یادداشت/
دیپلماسی زیر تهدید
1405/04/21 - 08:30 - کد خبر: 164223
نصر: اگر موضوع درخواست منتشرشده از سوی مقامات آمریکایی را مبنا قرار دهیم، آنچه در حال وقوع است صرفاً یک منازعه نظامی یا یک اختلاف دیپلماتیک معمولی نیست، بلکه نشانههایی از یک راهبرد «فشار ترکیبی چنددامنهای» یا Hybrid Coercion مشاهده میشود.
در این الگو، هدف اصلی الزاماً شکست نظامی مستقیم طرف مقابل نیست، بلکه تغییر محاسبات راهبردی تصمیمگیران از طریق همافزایی فشارهای سیاسی، اقتصادی، روانی، اطلاعاتی و نظامی است.
درخواست آمریکا برای صدور یک بیانیه علنی از سوی ایران درباره تنگه هرمز را میتوان در چارچوب «دیپلماسی اجبار» (Coercive Diplomacy) تحلیل کرد؛ جایی که طرف مقابل نهتنها باید رفتار خود را تغییر دهد، بلکه باید این تغییر را بهصورت عمومی اعلام کند تا هزینه حیثیتی و سیاسی آن نیز بر ساختار تصمیمگیری تحمیل شود.
در ادبیات جنگ هیبریدی، این رویکرد بخشی از فرآیند «شکلدهی ادراک» (Perception Shaping) و «تأثیرگذاری بر انسجام نخبگان» (Elite Cohesion Targeting) محسوب میشود. هنگامی که یک قدرت خارجی بهطور علنی از وجود اختلافنظر میان جریانهای مختلف حاکمیتی سخن میگوید، در واقع تلاش میکند هزینه اختلافات داخلی را افزایش داده و شکافهای موجود را به یک متغیر راهبردی تبدیل کند.

همزمان، تهدید به «پیامدهای سنگین» در کنار ادامه مذاکرات، نمونهای از راهبرد موسوم به «چماق و هویج» (Carrot and Stick Strategy) است؛ یعنی ترکیب مشوقهای دیپلماتیک با تهدیدهای اقتصادی و نظامی برای هدایت رفتار طرف مقابل در مسیر مطلوب.
از این منظر، میدان اصلی رقابت دیگر صرفاً تنگه هرمز یا حتی مذاکرات هستهای نیست؛ بلکه نبرد بر سر اراده سیاسی، انسجام تصمیمگیری و توان مدیریت بحران در داخل ساختار حاکمیتی است. در چنین شرایطی، موفقیت یا شکست هر طرف بیش از آنکه به نتایج یک درگیری نظامی محدود وابسته باشد، به میزان تابآوری سیاسی، انسجام نخبگان و توان کنترل روایتهای داخلی و خارجی بستگی خواهد داشت.
بنابراین، حتی اگر هدف نهایی آمریکا را نتوان با قطعیت «تغییر رژیم» یا «فروپاشی نظام» دانست، میتوان گفت الگوی رفتاری توصیفشده با بسیاری از مؤلفههای شناختهشده جنگ هیبریدی، فشار چنددامنهای و دیپلماسی اجبار همخوانی قابل توجهی دارد.
به قلم وحید چوپانی کارشناس سیاست خارجی
انتهای پیام/