهد. این واقعیتی تلخ در بازار هنر ماست.
وی افزود: با این حال، من تلاش کرده‌ام به‌جای تمرکز صرف بر فروش، بر کیفیت ماندگار تمرکز کنم. باور دارم اگر کاری باکیفیت، اصیل و عمیق تولید شود، در نهایت مخاطب واقعی خود را پیدا خواهد کرد.
فانید خطاب به هنرجویان جوان نیز گفت: اگر کسی فقط برای پول وارد هنر شود، بهتر است خیلی زود از آن خارج شود. این راه، راه عشق، صبر و اعتبارسازی تدریجی است؛ راهی که در آن، امضای هنرمند به‌مرور زمان به سرمایه اصلی او تبدیل می‌شود.

 فروش ارزان در داخل، عرضه گران در خارج
این هنرمند در بخش دیگری از گفت‌وگو، به مسئله سوءاستفاده از آثار هنری اشاره کرد و گفت: متأسفانه گاهی آثاری که در داخل کشور با قیمت‌های پایین خریداری می‌شوند، در خارج از کشور، به‌ویژه در اروپا، با قیمت‌هایی چندین برابر به فروش می‌رسند.
وی اظهار کرد: برای مثال، ممکن است اثری در داخل با مبلغی حدود پنج میلیون تومان خریداری شود، اما همان اثر در بازارهای خارجی با قیمت پنج هزار دلار عرضه شود. این تفاوت قیمت، نشان‌دهنده آن است که گاهی از ناآگاهی یا نیاز مالی هنرمند سوءاستفاده می‌شود.
وی افزود: وقتی هنرمند تحت فشار اقتصادی قرار دارد، ناچار می‌شود اثر خود را با قیمتی پایین واگذار کند و همین موضوع، راه را برای واسطه‌گری‌های غیرمنصفانه باز می‌کند.

 حمایت از هنر، فقط با نمایشگاه محقق نمی‌شود
وحید فانید درباره راهکارهای حمایت از هنرهای سنتی تصریح کرد: مهم‌ترین مسئله، شناخت و معرفی درست هنر و هنرمند است. فرهنگ و هنر ایران غنای کم‌نظیری دارد و هنرهای سنتی ما در بسیاری موارد در جهان بی‌نظیرند. اما اگر این هنرها به‌درستی معرفی نشوند و با زندگی امروز جامعه پیوند نخورند، به‌تدریج به حاشیه می‌روند.
وی افزود: برگزاری نمایشگاه، اقدامی مثبت است، اما کافی نیست. حمایت از هنرمند باید واقعی، برنامه‌ریزی‌شده و مستمرباشد. هنرمند به محل کار، فضای نمایشگاهی، مواد اولیه، امکان آموزش و فرصت عرضه مستمر آثار نیاز دارد.
وی با انتقاد از برخی حمایت‌های مقطعی گفت: گاهی وعده‌هایی به هنرمندان داده می‌شود، اما در عمل، توجه کافی به آثار و مشکلات آنان صورت نمی‌گیرد. این مسئله برای هنرمند آسیب‌زاست و احساس نادیده گرفته شدن را در او تقویت می‌کند.

