هزینههای عمومی روبه رشد و هزینههای خصوصی روبه افول هستند/
واگرایی مصرف دولت و خانوار
1405/03/09 - 12:17 - کد خبر: 161863
نصر: ارزیابیها حاکی از آن است که «تابآوری اقتصاد» با «تابآوری خانوار» در دو مسیر متفاوت حرکت میکنند. در سالهای اخیر، اقتصاد کلان همچنان از منظر رشد اقتصادی، پایدار بوده است و با وجود میانگین رشد اقتصادی مثبت، رفاه خانوارها همزمان زیر فشار تورم، کاهش قدرت خرید، بیکاری و نااطمینانی اقتصادی تضعیف شده است.
به گزارش نصر، آمارها نشان میدهد در سالهای ۱۴۰۰ تا ۱۴۰۳ متوسط رشد اقتصادی ایران حدود ۳.۸درصد بوده، اما متوسط رشد مصرف خانوار منفی و متوسط رشد مصرف دولتی مثبت بوده است. این وضعیت به این معنی است که ثمره رشد اقتصادی به زندگی مردم منتقل نشده است. تورم مزمن، افت ارزش پول ملی و افزایش هزینههای زندگی باعث شده، حتی طبقه متوسط نیز آسیبپذیر شود و نرخ فقر افزایش یابد. به نظر میرسد در حال حاضر، سیاستگذاران بیشتر بر دوام اقتصاد کلان و مخارج دولت تمرکز داشتهاند تا وضعیت رفاهی مردم. برای بازسازی تابآوری خانوارها، مهار تورم، کاهش کسری بودجه، رشد اقتصادی فراگیر، حمایت هدفمند از دهکهای پایین و کاهش ریسکهای سیاسی ضروری است.
در ادبیات اقتصادی، «تابآوری» معمولا به توان یک اقتصاد برای تحمل شوکها، ادامه فعالیت و جلوگیری از فروپاشی اشاره دارد. اما یکی از مهمترین اشتباهاتی که در بسیاری از تحلیلها و حتی سیاستگذاریها رخ میدهد، یکسان فرض کردن «تابآوری اقتصاد» با «تابآوری خانوار» است. این دو مفهوم اگرچه به هم مرتبط هستند، اما الزاما همجهت و همسطح نیستند.
ممکن است اقتصاد در سطح کلان همچنان به حرکت خود ادامه دهد، دولت بتواند منابع مالی خود را حفظ کند، صادرات نفت متوقف نشود و ساختارهای اداری کشور پابرجا بمانند، اما در همان زمان خانوارها زیر فشار تورم، کاهش قدرت خرید و نااطمینانی اقتصادی فرسوده شوند. اقتصاد کل مانند یک ماشین بزرگ است که هنوز حرکت میکند، اما خانوارها مثل سرنشینهایی هستند که داخل این ماشین نشستهاند و تمام تکانها، ضربهها و لرزشهای شدید مسیر را با بدن و زندگی خود حس میکنند. ممکن است موتور ماشین هنوز روشن باشد، اما این به معنای آسایش و امنیت سرنشینان نیست. طبق آمارهای مرکز آمار ایران، میانگین سالانه رشد هزینه نهایی خصوصی از سال 1400 تا 1403 معادل منفی 0.2 درصد، میانگین سالانه رشد هزینه نهایی دولتی از سال 1400 تا 1403 معادل 2.3 درصد میانگین سالانه رشد اقتصادی به قیمت بازار از سال 1400 تا 1403 معادل 3.8 درصد بوده است.
نگاهی به وضعیت خانوارهای ایرانی
والاستریت ژورنال به تازگی در گزارشی به وضعیت کنونی اقتصاد ایران پرداخته است. گزارش اشاره کرده است که قیمت کالاهای اساسی مانند برنج، گوشت، نان و پنیر طی هفتههای اخیر در کشور بهشدت افزایش یافته است اما پژوهشگران موسسه «کپیتال اکونومیکس» تخمین زدهاند که ذخایر ارزی قابل دسترس ایران کفاف سه ماه واردات همچون دوران پیش از جنگ را میدهد. براساس اعلام غلامحسین محمدی معاون وزیر کار، یکمیلیون شغل بر اثر جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران از بین رفته است. این وضعیت در حالی است که کشور، براساس آمارهای اعلامی مرکز آمار ایران بیش از 7 سال است با تورم مزمن بیش از 30 درصد مواجه است و چنین وضعیتی در تاریخ معاصر ایران بیسابقه بوده است. در این شرایط به نظر میرسد کل اقتصاد ایران در وضعیت تابآوری قرار دارد اما وضعیت خانوارها، به صورت نسبی ناپایدار است.
