گزارش نصر/
مامایی؛ شغلی که با لبخند و اضطراب گره خورده است
1405/02/17 - 10:31 - کد خبر: 160593
نصر: تجربه های جهانی نشان داده است که حتی در شرایط بحرانی از جنگ ها گرفته تا بلایای طبیعی مامایان جزو آخرین کسانی هستند که محل کار را ترک می کنند.
به گزارش سرویس اجتماعی نصر، درحالیکه جهان هر سال در پنجم ماه می روز جهانی ماما را گرامی میدارد، بار دیگر نگاهها به سوی کسانی جلب میشود که بیصدا اما بیوقفه، در خط مقدم تولد و امید ایستادهاند؛ کسانی که شغلشان تنها مراقبت از مادر و نوزاد نیست، بلکه نگهداشتن چراغ زندگی در سختترین شرایط است.
مامایی، برخلاف تصوری که گاه سادهانگارانه به آن نگریسته میشود، حرفهای است آمیخته از دقت علمی، توان جسمی و ظرفیت بالای احساسی. مامایان هر روز با دوگانهای عجیب روبهرو هستند؛ شیرینی اولین گریههای نوزادی که تازه پا به جهان گذاشته است، و نگرانی از هر خطر احتمالی برای مادر و کودک.
این شغل، شغلی نیست که در آن بتوان فاصله گرفت یا احساسات را پشت در اتاق زایمان جا گذاشت. هر مادر، قصهای تازه و هر تولد، مسئولیتی دوباره است.
در حالی که روز جهانی ماما فرصت خوبی برای قدردانی از نقش حیاتی ماماها در نظام سلامت است، بسیاری از آنها این روز را با دلی پر از گلایه و نگرانی مالی میگذرانند؛ گلایه از حقوقهای عقبافتاده، کارانههایی که ماههاست پرداخت نشده، و بیثباتی اقتصادی که سایهاش روی زندگی آنها افتاده است.
اگرچه ماماها هر روز در خط مقدم تولد و امید میایستند، اما خودشان گاهی برای گذران زندگی، مجبور به حسابوکتابهای دقیقه نودی میشوند.
در روز جهانی ماما، روایت را از خود آنهایی میشنویم که هر روز در اتاق زایمان با زندگی، مرگ، امید و اضطراب روبهرو میشوند. گفتوگوهایی کوتاه با دلی پر اما پر از امید به زندگی.
فشار کاری بالا و کمبود نیرو
“لیلا”، مامایی که ۱۴ سال سابقه در بیمارستان الزهرا تبریز دارد، در گفت و گو با خبرنگار نصر اظهار کرد: کار مامایی بسیار شیرین اما سختی های خود را دارد؛ گاهی در یک شیفت شب، فقط دو نفر برای بیش از ده مادر در حال زایمان حاضر هستیم که برخی اوقات نفس کشیدن هم سخت میشود. اما در آن لحظه فقط به یک چیز فکر میکنیم؛ اینکه هیچ مادری نباید احساس تنهایی کند. در چنین شرایطی وقتی دست نوزادها را میبینم، خستگیمان از یاد میرود.
وی به تصمیمگیریهای ثانیهای و اضطراب اتاق زایمان خاطرنشان کرد و گفت: گاهی همهچیز در چند ثانیه تغییر میکند؛ فشار خون مادر بالا میرود، صدای قلب جنین پایین میآید و این تنها خودت هستی که باید تصمیم بگیری؛ اون لحظه هیچکس نیست جز تو و اعتماد خودت به دانشت و اشتباه، یعنی جان دو نفر. بعد از هر مورد، ساعتها ذهنم درگیر میمونه، ولی میدونم مسئولیتی دارم که نباید ازش فرار کنم.
لیلا تصریح کرد: برای بسیاری از ماماها، این پیام روشن است تا زمانی که مادری نیاز به کمک دارد، تا زمانی که نوزادی میخواهد به دنیا بیاید، کار ما پایان ندارد.
وی گفت: در کنار سختیها، شیرینیهایی هست که هیچ سختی نمیتواند آن را کمرنگ کند؛ مثل دیدن لحظهای که یک خانواده کامل میشود، شنیدن اولین فریاد زندگی، حس همراهی با مادری که از ترس به آرامش میرسد و شاید مهمتر از همه، فهمیدن اینکه حضور یک ماما، میتواند جان یک مادر یا یک نوزاد را نجات دهد.
لیلا، از فرسودگی فشار روحی کار مامایی به خبرنگار نصر گفت: برخلاف ظاهر شاد اتاق نوزاد، پشت صحنهاش پر از اشک فروخورده است. ما با زندگی سروکار داریم، اما گاهی هم با مرگ. دیدن مادری که دیگه برنمیگرده یا نوزادی که نفس نمیکشه، روح آدم رو خسته میکنه. اونوقت باید لبخند بزنی برای مادر بعدی. یاد میگیری قلبت دیوار نداشته باشه، ولی ترک برنداره.
