یادداشت/
جنگ در جامعه شناسی جنگ
1404/12/15 - 09:29 - کد خبر: 157330
نصر: جنگ در جهت پیروی مطلق از اندیشه ای است که از طریق کنشگری و گفتگو حاصل نشده است. جنگ برای به کرسی نشاندن دیدگاه خود شکل می گیرد. زمانی که نتوان ادعا را با منطق و گفتگو به نتیجه رساند، دولت ها به سراغ جنگ می شتابند.
جنگ را نمی توان یک کنش سیاسی دانست بلکه یک ابزار سیاسی است. اما ابزار مناسب برای رسیدن به کنش سیاسی نیست و نمی تواند باشد.
جنگ بلای آسمانی و امتحان الهی نیست. جنگ نتیجه عدم درک هیجانات و احساسات همدیگر در یک موضوع یا موضوعات گوناگون است. جنگ فاصله گرفتن از ارتباطات انسانی است و فاصله گرفتن از درک و فهم مشترک پدیده هاست.
جنگ مبارزه برای بقاء است، و در این میان جاه طلبی را حاکم می کند.
با افزایش پیچیدگی در جوامع ستیز هم افزایش می یابد.
مهمترین عامل جنگ ظهور دولت هاست، دولت هایی که برای حفظ سلامت و آرامش شکل گرفته، موجب عدم ثبات در سرزمین های دیگر می شود.
جنگ آزمون قدرت در عرصه جهانی است. قدرت اعمال زور بر خلاف زورگیرندگان است. اگر اقتدار حاکم باشد (که در آن اعمال زور با میل زور گیرندگان است) جنگ لازم نیست...
از رویکرد های مختلف اقتصادی، روان شناختی، سیاسی، حقوقی، زیست شناختی و جامعه شناختی جنگ قابل تبیین است.
از رویکرد جامعه شناختی نظریات جنگ به بعد خوشبینانه و بدبینانه تقسیم می شود.
در رویکرد خوش بینانه جنگ بر ساخته اجتماعی است و درصدد دگرگونی در جامعه است و موقت و گذرا است.
در رویکرد بدبینانه امری ابدی و نشانگر تعارضات اقتصادی است که در کل تاریخ جاری و ساری است.
از زمانی که دولت ها در عرصه جهانی در خصوص روابط بین الملل اختلاف نظر پیدا کردند، پدیده جنگ موضوع قابل مطالعه در جامعه شناسی شد. ستیز گروهی انسان ها (جنگ) ناشی از مقتضیات زندگی اجتماعی است و با قوانین علوم اجتماعی قابل تبیین است.
یادداشت از: سعید غریب خواجه | جامعه شناس مسائل اجتماعی
انتهای پیام/