تابآوری خانوار به این معناست که خانوادهها بتوانند در شرایط بحران همچنان حداقل استانداردهای زندگی خود را حفظ کنند، از پس هزینههای ضروری بر آید و دچار فروپاشی معیشتی نشوند. اما اقتصاد ایران در سالهای اخیر بهتدریج این توان را از بخش بزرگی از جامعه گرفته است. تورم مزمن، کاهش ارزش پول ملی، افت درآمد واقعی و بیثباتی اقتصادی باعث شده حتی خانوارهایی که پیشتر در طبقه متوسط قرار داشتند، به سمت فقر یا آسیبپذیری اقتصادی حرکت کنند. براساس گزارشها نرخ فقر در سال ۱۴۰۴ از ۴۰ درصد عبور کرده است و به نظر میرسد بخش بزرگی از جامعه دیگر توان تابآوری گذشته را ندارد.
در این میان، برخی شاخصهای کلان اقتصادی تصویری متفاوت ارائه میدهند؛ تصویری که اگر بهتنهایی مبنای قضاوت قرار گیرد، میتواند گمراهکننده باشد. طبق آمارهای مرکز آمار ایران، میانگین سالانه رشد اقتصادی به قیمت بازار از سال ۱۴۰۰ تا ۱۴۰۳ معادل ۳.۸ درصد بوده است. در نگاه نخست، این عدد نشان میدهد اقتصاد ایران همچنان توانسته سطحی از رشد را حفظ کند و موتور اقتصاد بهطور کامل خاموش نشده است. اما همزمان، میانگین سالانه رشد هزینه نهایی خصوصی در همین دوره معادل منفی ۰.۲ درصد بوده است. این یعنی مصرف بخش خصوصی و در واقع توان مصرفی خانوارها نهتنها رشد نکرده، بلکه کوچکتر هم شده است.
در مقابل، میانگین سالانه رشد هزینه نهایی دولتی طی همین سالها ۲.۳ درصد بوده است. این شکاف آماری بهخوبی نشان میدهد درحالیکه دولت و بخش عمومی همچنان امکان ادامه هزینهکرد و حفظ فعالیت خود را داشتهاند، خانوارها با کاهش توان مصرفی و افت رفاه مواجه بودهاند. این دادهها همان تفاوت میان تابآوری اقتصاد کل و تابآوری خانوار را نشان میدهد. ممکن است رشد اقتصادی ثبت شود، اما اگر مصرف خانوار رشد نکند یا حتی کاهش یابد، معنای آن این است که ثمره این رشد به زندگی مردم منتقل نشده است.
اقتصاد میتواند روی کاغذ رشد کند، اما خانوارها همزمان فقیرتر شوند. این همان وضعیتی است که امروز در ایران مشاهده میشود؛ وضعیتی که در آن دولت و اقتصاد کل هنوز حرکت میکنند، اما سرنشینان این ماشین، یعنی مردم، فشار تکانههای اقتصادی را با تمام وجود حس میکنند. در واقع اقتصاد ممکن است تابآور باشد، اما خانوارها لزوما تابآوری سابق را ندارند. دولت میتواند با ابزارهایی مانند فروش نفت، مدیریت واردات، استفاده از ذخایر ارزی یا کنترلهای اداری وضعیت کلی را شرایط فعلی حفظ کند، اما خانوار چنین ابزارهایی در اختیار ندارد. خانواده ایرانی مستقیما در معرض تورم، بیکاری و کاهش ارزش پول قرار دارد. اگر قیمت مواد غذایی در چند ماه دو برابر شود، اگر اجاره مسکن از رشد درآمد سبقت بگیرد و اگر هزینه درمان و آموزش هر روز بیشتر شود، تابآوری خانوار بهتدریج از بین میرود؛ حتی اگر دولت همچنان بتواند وضعیت فعلی را حفظ کند.
نگاه سیاستگذار به کجاست؟
سیاستگذاران در ایران به طور معمول، به تابآوری دولت و اقتصاد کل توجه میکند تا تابآوری خانوار. موفقیت اقتصادی اغلب با معیارهایی مانند ثبات بازار ارز، ادامه صادرات نفت یا کنترل کسری بودجه سنجیده میشود. اگرچه این شاخصها بسیار اهمیت دارند، اما این آمارها بدون توجه به جزئیات، لزوما نشاندهنده وضعیت واقعی جامعه نیستند. ممکن است دولت بتواند اقتصاد را در سطح کلان مدیریت کند، اما فشار معیشتی همچنان روی دوش مردم باقی بماند. درحالیکه در هر نظام اقتصادی پایدار، وضعیت خانوار باید مهمترین معیار سیاستگذاری باشد، زیرا پایداری اجتماعی در نهایت از دل امنیت معیشتی مردم شکل میگیرد.