وی به شیفتهای طولانی و زندگی شخصی فراموششده ماماها اشاره کرد و گفت: گاهی سه شب پشتسرهم کشیک میدی. بچه خودت رو شاید فقط تو خواب میبینی. ما درکنار ماما بودن ، زن و مادر هستیم، با اینحال باید کنار مادرهای دیگه بایستیم. همیشه بین خانواده خودت و خانوادههایی که به دنیا میان، در رفتوآمدی. یاد گرفتم عشق رو تقسیم کنم.
معوقات حقوقی؛ «زندگی را نمیشود به تعویق انداخت»
لیلا اذعان کرد: هر ماه یک برگه به ما میدن که توش مبلغ کارانه و اضافهکار نوشته شده، ولی فقط روی کاغذه. سه، چهار ماه میگذره، هنوز واریز نشده. ما با همین پولها قسط خونه و شهریه بچههامون رو میدیم. وقتی پول نمیرسه، فقط عددها تو سیستم میمونن، ولی زندگی ما رو نمیچرخونن.
این ماما احساس نادیده گرفته شدن را یکی از تلخترین بخشهای کار دانست و گفت: زمانی که تلاش شبانهروزی با دریافتیهای اندک و نامنظم همراه میشود، دست و دل ما سست میشود. این درحالیکه کوچکترین بیاحتیاطی میتونه جبرانناپذیر باشه. حجم کار بالاست، استرس بالاست، اما وقتی حقوق رو میبینی با خودت میگی این عدد با این همه استرس و مسئولیت نمیخونه. بعضی وقتها فکر میکنم اگر این همه فشار رو در یک شغل کمریسکتر تحمل میکردم، شاید زندگی سادهتر بود.
لیلا ابراز کرد: ماههایی که کار کردیم، کشیک دادیم، شب بیدار موندیم، ولی هنوز پولش رو نگرفتیم. همه اینا منتظر نمیمونن تا معوقات ما پرداخت بشه. وقتی بچهات چیزی میخواد و تو باید حساب کنی ببینی میتونی بخری یا نه، اونوقت میفهمی تأخیر حقوق یعنی چی.
وی تاکید کرد: تعهد و مسئولیتپذیری شغلیمان باعث شده هیچوقت میدان را خالی نکنیم، اما این به معنای نادیده گرفتن حقوق مالیمان نیست.
ماماهایی که حتی در بحران کنار مادران میمانند
“مهری منافی”، ماما بازنشسته بیمارستان الزهرا در گفت وگو با خبرنگار نصر، به عادت ماماها به کار در شرایط بحرانی یا جنگی خاطرنشان کرد و گفت: در زلزلهی ورزقان توی کانکس کار میکردیم، بدون برق، فقط با چراغ قوهی موبایل. صدای گریهی مادر با لرزش زمین قاطی میشد اما نمیتونستم میدان را خالی کنم، چون زندگی داشت اتفاق میافتاد. همون شب یه نوزاد به دنیا اومد؛ همه خسته و ترسیده بودن، ولی اون گریهی اول نوزاد معنی تمام صبر ما شد.
وی افزود: هیچوقت صدای اولین گریهها قدیمی نمیشن. هنوز وقتیکه یادم میوفته مادری دستم رو گرفت و گفت «تو ناجی من بودی»، قلبم میلرزه. ما هر روز شاهد تولدیم؛ ولی حقیقت اینه که هر تولد، یه بار دیگه ما رو زنده میکنه.
منافی اذعان کرد: اما آنچه کمتر گفته میشود، بار احساسی این شغل است. ماما گاهی تنها شاهد تولد نیست؛ همراه مادر در اضطراب، شریک خانواده در لحظههای مرزی، و نخستین فردی است که زندگی تازه را به آغوش میگیرد.
وی تصریح کرد: تجربههای جهانی نشان داده است که حتی در شرایط بحرانی از جنگها گرفته تا بلایای طبیعی مامایان جزو آخرین کسانی هستند که محل کار را ترک میکنند.
در بیمارستانهای صحرایی، در پناهگاهها، در زیرزمینها یا حتی در اتاقهایی با نور چراغقوه، ماماهایی هستند که تولد را به جریان میاندازند؛ تولدهایی که شاید تنها نقطه امید در دل ویرانیها باشند. این لحظههاست که مامایی را به حرفهای روحافزا تبدیل میکند.
به گزارش نصر، روز جهانی ماما فقط یک مناسبت تقویمی نیست؛ یادآور این است که کیفیت سلامت زنان و نوزادان، بدون توجه و حمایت از مامایان امکانپذیر نیست.
آنها ستون پنهان نظام سلامت مادر و کودکاند. این روز، دعوتی است برای قدردانی از کسانی که هر روز، بیوقفه، چرخه زندگی را روشن نگه میدارند.
انتهای پیام/