گفتگو با کارگردان تبریزی در فستیوال تئاتر ترکیه/
«امپراتور و آنجلو»، روایت دوستی و انسانیت در صحنه تئاتر
1405/02/14 - 08:27 - کد خبر: 160401
نصر: کارگردان و بازیگر نمایش «امپراتور و آنجلو» از هدف نمایش میگوید که انسانیت، حتی وقتی جنگ و نژادپرستی قرار است دو نفر را از هم جدا کند، میتواند جایی برای پیوند بسازد و این پیوند، باید به مسیر مقاومت ختم شود. این پیام نمایش ما بود.
به گزارش نصر، نمایش «امپراتور و آنجلو» در پنجمین دوره فستیوال بینالمللی تئاتر ترابوزان و ارزروم ترکیه، به روی صحنه رفت و بسیار مورد استقبال تماشاگران و بازتاب توجه مسئولان کنسولی قرار گرفت. در این راستا با هنرمند و کارگردان اثر گفتگو داشتیم.
«ابراهیم عباسعلیزاده»، هنرمند تبریزی و کارگردان نمایش «امپراتور و آنجلو»، این اثر را با محوریت دو کاراکتر مریم (ایرانی ساکن عراق) و هونسو ترون (آفریقائی ساکن رواندا) طراحی کرده است. دو قهرمان که به دوستی میرسند و سپس با فهم مشترکِ انسانستیزترین شکلهای خشونت یعنی جنگ و نژادپرستی، مسیر خود را پیدا میکنند.

از همان ابتدا بفرمایید که این دعوتنامه بینالمللی و اجرای نمایش در ترابوزان و ارزروم برای شما چطور رقم خورد؟
این دعوت، در امتداد پیگیری حرفهای من برای گفتوگو با مخاطب فراملی بود و به صورت رسمی از طرف دبیرخانه پنجمین دوره فستیوال بین المللی تئاتر ترابوزان و ارزروم ترکیه برای نمایش «امپراتور و آنجلو» دعوت به عمل امد و قرار شد نمایش، در دو نوبت در ترکیه روی صحنه برود ۵ اردیبهشت در تالار بزرگ حمامی زاده ترابوزان و ۷ اردیبهشت در مرکز فرهنگی ابراهیم ارکال ارزروم به روی صحنه رفتیم.
محور اصلی نمایش شما چیست و با چه ایدهای «امپراتور و آنجلو» را ساختید؟
نمایش حول دو شخصیت اصلی شکل میگیرد. مریم، یک ایرانی ساکن عراق و هونسو ترون, یک آفریقایی ساکن رواندا است. داستان در کالیفرنیا، اتفاق میافتد و تبعات جنگ، در اینجا زیربنای نمایش است. مریم خانوادهاش را در جنگ عراق و آمریکا از دست داده و هونسو نیز در قتلعام توسط سفیدپوستان، عزیزانش را از دست داده است. روایت در کالیفرنیا، از یک نقطه انسانی شروع میشود، هر دو نفر در یک کلاس رایگان زبان انگلیسی شرکت میکنند. همین جا، آشنایی شکل میگیرد و آشنایی به دوستی میرسد.
از نظر دراماتیک، نمایش دقیقاً چه تضادی را برجسته میکند؟
هونسو در جدال با نژادپرستان زخمی شده و مریم خونریزی او را میبیند، کمکش میکند و او را به بیمارستان میبرد. این اقدام، آغاز رابطه است. بعدتر، نمایش نشان میدهد که دوستی تنها از روی احساس نیست، محصول فهم مشترک خشونت است. بیشتر به بعد ضد جنگ بودن نمایش تمرکز داشتیم و در پایان نمایش نیز، علیرغم حس بوجود آمده بین مریم( آنجلو ) و هونسو( امپراتور ) مخاطب دگر بار تنهائی این آدم ها را نظاره گر میشود، مریم به دنبال پیدا کردن بستگان همسرش است و هونسو به دنبال مبارزه با نژاد پرستان.
در بخش جنگ عراق و آمریکا هم گفتید که فلاشبک دارید. این بازسازی چگونه انجام شده و نگاه نمایش چیست؟
نویسنده نمایش جناب «ایوب آقاخانی» که یکی از مفاخر تئاتر تبریز هستند، آوارگی مردم جنگ زده را در نمایشنامه مدنظر داشتند و من با تحلیل خود آن را در فلاش بک بازسازی نموده و به معرض نمایش گذاشتم. به تعبیری تئاتر و سینما را بصورت تلفیقی به روی صحنه بردیم. وقتی مریم از کشته شدن خانوادهاش در جنگ میگوید، من با فلاشبک جنگ آمریکا و عراق و با نگاه ضد جنگ و نه یک روایت صرفاً خبری، صحنه را بازسازی کردم. هدف این بود که مخاطب فقط شاهد یک روایت نباشد بلکه پیام نمایش را از دل تجربه شخصیتها لمس کند. نگاه این نمایش، این بود که جنگ، همیشه هزینههای واقعی انسانی دارد و نتیجهاش همواره فراتر از میدان نبرد میرود.

