یادداشت/
همیشه زودتر از آنکه فکر کنی اتفاق می افتد؛ وقتی زیر پای زمین خالی می شود
1405/04/09 - 17:27 - کد خبر: 163488
نصر: بحران آب در ایران معمولاً با نگاهی به آسمان روایت میشود؛ کاهش بارندگی، سالهای خشک و تغییرات اقلیمی. این عوامل واقعیاند، اما همه داستان را روایت نمیکنند. آنچه امروز در بسیاری از دشتهای کشور رخ میدهد، بیش از آنکه در آسمان شکل گرفته باشد، در زیر پای ما شکل گرفته است؛ جایی که آبخوانها، این ذخایر پنهان سرزمین، طی دههها آرامآرام از تعادل طبیعی خود خارج شدهاند.
آب زیرزمینی در سرزمین خشک و نیمهخشک ایران همواره نقشی حیاتی داشته است. در دورههایی که منابع سطحی کاهش مییافت یا بارشها کمتر میشد، چاهها بهعنوان پشتوانهای قابل اتکا وارد مدار میشدند. اما این اتکا به تدریج از یک راهکار موقت به الگویی دائمی تبدیل شد. در بسیاری از دشتها، توسعه کشاورزی و تأمین آب مورد نیاز بیش از آنکه بر منابع تجدیدپذیر استوار باشد، بر برداشت از ذخایر زیرزمینی تکیه کرد؛ روندی که در طول زمان به افت مداوم سطح آب زیرزمینی، کاهش آبدهی چاهها و در برخی مناطق به پدیده فرونشست زمین انجامید.
در چنین شرایطی، ساماندهی برداشتها از منابع زیرزمینی به ضرورتی اجتنابناپذیر تبدیل شد. یکی از مهمترین اقدامات در این مسیر، تصویب قانون تعیین تکلیف چاههای آب فاقد پروانه بهرهبرداری در سال ۱۳۸۹ بود؛ قانونی که چاههای فعال کشاورزی حفرشده تا پایان سال ۱۳۸۵ را مشمول بررسی و تعیین تکلیف قرار داد. این قانون توانست بخشی از چاههای قدیمی را از وضعیت حقوقی مبهم خارج کرده و آنها را در چارچوبی قابل نظارت قرار دهد، اما در عمل با چالشهایی مانند پراکندگی گسترده بهرهبرداران، وابستگی معیشتی به منابع زیرزمینی و تداوم حفر چاههای غیرمجاز روبهرو شد؛ چالشهایی که نشان داد ساماندهی حقوقی برداشتها، هرچند ضروری است، بهتنهایی برای بازگرداندن تعادل به آبخوانها کافی نیست.
واقعیت آن است که مدیریت آب زیرزمینی تنها یک مسئله فنی یا حقوقی نیست. آبخوانها در نقطه تلاقی طبیعت، تولید و معیشت قرار دارند. هزاران بهرهبردار، بهویژه در بخش کشاورزی، زندگی و فعالیت اقتصادی خود را به این منابع گره زدهاند. به همین دلیل، هر سیاستی در این حوزه ناگزیر با واقعیتهای اجتماعی و اقتصادی نیز مواجه میشود.
از همین رو، بازگرداندن تعادل به آبخوانها نیازمند مجموعهای از اقدامات همزمان است؛ از کنترل برداشتها و نصب کنتورهای هوشمند گرفته تا ارتقای بهرهوری مصرف آب در بخش کشاورزی و شکلگیری درکی مشترک از محدودیت منابع. بدون پذیرش این واقعیت که آب زیرزمینی نیز سقفی دارد، هیچ برنامه مدیریتی به نتیجه نخواهد رسید.
آبخوانها حافظه بلندمدت سرزمیناند. اگر دههها بیش از ظرفیت آنها برداشت شده باشد، احیای آنها نیز در کوتاهمدت ممکن نخواهد بود. اما بیتوجهی به این روند میتواند پیامدهایی فراتر از کاهش منابع آب به همراه داشته باشد؛ از تشدید فرونشست زمین گرفته تا از دست رفتن تدریجی پایداری در برخی دشتهای کشور.
آبِ زیرِ زمین دیده نمیشود، اما اثر نبودنش دیر یا زود بر سطح زمین آشکار خواهد شد. اگر آبخوانها آرام خالی شوند، روزی خواهد رسید که زمین با صدایی بلندتر از همیشه این خلأ را فریاد خواهد کرد.
یادداشت به قلم فاطمه کشاورزی، مدیر روابط عمومی آب منطقهای آذربایجانشرقی
انتهای پیام/