اما این لیوان نیمه دیگری هم دارد. در کنار آسیبهای جانی، مالی و زیرساختی که جنگها به دنبال دارند و به روشنی قابل درک و مشاهده است، تهدیدهای دیگری نیز هستند که عموماً در آمار و گزارشهای جنگها مغفول میمانند اما اهمیتی غیرقابل انکار دارند.
PTSD یا اختلال اضطراب پس از سانحه، یک اختلال روانی مزمن و حاد است که بعد از تجربه موقعیتهای شدیداً استرسزا ظاهر میشود و در بحرانهایی مانند جنگ گستره وسیعی از مردم را در بر میگیرد. علائم این اختلال نه فقط در میانه بحران، بلکه هفتهها و حتی ماهها بعد سربر میآورد و به گفته روانشناسان، در صورت عدم مداخله به موقع میتواند تأثیرات مخرب بلندمدتی روی سلامت روان و زندگی افراد به جا بگذارد. با توجه به اینکه استان آذربایجان شرقی و شهر تبریز یکی از اصلیترین شهرهای مورد هدف دشمن بوده و اصابتهای بسیاری در آن رخ داده، بر آن شدیم تا به بررسی بیشتر این پدیده بپردازیم.
یاشار رضائیپور، روانشناس و مدیر استانی مراکز مشاوره روانشناختی زنجیرهای راه زندگی (رُز) در خصوص شرایط بروز این اختلال میگوید: اختلال اضطراب پس از سانحه یا Post-Traumatic Stress Disorder به دنبال حوادث بسیار تلخ و آزاردهندهای مانند سیل، زلزله، تصادف، جنگ، تجاوز و... در افراد پدیدار میشود. PTSD در شرایط عادی گستره شمولیت پایینی دارد. اما در جنگ تعداد بسیار زیادی از مردم را تحت تأثیر قرار میدهد. در شرایط حاضر با PTSD در ابعاد گسترده سر و کار داریم و باید به طور ویژه به آن توجه شود.
رضائیپور با اشاره به نقش عواملی مانند ژنتیک، آستانه تحمل، ظرفیت تحمل استرس، یا میزان قرابت و درگیری افراد به وقایع در ابتلا به PTSD تأکید میکند که ابتلا به این اختلال میتواند برای همه اتفاق بیفتد و خجالت، انکار یا پنهانکاری واکنشهای اشتباهی هستند.
وی در این خصوص تشریح میکند: همه ما میتوانیم مستعد ابتلا به PTSD باشیم و دور از ذهن نیست. تفاوتهای فردی ملاک برتری نیستند. ترس، خجالت، پنهان کردن علائم، تعابیری مانند ترسو بودن و اطلاق این صفتها به خود یا دیگرانی که دچار علائم شدهاند واکنشهای صحیحی نیستند. این واکنشها طبیعی هستند و انکار آنها به معنی شجاعت نیست. مکانیزم دفاعی انکار باعث تشدید وضعیت، بروز و برونریزی در موقعیتهای دیگر زندگی و ایجاد سایر مشکلات میشود.
این روانشناس تأکید میکند که طبق بررسیها، ابتلا به اختلال استرس پس از سانحه تنها محدود به افرادی نیست که شخصاً در مرکز حادثه بودهاند، حتی گوش دادن مکرر به جزئیات و روایتهای دقیق یک حادثه میتواند در برخی افراد علائم این اختلال را ایجاد کند.
رضائیپور با اشاره به احتمال انباشت تجارب و شکلگیری حالتهای ترکیبی به لزوم رعایت بهداشت روانی تأکید میکند و میافزاید: در افرادی که تجربه بحرانهای مختلف ـ به طور مثال جنگ هشت ساله ـ را دارند، احتمال تشدید شرایط و ایجاد واکنشهای شدیدتر و احساس استیصال به وجود میآید.
وی در شرح اهمیت رعایت بهداشت روان در شرایط طولانیمدت استرس میگوید: عدم رعایت بهداشت روان، بیتوجهی به علائم و از سوی دیگر تداوم یک وضعیت استرسزا، میتواند بهسادگی به بروز PTSD منجر شود. هر قدر اصول بهداشت روان را جدیتر بگیریم، احتمال ابتلا به PTSD کمتر میشود. در مقابل، اگر علائم را نادیده بگیریم و دیرتر برای تشخیص و درمان اقدام کنیم، این اختلال میتواند روی تفکر، کارکردهای شناختی، توجه، تمرکز و حافظه اثر بگذارد و بهاصطلاح در روان فرد ریشه بدواند؛ در این صورت رهایی از آن بسیار دشوارتر خواهد شد.
