یادداشت/
جنگ ۴۰ روزه و چالش توازن قدرت در ساختار نظام بین الملل
1405/01/26 - 08:46 - کد خبر: 159315
نصر: هر چند جنگ بین ایران و آمريکا- صهیونیسم هنوز پایان یافته تلقی نمی شود و پیامدهای آتی آن می تواند فراتر از وضعیت امروزین باشد، با این وجود، این یادداشت در صدد پاسخ به این پرسش است که جنگ ۴۰ روزه تا کنون چه تاثیری بر توازن قدرت در ساختار نظام بین الملل داشته است.
بر مبنای نظریه رئالیسم ساختارگرا، هر چند تغییر در ساختار نظام بین الملل متاثر از تحولات و بحرانهای بزرگ جهانی است، ولی بر اساس قرائن و دلایل معین می توان به نکاتی اشاره نمود که جنگ ۴۰ روزه نشانگر آغاز تغییر در موازنه قدرت جهانی است؛
۱. سیاست یکجانبه گرای آمریکا موجب تضعیف ائتلاف نظامی آتلانتیک شده و زمینه پدیداری شکاف مهم در میان دولتهای عضو ناتو را فراهم کرد. کاهش تعهد آمریکا در ناتو می تواند تاثیرات مهمی در مأموریتهای ناتو در بحرانهای آتی داشته باشد.
۲. این جنگ یکجانبه، شکاف بین ترجیحات امنیتی اروپا و آمریکا را در خاورمیانه آشکار نموده و این واقعیت تاثیر جدی بر بحرانهایی مانند جنگ اوکراین یا گسترش ناتو به شرق و نیز استراتژی مستقل ترکیه خواهد داشت.
۳. این جنگ به دلایل زیر موجب افول جایگاه و منزلت قدرت نظامی و توان تکنولوژیک آمریکا گردید؛
- ماشین نظامی آمریکا نتوانست ایران را وادار به تسلیم نماید.
- آمریکا نتوانست امنیت رژیم صهیونیستی و کشورهای عرب جنوب خلیج فارس را تامین نماید.
- آمریکا نتوانست حفاظت پایگاه های نظامی و نیز تجهیزات نظامی خود را تامین کند.
- آمریکا نتوانست به تنهایی تنگه هرمز را باز نماید و مجبور به استمداد از کشورهای اروپا و نیز پذیرش آتش بس گردید.
۴. پدیداری نشانه های بلوک بندی نوظهور جهانی؛ حمایت مستقیم چین و روسیه از ایران در برابر قطعنامه شورای امنیت و حمایت محتمل در نیمه دوم جنگ ۴۰ روزه، همچنین حمایت رسانه ای و سیاسی تمام عیار ترکیه از ایران می تواند زمینه شکل گیری بلوک بندی جدیدی در سالهای آتی را فراهم کند.
۵. ناتوانی آمریکا و تجهیزات آمریکایی در حفاظت از زیرساختهای انرژی و اقتصادی کشورهای عربی، موجب بی اعتمادی به آمریکا- اروپا شده و چنین واقعیتی می تواند موجب چرخش استراتژی امنیتی و دفاعی اعراب به شرق(چین- روسیه) و تقویت همکاریهای نظامی اعراب با ترکیه- پاکستان- مصر گردد.
۶.جنگ ۴۰ روزه آزمایشگاه بزرگی برای پدیداری نقاط ضعف و قوت ارتش آمریکا- اسرائیل گردید و چنین فرصتی می تواند استراتژی های دفاعی و نظامی کشورهایی مانند چین در برابر آمریکا و ترکیه در برابر اسرائیل را اصلاح و تغییر دهد.
۷. شکاف بین آمریکا و اروپا و ظهور گسل در ناتو می تواند موجب نزدیکی و همکاریهای بیشتر روسیه- آمریکا و روسیه- چین گردد.
هر چند نگارنده مدعی تغییر بنیادین در موازنه قدرت در ساختار فعلی نظام بین الملل نیست، ولی قرائن یاد شده می تواند در کوتاه مدت آغازی بر پدیداری نظم جدید و الگوی مناسبات متفاوت با وضعیت فعلی و نیز در بلندمدت موجب تغییر و افول موقعیت قدرت هژمون( آمریکا) و ظهور قدرت جدید( چین) شود.
میرقاسم بنیهاشمی
انتهای پیام/