یادداشت |
بیگانگی ارتباطی و اجتماعی در جامعه شبکهای
1405/01/11 - 20:19 - کد خبر: 158545
نصر: در جامعه شبکهای معاصر، مسئله بیگانگی اجتماعی دیگر صرفاً محصول فاصلههای اقتصادی یا ساختاری نیست؛ بلکه تا حد زیادی از کیفیت و الگوی ارتباط میان نهادها و شهروندان تأثیر میپذیرد. در این چارچوب، میتوان از پدیدهای به نام «بیگانگی ارتباطی» سخن گفت.
بیگانگی ارتباطی وضعیتی است که در آن افراد علیرغم قرار داشتن در محیطی سرشار از جریانهای ارتباطی و اطلاعاتی، احساس میکنند صدای آنان شنیده نمیشود، مشارکتشان اثر واقعی ندارد و ارتباط میان آنان و ساختارهای تصمیمگیری عمدتاً یکسویه و نمادین است.
این مینیتئوری بر پنج مؤلفه ارتباطی استوار است: «دسترسی ارتباطی، شفافیت ارتباطی، تعامل و گفتوگو، ادراک اثرگذاری و احساس تعلق اجتماعی.»
بر اساس این چارچوب، چند گزاره نظری قابل طرح است:
۱. هرچه دسترسی شهروندان به جریانهای اطلاعاتی و ارتباطی بیشتر باشد، انتظار آنان برای مشارکت در فرآیندهای تصمیمسازی افزایش مییابد.
۲. در شرایطی که دسترسی ارتباطی بالا اما شفافیت و تعامل ارتباطی پایین باشد، احتمال شکلگیری احساس بیگانگی اجتماعی افزایش مییابد.
۳. ادراک اثرگذاری ارتباطی نقش واسطهای میان تعامل ارتباطی و احساس تعلق اجتماعی ایفا میکند.
۴. هرچه شهروندان احساس کنند ارتباط آنان با نهادها میتواند بر تصمیمها تأثیر بگذارد، سطح اعتماد اجتماعی و سرمایه اجتماعی افزایش مییابد.
۵. ضعف در هر یک از ابعاد دسترسی، شفافیت، تعامل و اثرگذاری میتواند به کاهش احساس تعلق و شکلگیری بیگانگی اجتماعی و سیاسی منجر شود.
بر اساس این مینیتئوری، بیگانگی در عصر شبکهای نه به دلیل فقدان ارتباط، بلکه اغلب به دلیل «کیفیت پایین ارتباط» شکل میگیرد. به همین دلیل، مسئله اصلی در مدیریت اجتماعی امروز، صرفاً تولید پیام نیست؛ بلکه طراحی نظامهای ارتباطی مشارکتی و گفتوگومحور است.
در چنین چارچوبی، ارتباطات دیگر یک ابزار جانبی در حکمرانی اجتماعی نیست، بلکه به یکی از متغیرهای بنیادی در شکلگیری اعتماد عمومی، سرمایه اجتماعی و احساس تعلق شهروندان تبدیل شده است.

دکتر حمید شکری خانقاه
انتهای پیام/