گزارش اختصاصی نصر از کاهش کیفیت آموزش در سایه تعطیلی مدارس؛
هشدار جدی برای آینده دانشآموزان و کشور
1405/02/01 - 13:34 - کد خبر: 159705
نصر: سلسله تعطیلیهای پیدرپی مدارس چه در دوران جنگ و چه امروز بهنام مدیریت مصرف انرژی، بار دیگر تاثیر عمیق خود را بر کیفیت یادگیری دانشآموزان نشان میدهد؛ تاثیری که در دوره ابتدایی شدت بیشتری دارد و نشانههای نگرانکنندهای از بیتوجهی به درس، فاصله گرفتن کودکان از علم و اتکای بیش از حد به فضای مجازی را آشکار کرده است.
به گزارش سرویس اجتماعی نصر، با تعطیلی ناگهانی مدارس، دانشآموزان ایرانی بار دیگر از فضای واقعی آموزش دور شده و به پلتفرم «شاد» منتقل شدند؛ جایی که قرار است جای خالی کلاسهای حضوری و حیاط پرجنبوجوش مدارس را پر کند. گزارش حاضر نگاهی دارد به وضعیت کودکان و نوجوانان در این روزهای بحرانی، با تمرکز بر تعطیلی مدارس و چالشهای گسترده خانوادهها.
جنگ و آغاز «کشور بدون مدرسه»
اسفند ۱۴۰۴، آسمان ایران با نخستین موج حملات هوایی آمریکا و اسرائیل روشن شد؛ حملاتی که طی روزهای بعد به شهرهای مختلف کشور گسترش یافت. همان روز نخست، مدرسه دخترانه «شجره طیبه» در میناب هدف موشک قرار گرفت و ۱۶۸ دانشآموز ۷ تا ۱۲ ساله در کلاس درس جان باختند؛ فجیعترین رخداد مرتبط با کودکان در جریان این جنگ.
براساس اطلاعیه وزارت آموزشوپرورش در ۱۲ فروردین ۷۶۲ فضای آموزشی، ۵۱ فضای اداری، ۳۲ سالن ورزشی و ۱۵ کانون فرهنگی در حملات دشمن دچار آسیب شدهاند و ۷ اردوگاه دانشآموزی نیز مورد حمله قرار گرفته است.
اما شاید عمیقترین زخم این روزهای کودکان ایران، زخم روانی و تعلیق تحصیلی باشد. ایران از همان روز اول جنگ، عملا «کشوری بدون مدرسه» شد. وزارت آموزشوپرورش اعلام کرد که به دلیل شرایط اضطراری و به دستور شورایعالی امنیت ملی، تمام مدارس کشور تا اطلاع ثانوی تعطیل و آموزش منحصرا بهصورت غیرحضوری و از طریق پلتفرم «شاد» پیگیری میشود. همچنین مقامات وزارت آموزشوپرورش تاکید کردهاند که کلاسهای حضوری تا پایان سال تحصیلی جاری برقرار نخواهد شد.
حال سوال اصلی این است که آیا خانوادهها توان ایجاد اجرای پروتکل ها، ضوابط، نظم و دیسیپلین مدرسه در منزل را دارند؟ آیا خانواده ها میتوانند جای معلم را پر کنند؟
تعطیلی مدارس در سالهای اخیر بارها و به دلایل مختلف، آلودگی هوا، سرمای شدید، گرما، کمبود انرژی یا بحرانهای امنیتی، تکرار شده است. این روند، هر بار موجی از نگرانی را میان معلمان و خانوادهها برانگیخته است.
امروز اما مسئله فراتر از تعطیلی است؛ «تغییر عمیق و جدی نگرش دانشآموزان نسبت به آموزش».
بی تردید مدرسه، بهویژه در مقطع ابتدایی، تنها محل یادگیری نیست؛ نخستین صحنه شکلگیری نظم، مسئولیتپذیری، انگیزه و شناخت جهان است. اما تکرار تعطیلیها باعث شده بسیاری از کودکان مدرسه را فقط یک «گزینه اختیاری» ببینند و جایگاه درس و علم در ذهنشان کمرنگ شود.
آموزش مجازی؛ ضرورتی نو اما تجربهای ناپخته
هرچند آموزش مجازی بخشی جداییناپذیر از دنیای مدرن است و پیشرفت فناوری و هوش مصنوعی امکانهای تازهای فراهم کرده است، اما این نوع آموزش در ایران تجربهای تازه و هنوز ناپخته است. ورود رسمی آن از دوران کرونا آغاز شد و زیرساختها همچنان با ضعفهای جدی مواجهاند.