 تجربه هنری؛ دانشی هم‌تراز با آموزش رسمی
فانید در ادامه با اشاره به جایگاه تخصصی هنرمندان گفت: از گذشته، شوراها و نهادهایی برای ارزیابی هنرمندان وجود داشته‌اند که بر اساس تجربه، سابقه و کیفیت کار، برای آنان درجه و امتیاز در نظر می‌گرفتند. این موضوع نشان می‌دهد که دانش و مهارت هنری، ارزشی هم‌تراز با آموزش رسمی و دانشگاهی دارد.
وی افزود: گاهی یک هنرمند، بدون آنکه تحصیلات دانشگاهی مرتبط داشته باشد، در حوزه تخصصی خود دانشی عمیق و کاربردی دارد که از بسیاری افراد دانشگاه‌دیده بیشتر است. چنین تجربه‌ای نباید نادیده گرفته شود.
این هنرمند تبریزی با تأکید بر پیشینه تاریخی تبریز در حوزه هنرهای سنتی گفت: دوست دارم تبریز به‌عنوان یکی از قطب‌های هنر و صنایع‌دستی، به‌ویژه در زمینه پاپیه‌ماشه و هنر لاکی، بیش از پیش شناخته شود. تبریز در گذشته در این حوزه جایگاه مهمی داشته، اما امروز این هنر تا حد زیادی کم‌رنگ شده است.
وی ادامه داد: برای احیای این هنر، باید مرکزی با عنوانی مانند مرکز هنرهای لاکی ایجاد شود؛ جایی که هنرمندان بتوانند در آن کار کنند، آموزش دهند و آثارشان را در معرض دید عموم قرار دهند.
وی خاطرنشان کرد: پرورش یک هنرمند ماهر در این عرصه، به سال‌ها زمان نیاز دارد و اگر امروز برای آن برنامه‌ریزی نکنیم، فردا با خلأ جدی در انتقال این هنر به نسل‌های بعد مواجه خواهیم شد.
فانید درباره میزان آشنایی مردم با این هنر نیز گفت: شناخت عمومی از پاپیه‌ماشه هنوز پایین است. بارها با افرادی روبه‌رو شده‌ام که حتی نام این هنر را نشنیده‌اند یا نمی‌دانند روند ساخت آن چگونه است.
وی افزود: خوشبختانه در سال‌های اخیر، با برگزاری برخی نمایشگاه‌ها، آگاهی مردم تا حدی بیشتر شده است. زمانی که بازدیدکننده از نزدیک اثر را می‌بیند و با ظرافت‌ها و مراحل ساخت آن آشنا می‌شود، تازه به ارزش واقعی این هنر پی می‌برد.

 آموزش به نسل جوان؛ ضرورتی برای جلوگیری از فراموشی
این هنرمند درباره فعالیت خود در حوزه آموزش نیز گفت: آموزش می‌دهم، اما معتقدم آموزش در این حوزه باید هدفمند، برنامه‌مند و بر مبنای علاقه و استعداد واقعی باشد. ساخت آثار پاپیه‌ماشه دشوار و زمان‌بر است و هنرجو باید هم هزینه کند و هم زحمت بکشد.
وی افزود: در عین حال نباید آموزش این هنر فقط به افراد مرفه محدود شود. اگر حمایت مالی و زیرساختی وجود داشته باشد، می‌توان جوانان مستعد اما کم‌برخوردار را نیز وارد این عرصه کرد و از فراموش شدن هنر جلوگیری نمود.
وی تصریح کرد: در سال‌های اخیر تلاش کرده‌ام تا جایی که امکان دارد، برنامه‌هایی برای آموزش داشته باشم؛ زیرا باور دارم بقای این هنر، در گرو انتقال آن به نسل بعد است.
آنچه از سخنان وحید فانید برمی‌آید، این است که هنرهای سنتی، به‌ویژه پاپیه‌ماشه و هنر لاکی، بیش از هر زمان دیگری به حمایت عملی، معرفی تخصصی و پیوند با زندگی امروز نیاز دارند. هنرمندی که سال‌ها از عمر خود را صرف حفظ و بازآفرینی یک هنر اصیل می‌کند، تنها به تشویق زبانی نیاز ندارد؛ بلکه به زیرساخت، بازار منصفانه، امکان آموزش و سازوکارهای مؤثر برای عرضه و صیانت از آثارش محتاج است.
در چنین شرایطی، تبریز با پیشینه فرهنگی و هنری خود، می‌تواند به یکی از کانون‌های جدی احیای هنر لاکی و پاپیه‌ماشه در کشور تبدیل شود؛ مشروط بر آنکه میان هنرمند، نهاد فرهنگی، بازار و جامعه، پیوندی واقعی و پایدار شکل گیرد.
خبرنگار می گوید آنچه از تقابل این سه دیدگاه آشکار می‌شود، این است که تبریز برای نجات شناسنامه‌ی هنری خود، نیازمند تغییر است. هنر سنتی نباید در موزه‌ها و کتاب‌های تاریخ محبوس بماند یا صرفاً به کارگاه‌های رو به زوال محدود شود. نجات این هنرها در گرو گذار از حمایت‌های شعاری به زیست‌بوم‌سازی است؛ یعنی ایجاد چرخه‌ای که در آن دانش استادکاران، با انرژی و نوآوری نسل جوان ترکیب شده و با حمایت‌های زیرساختی دولت، به کالایی درخور نیازهای امروز تبدیل شود. اگر این پیوند میان تجربه، خلاقیت و سیاست‌گذاری شکل نگیرد، دیر نخواهد بود روزی که هنر درتبریز، تنها به خاطره‌ای در حافظه جمعی شهر بدل گردد.

زهرا ژرفی مهر
انتهای پیام/

سامانه مولد پرتال ستاک