خبر/
در آغوش سبز ارسباران/ردپای هزاران سال زندگی
1405/03/07 - 09:31 - کد خبر: 161767
نصر: قدمزدن در میان لایههای درهمتنیدهای از طبیعت و تاریخ خداآفرین، سد لبریز و پهنه آرام ارس تا پلهای کهن، موزهای با آثار چند هزارساله و جنگلهای مهگرفته ارسباران، تصویری زنده از تداوم زندگی را میهمان چشمان میکند؛ جایی که هنوز میتوان ردپای هزاران سال زیست و تمدن را در آغوش سبز طبیعت یافت.
به گزارش نصر، گنجشکهایی که هنگام طلوع صبح، صدایشان تا هفت آسمان بلند میشود، کامل از خواب بیدار نشدهاند که مقابل مدرسه قدیمی رشدیه در تبریز که اکنون به محل سکونت ادارهکل میراث فرهنگی آذربایجانشرقی بدل شده، جمع میشویم.
هوای تبریز، خنک و نسیم صبحگاهی، خیابانهای شهر را آرام کرده است. بوی باران میآید و کسی تصور نمیکند چند ساعت بعد، در نقطهای دیگر از همین استان، گرمایی سوزان و آفتابی تند انتظارمان را بکشد. مقصد، شهرستان خداآفرین است؛ سرزمینی در دل ارسباران که نامش بیشتر با رود ارس، پلهای تاریخی و جنگلهای مهآلود شناخته میشود.
از تبریز به سمت شمال شرقی حرکت میکنیم. جاده هرچه جلوتر میرود، رنگ طبیعت هم عوض میشود. کوهها بلندتر، درهها عمیقتر و پیچوخم مسیر بیشتر میشود. آرامآرام وارد منطقه ارسباران میشویم. کوه و جنگل چنان در هم تنیدهاند که گاهی تشخیص مرزشان سخت میشود. مه روی بعضی قلهها نشسته و دامنههای سبز، چشم را تا دوردست میبرد.
در بدو ورود، مرکز خداآفرین منطقه آزاد ارس از ما استقبال میکند. گرمای هوا اولین چیزی است که همه را غافلگیر میکند. اختلاف دمای تبریز با خداآفرین آنقدر زیاد است که انگار وارد اقلیمی دیگر شدهایم. آفتاب بیرحمانه روی زمین میتابد و نسیم گرم از سمت ارس میوزد.
اولین مقصد، پارک ساحلی ورزشهای آبی و سد خداآفرین است. مسیری که به سد میرسد، از میان چشماندازهای باز و سبرسبز عبور میکند و هرچه جلوتر میرویم، پهنه عظیم آب بیشتر خودنمایی میکند. سد خداآفرین لبریز از آب است. آب آرام، آبی و گسترده، عظمت خود را نشان میدهد و باد، آب آرام را به رقص درمیآورد.
رقص آرام آب در سد لبریز خداآفرین
در محوطه پارک، صدای کارگرانی که مشغول ساختوساز هستند، در فضا پیچیده است. ماشینآلات عمرانی گوشهای کار میکنند و اسکلت آمفیتئاتر روباز، آرامآرام از دل خاک بیرون میآمد. هنوز پروژه کامل نشده، اما میشود آینده گردشگری منطقه را در میان همین سازههای نیمهکاره تصور کرد.
پارکی که در کنار سد طراحی شده، قرار است در وسعتی ۱۶ هکتاری توسعه یابد و اکنون یک هکتار آن در مرحله اجرا است. منطقه آزاد ارس اجرای این پروژه را برعهده دارد و گفته میشود برای همین بخش ابتدایی حدود ۱۶ میلیارد تومان اعتبار در نظر گرفته شده است. امکانات رفاهی، فضای گردشگری و زیرساختهای تفریحی نیز تا پایان سال پیشبینی شدهاند.
کنار دریاچه سد، قایقهای سنتی آرام روی آب حرکت میکنند. سکوت دریاچه با صدای پاروها و برخورد آرام آب شکسته میشود. قرار است در آینده اسکلههای ثابت قایقرانی و ماهیگیری نیز در این مجموعه احداث شود که میتواند خداآفرین را به یکی از قطبهای ورزشهای آبی شمالغرب کشور تبدیل کند.
مهدی قربانی، مدیر مرکز خداآفرین منطقه آزاد ارس، در جمع خبرنگاران میگوید: گردشگران بسیاری از شهرهای مختلف کشور، حتی از بندرعباس، به این منطقه سفر میکنند. هرچه خداآفرین بیشتر شناخته شود، اقتصاد منطقه و حتی شهرهای دیگر استان نیز رونق بیشتری خواهد گرفت.
او از ظرفیتهای طبیعی و تاریخی منطقه سخن میگوید. از رود ارس، جنگلهای ارسباران و چشماندازی که میتواند آینده گردشگری استان را تغییر دهد. جنگلهای ارسباران در مسیر ثبت جهانی قرار دارند و همین مسئله اهمیت این منطقه را دوچندان میکند.
