عکاس و فعال حوزه موسیقی آذربایجانی در مصاحبه نصر:
هنرمند ناچار است سازش را با سلیقه مخاطب کوک کند
1405/04/20 - 09:15 - کد خبر: 164147
نصر: چرا این روزها موسیقیهای اصیل کمتر به گوش میرسند؟ آیا این موسیقی مخاطب خود را از دست داده یا صرفاً هیاهوی سبکهای جدید و رایج، مانع از پیچیدن طنین سبکهای گذشته شده است؟
به گزارش نصر، شاید برخی پاسخ این پرسش را در محدودیتها و ممنوعیتهای گذشته بدانند و برخی پایان عصر ظهور نوابغ هنری را در این دگرگونی فرهنگی دخیل بدانند. اما جلیل دیدهور عکاس و فعال حوزه موسیقی که سالهاست تحولات موسیقی ایران و آذربایجان را از نزدیک دنبال کرده است و با هنرمندان بزرگ داخلی و بینالمللی از جمله عالیم قاسیم اف همکاری دارد، معتقد است پاسخ این پرسش را باید فراتر از مرزهای ایران جستوجو کرد. او معتقد است تغییر سبک زندگی، ذائقه مخاطب و همچنین شیوه شنیدن موسیقی را نیز تحت تأثیر قرار داده است.
بسیاری معتقدند موسیقی آذربایجان با وجود پیشینه غنی و ظرفیتهای فراوان، امروز در مقیاس ملی و بینالمللی دیگر صاحب جایگاه سزاوار خود نیست. شما این موضوع را چگونه تحلیل میکنید؟
این اتفاق فقط مختص آذربایجان یا حتی ایران نیست. بسیاری تصور میکنند علت اصلی، محدودیتهایی است که برای موسیقی در کشور ما وجود دارد، اما اگر به جمهوری آذربایجان نگاه کنیم، میبینیم آنجا دولت هزینه و حمایت زیادی برای موسیقی و هنر میکند، با این حال موسیقی اصیل آنجا هم نسبت به موسیقیهای جدید با استقبال کمتری مواجه شده است. بنابراین مسئله فقط محدودیتها نیست، ذائقه مخاطب در سراسر جهان تغییر کرده است.
یعنی تغییر ذائقه مخاطب را مهمترین عامل میدانید؟
بله. این اتفاق را در موسیقی ایرانی هم میبینیم. روزگاری استادانی مانند ابوالحسن صبا و محمدرضا شجریان و امثالهم در اوج بودند. امروز دیگر کمتر هنرمندی در آن تراز میبینیم. مردم دیگر مانند گذشته به اشعار عمیق حافظ، سعدی یا مولانا گوش نمیدهند و بیشتر به موسیقیهایی گرایش دارند که سادهتر، سریعتر و راحتتر قابل دریافت باشد.
پیشتر رسالت هنرمند را ارتقای سطح سلیقه مخاطب میدانستند، با این توضیحات مشخص میشود الان معادله برعکس شده است.
بله. امروز هنرمند ناچار است سازش را با میل مخاطب کوک کند تا پذیرفته شود. وقتی مخاطب چیزی را نمیخواهد، طبیعی است که تولید آن به علت توجیه اقتصادی پایینتر کمتر شود. حتی برخی از هنرمندانی که سالها موسیقی اصیل اجرا میکردند، به سمت تولید آثار سادهتر و عامهپسندتر رفتهاند، چون مخاطب از آنها همین را مطالبه میکند.
شما در گفتوگو به جهانشمول بودن این پدیده اشاره کردید منظورتان چه بود؟
همین طور است. عالیم قاسیماف تعبیر جالبی دارد. میگوید قبلاً مردم تا ظهر کار میکردند، استراحت میکردند و عصر برای شنیدن کنسرت میآمدند. کنسرت از ساعت هشت شب آغاز میشد و او میتوانست دستگاه شور را با حوصله اجرا کند و مخاطب هم با تمام وجود آن را دنبال میکرد. اما امروز شرایط زندگی تغییر کرده است. مردم تا شب درگیر کار هستند و موسیقی را بیشتر در مسیر رفتوآمد، داخل خودرو یا هنگام انجام کارهای روزمره گوش میدهند. در چنین شرایطی طبیعی است که سلیقه مخاطب هم تغییر کند.
مخاطب امروز از موسیقی چه انتظاری دارد؟
امروز بیشتر مردم از موسیقی انتظار دارند حالشان را خوب کند و انرژی بگیرند. دیگر کمتر کسی دنبال شنیدن یک اجرای طولانی و تأملبرانگیز است. به همین دلیل اگر قرار باشد اثری ماندگار تولید شود، باید بر پایه موسیقی کلاسیک و اصیل باشد اما در عین حال فرم و بیان امروزی داشته باشد؛ یعنی پویاتر، پرانرژیتر و متناسب با مخاطب امروز ارائه شود.
به نظر میرسد امروز شاهد آهنگسازان و خالقان بزرگ کمتری هستیم موافقید؟
ما هنوز استادانی از نسل گذشته داریم، اما تعداد مؤلفان و چهرههای جریانساز بسیار کم شده است. هنرمندان خوب کم نیستند، اما کسانی که بتوانند مکتب ایجاد کنند یا اثری ماندگار خلق کنند، بسیار اندک شدهاند.
این وضعیت را فقط در موسیقی میبینید؟
خیر. این به یک پدیده رایج در تمام ابعاد زندگی تبدیل شده است. اگر به معماری نگاه کنید، درها، پنجرهها و ساختمانهای گذشته پر از نقش، رنگ، ظرافت و هنر بودند. خلق آن آثار به سالها آموزش، تجربه و صرف زمان نیاز داشت. امروز تولید انبوه جای آن را گرفته و بسیاری از جزئیات، قوسها و ظرافتها حذف شدهاند. همین اتفاق در موسیقی هم رخ داده است؛ آثار بیشتری تولید میشود اما عمق و پیچیدگی بسیاری از آنها کمتر از گذشته است.
با این شرایط، آینده موسیقی اصیل را چگونه میبینید؟
موسیقی اصیل هرگز از بین نمیرود، اما برای بقا باید زبان ارتباط با مخاطب امروز را پیدا کند. اگر بتوان اثری خلق کرد که ریشه در موسیقی کلاسیک داشته باشد و در عین حال با نیاز و ریتم زندگی امروز هماهنگ باشد، میتوان همچنان مخاطب را با این موسیقی همراه کرد.
انتهای پیام/