خبر/
جرمشناسی جنگ/ تجاوز آمریکا مصداق بزهدیدگی غیرنظامیان است
1405/01/11 - 10:56 - کد خبر: 158521
نصر: حقوقدان و مدرس دانشگاه های مراغه با اشاره به تجاوز غیرقانونی آمریکا و رژیم تروریستی اسرائیل به ایران، گفت: این موضوع از منظر جرمشناسی و جنگ، در قالب بزهدیدگی غیرنظامیان و به خصوص کودکان قابل بررسی و تحلیل حقوقی است.
به گزارش نصر، قادری روز سه شنبه در گفت وگویی، با اشاره به اینکه جنگ بهعنوان حادترین صورت تعارضات جمعی در جرمشناسی نه صرفاً یک رخداد نظامی، بلکه سازوکاری برای تولید و بازتولید الگوهای خشونت، بینظمی و بزهدیدگی گسترده تلقی میشود، افزود: تحلیل جرمشناختی جنگهای معاصر نشان میدهد که بیشترین بار آسیب نه بر نیروهای نظامی، که بر دوش غیرنظامیان و به ویژه کودکان قرار میگیرد.
وی تجاوز به ایران از سوی ایالات متحده آمریکا را تجاوزی به مثابه نقض آشکار اصول بنیادین حقوق بینالملل برشمرد که واجد پیامدهای عمیق جرم شناختی است.
قادری ادامه داد: از منظر نظری جنگهای مبتنی بر تجاوز، مصداق بارز «خشونت ساختاری تحمیلشده» هستند؛ وضعیتی که در آن نظم حقوقی بینالمللی نه تنها نقض میشود، بلکه ابزارهای کنترل آن نیز دچار ناکارآمدی میگردند و در چنین شرایطی اصول بنیادینی همچون منع توسل به زور، اصل تفکیک میان اهداف نظامی و غیرنظامی و اصل تناسب به طور سیستماتیک نادیده گرفته میشوند.
به گفته وی، این وضعیت به شکلگیری آنچه در ادبیات جرمشناسی از آن بهعنوان «آنومی جنگی» یاد شده، منجر میگردد؛ وضعیتی که در آن هنجارهای مسلط دچار فروپاشی شده و مرز میان رفتار مجرمانه و مشروع به شدت مخدوش میشود.

کودکان آسیب پذیرترین قشر در جنگ هستند
این کارشناس کیفرشناسی و جرم شناسی با تاکید بر اینکه در بستر جنگ بزهدیدگی غیرنظامیان ماهیتی مضاعف می یابد، یادآور شد: از یکسو این گروهها مستقیماً در معرض حملات نظامی، تخریب زیرساختها و ناامنی گسترده قرار میگیرند و از سویی، از دسترسی به خدمات اساسی مانند بهداشت، درمان، آموزش و امنیت محروم میشوند که این نوع بزهدیدگی را میتوان «بزهدیدگی ساختاری-تجمعی» نام نها که واجد آثار بلندمدت اجتماعی و روانی است که فراتر از دوره زمانی جنگ تداوم می یابد.
قادری گفت: در این میان، کودکان به عنوان آسیبپذیرترین قشر اجتماعی در کانون این آسیبها قرار دارند.
وی با بیان اینکه طبق نظریههای جرمشناسی رشد، تجربه زیستن در شرایط خشونت بار و بیثبات میتواند فرآیند جامعهپذیری را مختل کرده و زمینهساز درونیسازی الگوهای خشونتآمیز شود، اظهار کرد: کودکان در چنین شرایطی نه تنها از حقوق بنیادین خود همچون حق حیات، آموزش و امنیت محروم میشوند، بلکه در معرض آسیبهای روانی عمیقی قرار میگیرند که میتواند در آینده به بروز رفتارهای پرخطر یا بزهکارانه منجر شود.
قادری یکی از مصادیق بارز این بزهدیدگی را هدف قرار گرفتن فضاهای آموزشی دانست و گفت: مدارس به عنوان نهادهای کلیدی در بازتولید نظم اجتماعی و حمایت روانی از کودکان، در شرایط جنگی کارکردی فراتر از آموزش صرف پیدا میکنند و از این رو، حمله به چنین فضاهایی نه تنها یک تخلف حقوقی، که از منظر جرمشناسی، نوعی «خشونت نمادین-ساختاری» تلقی میشود که پیام آن گسترش ترس، بیاعتمادی و فروپاشی سرمایه اجتماعی است.
به گفته وی در این چارچوب هدف قرار دادن مرکزی آموزشی همچون مدرسه شجره طیبه در میناب، نمونهای از بزهدیدگی مضاعف کودکان محسوب میشود؛ جایی که هم امنیت فیزیکی و هم امنیت روانی آنان بهطور همزمان نقض گردید.
حمله به مدرسه شجره طیبه نمونه عینی بزه دیدگی کودکان است
این حقوقدان یادآور شد: تجاوز غیرقانونی آمریکا علیه ایران، در صورت تحلیل در چارچوب جرمشناسی انتقادی میتواند به عنوان مصداقی از «خشونت هژمونیک» مورد بررسی قرار گیرد.
قادری افزود: در این رویکرد، قدرتهای مسلط در نظام بینالملل از طریق ابزارهای نظامی و گفتمانی، اقدام به بازتعریف مشروعیت و جرم میکنند که نتیجه این فرایند، شکلگیری نوعی دوگانگی در استانداردهای حقوقی است که در آن، برخی اعمال خشونتآمیز، بسته به عامل آن، یا محکوم و یا توجیه میشوند.
وی تصریح کرد: این وضعیت، خود به تقویت چرخههای بیکیفرمانی و تضعیف اعتماد عمومی به نظم حقوقی بینالمللی منجر میشود.
قادری افزایش جرایم ثانویه در داخل جامعه، فروپاشی نسبی نظم اجتماعی، فشارهای اقتصادی، جابهجایی جمعیت و تضعیف نهادهای نظارتی را از پیامدهای مهم و بارز تداوم جنگ ددر حوزه بزه دیدگی دانست که زمینه را برای افزایش جرایمی نظیر سرقت، قاچاق، خشونتهای خانگی و جرایم سازمانیافته فراهم میکنند.
وی ادامه داد: افزون بر این، عادیسازی خشونت در سطح کلان میتواند به انتقال آن به سطوح خرد اجتماعی منجر شده و فرهنگ خشونت را در جامعه نهادینه سازد.
مدرس دانشگاه های مراغه با اشاره به اینکه در سطح روانشناختی بزهدیدگی ناشی از جنگ بهویژه در کودکان آثار عمیق و ماندگاری برجای میگذارد، گفت: اختلال استرس پس از سانحه، اضطراب مزمن، افسردگی و اختلالات رفتاری از جمله پیامدهایی است که میتواند به طور گسترده در میان این گروه مشاهده شوند.
به اعتقاد قادری، این وضعیت نه تنها کیفیت زندگی فردی را کاهش میدهد، بلکه میتواند در بلندمدت بر سرمایه انسانی و توسعه اجتماعی جامعه نیز تأثیر منفی بگذارد.
انتهای پیام/