به گفته او، رعایت اصول ساده بهداشت روان –
که پیشتر به تفصیل در گزارش دیگری به آن پرداختهایم – میتواند نقش مهمی در پیشگیری از بروز این اختلال داشته باشد.
رضائیپور با اشاره به یک تفاوت جنسیتی در ابتلا به اختلال اضطراب پس از سانحه هشدار میدهد: با وجود اینکه مردان عموماً بیشتر در معرض سوانح و حوادث قرار دارند اما احتمال ابتلای زنان به PTSD بیشتر است. ساختارهای فیزیولوژیک مرتبط با جنسیت منشا این تفاوت است. این موضوع هشداری دو وجهی برای زنان از نظر خودمراقبتی و مردان برای به رسمیت شناختن احساسات و پرهیز از سرکوب است و توجه هر دو گروه را میطلبد.
گزارش نصر میافزاید، dsm5 یا نسخه پنجم راهنمای تشخیصی و آماری علائم اختلال استرس پس از سانحه را در چهار دسته مزاحم، اجتنابی، تأثیرگذار بر خلق و خو و تفکر و برانگیختگی و واکنشپذیری طبقهبندی کرده که مشروح آن به شرح زیر است:
مواجهه مستمر با کابوسهای شبانه، فلاشبکها و این احساس که رویداد دوباره اتفاق میافتد، بروز مداوم افکار ترسناک، پریشانی شدید عاطفی یا واکنشهای فیزیکی به چیزی که فرد را به یاد رویداد آسیبزا میاندازد، امتناع از صحبت در مورد رویداد، اجتناب از مواجهه با موقعیتهایی که فرد را به یاد رویداد میاندازند، ناتوانی در به خاطر سپردن برخی از جنبههای رویداد، احساس گناه و سرزنش، احساس جدایی و بیگانگی از دیگران و بیحسی عاطفی و ذهنی، کاهش علاقه به زندگی، مشکل در تمرکز کردن، بروز مشکلات روانی مانند افسردگی، فوبیا و اضطراب. مشکل در خوابیدن، تحریکپذیری و طغیان عصبانیت، افزایش حساسیت به خطرات احتمالی، احساس تنش و اضطراب مزمن.
به گفته مدیر استانی مراکز «راه زندگی»، آگاهی از وضعیت جسمی و روانی، یکی از گامهای اصلی پیشگیری است: آگاهی افراد از وضعیت جسمی و روحیشان میتواند آنها را به سمت انجام اقداماتی در جهت بهبود سوق دهد. در مقابل، ناآگاهی و نادیده گرفتن علائم، راه را برای سهلانگاری باز میکند. هرچه بیشتر از خودمان مراقبت کنیم احتمال اینکه PTSD مزمن و ماندگار شود، کمتر خواهد شد.
وی تأکید میکند: تشخیصگذاری قطعی ابتلا به اختلال PTSD توسط پزشک متخصص و از طریق تستهای تخصصی علمی انجام میشود و ذکر این علائم نباید منجر به خودتشخیصی بشود. مشاهده علائم مذکور صرفاً میتواند احتمال یا هشداری نسبت به بروز این اختلال در افراد باشد. بنابراین در صورتی که دو یا چند علامت، به مدت بیش از یک ماه در فردی ظاهر شد، با مراجعه به روانشناس، روانپزشک و یا استفاده از خدمات مشاوره رایگان میتوان از تشدید روند بیماری جلوگیری کرد.
رضائیپور در پایان یادآور میشود هرقدر شرایط استرسزا ادامهدارتر شود، احتمال بروز PTSD، بیماریهای روانتنی و بیماریهای خودایمنی در افراد بیشتر میشود. شاید نتوانیم جنگ را متوقف کنیم، اما میتوانیم با هوشیاری بیشتر، بهداشت روان را جدی بگیریم و مراقب نشانهها در خود و اطرافیانمان باشیم.
انتهای پیام/