سلامتی/

چرا همیشه هوس خوردن داریم؟

1405/03/05 - 01:26 - کد خبر: 161704
غذاخوردن

نصر: شاید برای شما هم پیش آمده باشد که بدون داشتن احساس گرسنگی واقعی، ناخودآگاه به سراغ تنقلات یا شیرینی‌ها می‌روید. این میل بی‌پایان که به آن «گرسنگی هدونیک» می‌گویند، امروزه به یکی از متهمان اصلی اپیدمی چاقی در جهان تبدیل شده است. پژوهش‌ها نشان می‌دهند که میان این نوع خوردن لذت‌جویانه و «اعتیاد به غذا»، پیوندی ناگسستنی وجود دارد که می‌تواند کنترل وزن را برای بسیاری از ما به یک چالش بزرگ تبدیل کند.

به گزارش نصر، در دنیای مدرن امروز، دسترسی همیشگی به خوراکی‌های رنگارنگ و متنوع، الگوهای تغذیه‌ای انسان را به کلی تغییر داده است. برخلاف گذشته که خوردن تنها پاسخی به نیاز حیاتی بدن برای دریافت انرژی بود، امروزه بسیاری از فعالیت‌های روزانه ما با لذت‌های زودگذرِ چشایی گره خورده است. این تغییر در سبک زندگی، پرسش‌های تازه‌ای را پیش روی دانش پزشکی قرار داده که آیا مرز بین «یک لذت ساده» و «یک وابستگی رفتاری آسیب‌زا» کجاست؟
چاقی و اضافه وزن که اکنون به یکی از بزرگترین چالش‌های نظام‌های سلامت در سراسر جهان تبدیل شده‌اند، اغلب فراتر از یک ساده‌انگاریِ ریاضی (کالری دریافتی در مقابل کالری مصرفی) تحلیل می‌شوند. زنجیره‌ای از محرک‌های روانی، بیولوژیکی و محیطی با یکدیگر متحد شده‌اند تا میل به خوردن را به فراتر از نیاز فیزیولوژیک ببرند. درک دقیق‌تر از این سازوکارها، نخستین گام برای بازپس‌گیری کنترلِ سلامتی و شکستن زنجیره‌های رفتاری است که منجر به بیماری‌های مزمن می‌شود.

وقتی مغز هوس می‌کند، نه بدن؛ پشت پرده گرسنگی هدونیک چیست؟
رضا مهدوی، متخصص تغذیه و علوم غذایی دانشگاه علوم پزشکی تبریز در گفت‌وگویی، در تبیین این موضوع اظهار کرد: گرسنگی فیزیولوژیک، نیاز واقعی بدن برای بقا و دریافت انرژی است؛ اما گرسنگی هدونیک صرفاً در جست‌وجوی لذت است. در واقع وقتی ما بدون نیازِ بدن، سراغ غذا می‌رویم، مغز در حالِ طلبِ پاداش است.
وی افزود: قند، چربی و نمک زیاد در غذاهای فرآوری‌شده، دقیقاً همان کاری را با مغز می‌کنند که مواد اعتیادآور انجام می‌دهند؛ آن‌ها سیستم پاداش مغز را به‌شدت تحریک کرده و فرد را در چرخه معیوبِ خوردنِ بیش از حد گرفتار می‌کنند.

اشتهای کاذب: سارقِ نامرئیِ تناسب اندام شما
وی ادامه داد: اهمیت این یافته‌ها اینجا است که ثابت می‌کند چاقی فقط یک مشکلِ کالری در برابر انرژیِ سوخته نیست؛ بلکه یک چالشِ رفتاری است. وقتی خوردن به ابزاری برای فرار از استرس یا کسب لذت آنی تبدیل می‌شود، ساختار متابولیک بدن تغییر کرده و فرد را ناخواسته به سمت اعتیاد به برخی مواد غذایی خاص سوق می‌دهد. این یک الگوی پایدار است که جنسیت و سن هم نمی‌شناسد.