از حس خود در ایفای نقش هونسو بفرمایین؟ چه ویژگی ای، آن را در میان سایر نقش هایی که تا کنون بازی کرده اید، منحصر به فرد می سازد؟
حس خوبی نسبت به نقش داشتم و اینکه هونسو در مقابل نژاد پرستان تسلیم نشده و به مبارزه ادامه میدهد، برایم قابل ستایش بود. در طول فعالیت هنری ام از سال ۱۳۵۲ نقش های متفاوتی بازی کرده ام و در واقع آن نقش ها را زندگی کرده و دوستشان داشته و دارم، از نقش های حماسی مثل کوراغلو و ستارخان گرفته تا نقش های نظامی مثل فرمانده عراقی، ژنرال آمریکائی، بسیجی، نقش های روانی، ساواکی و... نقش پدر، خان و چوپان و.... و در هر نمایش و فیلمی، هر نقشی به عهده می گیرم، از خود دور شده و به آن کاراکتر نزدیکتر می شوم و این خیلی لذت بخش است.
نمایش به چند زبان اجرا میشود؟
ما نمایش را به دو زبان ترکی و انگلیسی اجرا میکنیم. این انتخاب برای من فقط یک ویژگی فنی نبود. تلاش کردیم پیام اثر از مرز زبانی عبور کند و به مخاطب ترکیه و مخاطب بینالمللی نزدیکتر شود.
اگر بخواهید در یک جمله پیام نهایی نمایش را بگویید، چه میگویید؟
«امپراتور و آنجلو» میگوید انسانیت، حتی وقتی جنگ و نژادپرستی قرار است دو نفر را از هم جدا کند، میتواند جایی برای پیوند بسازد اما این پیوند، باید به مسیر مقاومت هم ختم شود.

با توجه به شرایط جنگ تحمیلی در کشورمان، آیا در طول اجرا به این موضوع اشاره کردید؟
در پایان اجرا در هر دو شهر، بنا به باور درونی و اعتقادات مذهبیام، درباره وضعیت ایران که مورد تجاوز ناجوانمردانه از طرف شرورترین اشقیا و ناخلف ترین ناکسان دنیا قرار گرفته، صحبت کردم. موضوع بمباران مناطق مسکونی و بهویژه یاد دبستان دخترانه میناب را مطرح کرده و با اشاره به مقاومت و صبر و استقامت مردم، از جمله معروف ستارخان یاد کردم که ما خاک میخوریم، خاک به دشمن نمیدهیم. سخنان مبسوطی ارائه کردم که با تشویقهای متعدد تماشاگران همراه شد.
استقبال مخاطبان از این نمایش چطور بود؟
خوشبختانه در هر دو شهر، استقبال مخاطبان بسیار چشمگیر بود. هم تماشاگران و هم کارکنان کنسولگریها، بهویژه سرکنسولهای محترم، آقای دکتر ناصر محبتی در ترابوزان و دکتر علی بمان اقبالیزارچ در ارزروم، در اجرا حضور داشتند و نمایش مورد توجه قرار گرفت.
آیا نمایش را در تبریز هم به روی صحنه می برید؟
بله حتما در تبریز نمایش را به روی صحنه خواهیم برد.
انتهای پیام/