به گفته یکی از معلمان پایه ابتدایی، روند آموزش در فضای مجازی یک تعامل دو سویه میان معلم و دانشآموز است که هر دو گروه را با چالشها و کمبودهای مختلف روبهرو میسازد.
این آموزگار به خبرنگار نصر گفت: معلم در شرایطی مجبور به تدریس مجازی است که در محیط خانه، در کنار فرزندان خود که ممکن است آنها نیز دانشآموز باشند، باید میان مسئولیتهای خانوادگی، کلاس درس خود و کلاسهای فرزندانش تعادل برقرار کند؛ موضوعی که فشار مضاعفی بر او وارد میکند.
این معلم همچنین تاکید کرد: بسیاری از دانشآموزان به دلیل مشکلات فردی و خانوادگی، حضور مستمر و موثر در کلاسهای آنلاین را دشوار میدانند. با وجود اصرار مدارس بر حضور کامل دانشآموزان، این فشار نهتنها به بهبود وضعیت کمک نمیکند بلکه گاه یادآور مشکلاتی است که پیش از هر چیز بر روند تحصیلی آنان سایه انداخته است.
وی تصریح کرد: مشکلات رفتاری و روانی دانشآموزان نیز یکی از چالشهای اصلی آموزش مجازی است؛ مسائلی که از پشت صفحه گوشی قابل تشخیص، کنترل یا حل نیستند.
این معلم افزود: بسیاری از ارزشها و مهارتهای اجتماعی مانند مسئولیتپذیری، انعطافپذیری، مشارکت و گذشت تنها در تعاملات حضوری قابل تقویتاند، در حالی که در آموزش مجازی تمرکز صرفا بر پیشبرد دروس قرار میگیرد.
وی در ادامه اظهار کرد: آموزش مجازی در شرایط اضطراری میتواند کمککننده باشد، اما تنها در صورتی که زیرساختهای لازم مانند اینترنت مناسب و تجهیزات استاندارد در دسترس باشد.
وی تاکید کرد: این روش که قرار بود در مواقع حساس به کار گرفته شود،به مرور تبدیل به یک عادت شده و با هر اتفاقی در جامعه، فرآیند آموزش به خانهها منتقل میشود.این آموزگار در پایان با ابراز نگرانی نسبت به آینده دانشآموزان گفت: من با گسترش بیرویه فضای مجازی چه در آموزش، چه در بازی و چه در ارتباطات موافق نیستم و معتقدم که باید نسبت به پیامدهای آن هوشیار بود.
جایگزینی خطرناک/ فضای مجازی بهجای آموزش ساختاریافته
“مهدی آقازاده”، استاد دانشگاه و مشاور تحصیلی در گفت و گو با خبرنگار نصر گفت: در نبود مدرسه، بسیاری از کودکان بهطور طبیعی به فضای مجازی سوق و یا پناه میبرند. شبکههای اجتماعی به دلیل دسترسی سریع به محتواهای متنوع و جذاب، ذهن آنان را اشغال میکند و الگوهای یادگیریشان را تغییر میدهد.
وی تاکید کرد: این دگرگونی اگرچه اجتنابناپذیر است، اما زمانی خطرناک میشود که به تنها منبع یادگیری آنان تبدیل شود. در چنین وضعیتی، دانشآموز بدون هدایت معلم و بدون ساختار آموزشی مشخص، با انبوهی از اطلاعات پراکنده و گاه نادرست مواجه میشود. حاصل این روند، دانشی سطحی و ناپایدار است که نه برای آینده فرد کارآمد است و نه برای توسعه کشور.
این مشاور اذعان کرد: با ادامه چنین شرایطی و اهمیت ندادن به عمق این فاجعه، دیگر باید چشم انتظار را از نسل های به اصطلاح امروزی بست؛ چرا که آنها عمده مرجع یادگیریهای خود را از اسباب بازی که نامش موبایل و اینستا است به دست میآورند.
وی ادامه داد: نسل در حال رشد، اگر بدون برنامهریزی آموزشی و بدون تمرکز بر مهارتها تربیت شود، در آینده توان رقابت در جامعهای که هر روز پیچیدهتر، فناورانهتر و دانشبنیانتر میشود را نخواهد داشت.
آقازاده با بیان اینکه بحران برای کودکان فقط به معنای ازدستدادن خانه نیست، تاکید کرد: ازدستدادن مدرسه، دوستان، اسباببازیها و حتی حیوان خانگی، همه بخشی از یک شوک هویتی عظیم است. این روند، در مقیاسی ملی، تهدیدی جدی برای سرمایه انسانی کشور محسوب میشود.