تغذیه آگاهانه؛ کلیدِ رهایی از هوس‌های غذایی/ چگونه میان گرسنگی واقعی و هوس تمایز قائل شویم؟
در ادامه دکتر ملیحه کرمی‌زاده، متخصص علوم بهداشتی در تغذیه دانشگاه علوم پزشکی تبریز در گفت‌وگو با ایسنا، با اشاره به ابعاد روانی این پدیده گفت: باید بپذیریم که اعتیاد به غذا، مرز باریکی میان یک رفتار عادتی و یک اختلال شبه‌اعتیادی دارد. از نظر بالینی، ما این پدیده را صرفاً یک پرخوری ساده نمی‌دانیم، بلکه آن را نوعی وابستگیِ رفتاری می‌شناسیم که ریشه در سلامت روان و محیط زیستِ غذایی فرد دارد. برای ارزیابی این وضعیت، متخصصان به دنبال الگوهایی می‌گردند که فرد در آن، قدرتِ توقفِ خوردنِ مواد غذایی خاص را از دست داده است.

فرمانرواییِ لذت در بشقاب شما؛ چرا رژیم‌های سخت شکست می‌خورند؟
وی در خصوص راهکارهای مقابله با این وضعیت مطرح کرد: اگر دچار این چرخه هستید، درمان از بشقاب شروع نمی‌شود؛ بلکه از رفتار شروع می‌شود. مهم‌ترین مداخله، تغذیه آگاهانه است؛ یعنی یاد بگیریم بین گرسنگی واقعی و هوس‌های لحظه‌ای تمایز قائل شویم.
وی عنوان کرد: مداخلات رفتاری شامل مدیریت استرس، حذف محرک‌های بصری (مثل دیدن تنقلات) و جایگزینی لذت‌های غذایی با سرگرمی‌های سالم، از مؤثرترین روش‌ها برای شکستن زنجیره اعتیاد به غذا هستند. این یک تغییر سبک زندگی است، نه یک رژیم کوتاه‌مدت.

حلقه مفقوده در بحران چاقی؛ آیا «گرسنگی هدونیک» زمینه‌ساز اعتیاد به غذاست؟
براساس نتایج مطالعه‌ نظام‌مند و متاآنالیز دکتر مهدوی و دکتر کرمی‌زاده در دانشگاه علوم پزشکی تبریز، بررسی کردند که آیا واقعاً گرسنگی هدونیک می‌تواند زمینه‌ساز اعتیاد به غذا شود یا خیر. نتایج این بررسی که بر روی داده‌های متعدد مشاهده‌ای انجام شده، از همبستگی مثبت و معنادار بین این دو حکایت دارد؛ به این معنا که هرچه بیشتر بدون نیاز واقعی به انرژی غذا بخوریم، احتمال درگیری با اعتیاد به غذا در ما افزایش می‌یابد.
این مطالعه تأکید می‌کند که کنترلِ گرسنگیِ لذت‌جویانه، می‌تواند به عنوان یک گام کلیدی و استراتژیک در پیشگیری از چاقیِ مزمن در نظر گرفته شود. برخلاف تصور عمومی، مدیریت کالری‌های دریافتی بدونِ مهار کردنِ ریشه‌های روانیِ خوردن، راهکار کامل و پایداری برای لاغری نخواهد بود.
به گزارش ایسنا، در پایان، این متخصصان بر این باورند که اگرچه یافته‌های فعلی ماهیت علت و معلولی قطعی ندارند، اما مسیرِ آینده روشن است. انجام مطالعات طولی برای اثبات نهایی این زنجیره ضروری است تا بتوانیم با آموزش‌های رفتاری و مداخلات ساختاری، از شکل‌گیری زمینه‌های اعتیاد به غذا در افراد مستعد جلوگیری کرده و سلامت عمومی جامعه را در برابر موج فزاینده چاقی بیمه کنیم.
انتهای پیام/

سامانه مولد پرتال ستاک