خداآفرین حدود ۱۰۵ کیلومتر نوار مرزی دارد که فرصت و بخشی از هویت تاریخی منطقه است. مجموعههای اقامتی مختلفی نیز برای توسعه گردشگری در حال احداث یا بهرهبرداری هستند تا مسافران بتوانند بیشتر در این منطقه بمانند و از طبیعت و آثار تاریخی آن بازدید کنند.
حسرت کورپوسو، داستان یک جدایی حسرت بار
پس از بازدید از سد، مسیرمان به سمت پلهای تاریخی خداآفرین ادامه پیدا میکند. پلهایی که مردم محلی آنها را «حسرت کورپوسو» یا پل حسرت مینامند. 2 پل تاریخی کنار رود ارس قرار گرفتهاند؛ یکی بلندتر و آرامتر و دیگری کوتاهتر و خروشانتر.
پل بلندتر، باوقار و ساکت روی ارس ایستاده است؛ انگار قرنهاست به عبور زمان نگاه میکند. اما پل کوتاهتر که در نزدیکی تاج سد قرار دارد، زیر فشار جریان آب، حال و هوایی خشمگین دارد. آب با شدت به پایههایش برخورد میکند و صدای غرّش رودخانه در فضا میپیچد.
این پلها فقط سازههای تاریخی نیستند بلکه بخشی از حافظه جمعی مردم منطقهاند. نام «حسرت کورپوسو» به روزگار تلخ عهدنامه ترکمانچای بازمیگردد. زمانی که رود ارس مرز ایران و روسیه شد و روستا که با یک رود از یکدیگر جدا شدند.
میگویند مردم 2 سوی رود، سالها از روی همین پلها با حسرت به خانهها و بستگانشان نگاه میکردند. امروز هم یک سوی پل، پرچم ایران دیده میشود و سوی دیگر، پرچم جمهوری آذربایجان و نشانهای از مرزی است که تاریخ میان یک سرزمین کشیده است.
قدمت یکی از پلها به هزارههای پیش از میلاد نسبت داده میشود و پل دیگر مربوط به دوره صفویه است، هرچند پایههای آن بسیار قدیمیتر از این دوره تخمین زده میشود. ایستادن در کنار این پلها، فقط تماشای سنگ و معماری نیست بلکه رویت بخشی از تاریخ ایران است.
موزهی اشیای تاریخی سه هزار ساله
مقصد بعدی، موزه باستانشناسی خداآفرین است. این موزه در بطن مجموعه هتل خداآفرین قرار دارد و به همت منطقه آزاد ارس ایجاد شده است. فضای موزه کوچک اما پر از اشیایی است که هرکدام روایتی چند هزار ساله در دل خود دارند.
آثار موجود در این موزه هنگام احداث سدهای خداآفرین و قیزقلعهسی، طی کاوشهای سالهای ۸۴ و ۸۵ از زیر خاک بیرون آمدهاند. گفته میشود تنها بخشی از یافتهها در این موزه نگهداری میشود و بسیاری از آثار همچنان در مخازن تخصصی قرار دارند.
ظروف سفالی، ابزارهای قدیمی و اشیای تاریخی موجود در موزه، قدمتی تا هزاره سوم پیش از میلاد دارند؛ آثاری که نشان میدهند خداآفرین فقط منطقهای طبیعی نیست، بلکه تاریخی چند هزار ساله را نیز در دل خود حفظ کرده است.
برج تاریخی که اقتصاد یک روستا را متحول خواهد کرد
پس از موزه، راهی روستای قارلوجه میشویم که برج تاریخی قارلوجه مثل یک نشانه از گذشته در میان بافت روستا قد برافراشته است. این برج که در سال ۱۳۴۷ ثبت ملی شده، مربوط به سده هفتم هجری و دوره ایلخانی است و گفته میشود مقبره یکی از بزرگان و صاحبمنصبان منطقه در آن قرار دارد.
طرح بازسازی و محوطهسازی برج توسط منطقه آزاد ارس آغاز شده و اکنون حدود ۲۵ درصد پیشرفت دارد. قرار است این مجموعه به یکی از نقاط گردشگری مهم خداآفرین تبدیل شود؛ جایی که تاریخ، معماری و زندگی روستایی در کنار هم دیده شوند.
اهالی این روستا با روی گشاده و لبخند از حیاط و ایوان خانههایشان به ما دست تکان میدهند و خوشامد میگویند.
خورشید آرامآرام به سمت غروب میرود و زمان بازگشت فرا رسیده است. مسیر برگشت اما چیزی از زیبایی کم ندارد. جاده از میان کوههای سبز و جنگلهای ارسباران عبور میکند و مه روی قلهها آرام نشسته است. هر لحظه این حس وجود دارد که شاید با کمی شانس، بتوان حیاتوحش منطقه را هم در میان درختان دید.
خداآفرین، منطقهای است که ارس هنوز قصه جدایی را زمزمه میکند، پلها هنوز حسرت را به دوش میکشند و جنگلهای ارسباران همچنان آرام، عمیق و باشکوه نفس میکشند.
انتهای پیام/