تجربه تنشهای اجتماعی در سالهای اخیر در ایران نشان داده بخش مهمی از نارضایتیها ریشه در فشار معیشتی و احساس بیآیندگی اقتصادی دارد. جامعهای که در آن مردم هر سال فقیرتر شوند، طبقه متوسط کوچکتر شود و امکان ارتقای اقتصادی از بین برود، دیر یا زود وارد چرخه نارضایتی و بیثباتی خواهد شد.
چه باید کرد؟
برای بازسازی تابآوری خانوار، نخستین و مهمترین مساله مهار تورم است. تا زمانی که تورم مزمن ادامه داشته باشد، هرگونه سیاست حمایتی در نهایت بیاثر خواهد شد. تورم در واقع مانند موریانهای است که بهتدریج قدرت خرید، پسانداز و امنیت اقتصادی خانوار را از بین میبرد. در اقتصادی که تورم بالاست، حتی افزایش دستمزد یا پرداخت یارانه نیز بهسرعت ارزش خود را از دست میدهد. به همین دلیل، مهمترین شرط احیای تابآوری خانوار، بازگرداندن ثبات به سطح عمومی قیمتهاست. بدون مهار تورم، هیچ سیاست اجتماعی یا حمایتی دوام نخواهد داشت. برای کنترل تورم راهکاری به جز، کاهش کسری بودجه، انتظارات تورمی و کنترل رشد نقدینگی وجود ندارد.
دومین مساله، دستیابی به رشد اقتصادی فراگیر است؛ رشدی که عمده گروههای اجتماعی در آن مشارکت داشته باشند و منافع آن فقط به بخشهای محدود یا گروههای خاص نرسد. یکی از مشکلات اقتصاد ایران این بوده که حتی در دورههای رشد اقتصادی نیز بخش بزرگی از جامعه احساس بهبود نکرده است. دادههای مرکز آمار نیز این مساله را تایید میکند. وقتی رشد اقتصادی متوسط از 1400 تا 1403، ۳.۸ درصد ثبت میشود اما رشد مصرف خصوصی منفی است، یعنی رشد ایجادشده به سفره خانوار منتقل نشده است.
سومین مساله، طراحی سیاستهای حمایتی هدفمند است. بسیاری از سیاستهای حمایتی در ایران بهدلیل تورم بالا عملا تبخیر میشوند. یارانهای که امروز پرداخت میشود، ممکن است چند ماه بعد بخش بزرگی از ارزش واقعی خود را از دست بدهد. بنابراین حمایت اجتماعی باید هوشمند، پایدار و متناسب با نیاز واقعی خانوارها باشد. حمایت از دهکهای پایین میتواند بخشی از فشار اقتصادی بر خانوارها را کاهش دهد. اما این سیاستها زمانی موثر خواهند بود که همزمان با کنترل تورم اجرا شوند.
زمینه تحقق همه این اهداف، آزادسازی اقتصادی همراه با کاهش ریسکهای سیاست خارجی است. اقتصاد ایران در سالهای اخیر تحت تاثیر تحریم، جنگ، نااطمینانی سیاسی و محدودیتهای بینالمللی، هزینههای سنگینی پرداخت کرده است. سرمایهگذاری کاهش یافته، رشد اقتصادی ناپایدار شده و امکان برنامهریزی بلندمدت برای خانوار و بنگاه محدود شده است. تا زمانی که اقتصاد در معرض ریسکهای شدید خارجی قرار داشته باشد، مهار پایدار تورم و ایجاد رشد فراگیر دشوار خواهد بود.
اقتصاد ایران امروز بیش از هر زمان دیگری نیازمند تغییر زاویه نگاه در سیاستگذاری است. معیار موفقیت نباید فقط دوام دولت یا ادامه حرکت اقتصاد کل باشد، بلکه باید سنجید که خانوار ایرانی تا چه حد احساس امنیت اقتصادی، امید به آینده و امکان زندگی آبرومند دارد. ممکن است ماشین اقتصاد هنوز حرکت کند، اما اگر سرنشینان آن زیر فشار تکانهای شدید خسته، فرسوده و ناامید شوند، این حرکت در بلندمدت پایدار نخواهد ماند. تابآوری واقعی زمانی شکل میگیرد که خانوار بتواند دوباره برای آینده برنامهریزی کند، از پس هزینههای اساسی برآید و احساس کند هر سال فقیرتر و آسیبپذیرتر نمیشود.
انتهای پیام/