وی افزود: وقتی جامعهای کودکانش از مدرسه جا میمانند، عملا چرخدنده توسعه از کار میافتد. در شرایط جنگی، آموزش تنها کارکرد انتقال علم را ندارد ما در حال تربیت نسلی هستیم که مدرسه را با استرس و بمب و کندی اینترنت گره زده است.
این مشاور تحصیلی اظهار کرد: با کمرنگ شدن ارزش درس در ذهن کودک و جایگزینی آن با محتوای گذرای فضای مجازی، توان تفکر عمیق، مطالعه، حل مسئله و خلاقیت کاهش مییابد.
چالش گرانی اینترنت، اجرای ضوابط مدرسه و نقش معلم در منزل بسیار کار دشواری است
مادر بهراد در خصوص چالش هایی که تعطیلی مدارس بر دوش اولیا گذاشته است، به خبرنگار نصر گفت: شاید تنها فایده مشخص کلاسهای مجازی، نبود ترافیک، صرفهجویی در زمان و کمتر شدن هزینه رفت و آمد باشد. گرچه این وضعیت از تعطیلی کامل آموزش بهتر است اما متاسفانه آموزش مجازی و آنلاین مشکلاتی هم دارد.
مادر پارسا نیز افزود: متاسفانه اینترنت هر سال چند بار گران میشود، و اینخود یک معضل است؛ همچنین محدودیتهایی که روی اینترنت اعمال میشود، پلتفرمهای آموزشی آنلاین که با شتابزدگی به وجود آمدند، اینترنت ضعیف و ناپایدار و قطعیهای مکرر، همگی کار کردن در این زمینه را بسیار سخت میکند.
مادر ائلآرا تاکید کرد: یکی دیگر از مشکلات این است که والدین و اطرافیان دانشآموز باید نقش معلم و ناظم را برای بچهها داشته باشند و تا جایی که میتوانند در آموزش دروس به آنها کمک کنند که این نقش در دوره دبستان بسیار پررنگ است و یا بچهها را ملزم به بودن در کلاس، یادگیری و حل تکلیف کنند که این امر باعث درگیری در خانه و احتمالا پرخاشگری دانشآموز میشود که باز هم تاثیر منفی بر روحیه آنها دارد.
مدرسه به دانشآموز «تعلیم» و «تربیت» می آموزد
یکی از مدیران مدارس دولتی در تبریز به خبرنگار نصر گفت: جمله «مدرسه خانه دوم ماست» همیشه ملکه ذهن من است؛ بی تردید حضور در مدرسه، دیدار با کادر مدرسه و دبیران و دوستان و غیره تاثیر ونقش بسزایی در تعلیم و تربیت دارد.
وی با بیاناینکه مدرسه به دانشآموز نظم را هم یاد میدهد، خاطرنشان کرد: همکاران من در خاطر دارند که بعد از دوران کرونا، دانشآموزان نظم و دیسیپلین مدرسه را فراموش کرده بودند؛ از آراستگی ظاهر گرفته تا شیوایی کلام و رعایت احترام حتی آداب نشستن در کلاس به مدت هفتاد و پنج دقیقه را از یاد برده بودند.
این مدیر مدرسه با بیان اینکه مشاورین و ناظمها، هر زنگ مشغول بررسی حضور و غیاب دانشآموزان هستند، اذعان کرد: پیگیری ها از طرف مدرسه انجام میشود اما متاسفانه حضور دانشآموزان کم است. اغلب کسانی که حاضر نیستند ادعا دارند که در شهرستان یا روستا بوده و دسترسی به اینترنت ندارند و یا اینترنت محلی یا محدوده آنها ضعیف یا قطع شده است. در چنین شرایطی ما حرفی برای گفتن نداریم. نتیجه این اختلالها آن است که انگیزه و الزام یادگیری و تمرکز بچهها در کلاس آنلاین کاهش مییابد.
ضرورت بازگشت مدرسه به جایگاه اصلی
به گزارش نصر، پایان جنگ همچنان مبهم است؛ گویا همه چشمانتظار یک چیز است: «پایان این کابوس».
تعطیلی های بیبرنامه چه کوتاهمدت و چه بلندمدت، حتی اگر گاه ضروری باشند، نباید به یک روال تبدیل شوند. سیاستگذاران آموزشی باید «مدلهای پایدار و تابآور آموزش» طراحی کنند؛ مدلهایی که در شرایط بحرانی نیز استمرار یادگیری را تضمین کرده و مانع رهاشدگی کودکان در فضای مجازی شوند.
نسل امروز، آینده فردای کشور است؛ آیندهای که نیازمند دانش، مهارت و انگیزه است. هر روز تعطیلی بیهدف، گامی کوچک اما مؤثر در تضعیف همین آینده است.
انتهای پیام/