یادداشت/
کمفروشی نیروهای اجتماعی با خیریهگرایی
1404/01/14 - 10:19 - کد خبر: 133536
نصر: بسیاری از نیروهای مستعدِ اجتماعی و سیاسی، که برخی از آنها سابقهٔ مبارزه و جهاد هم دارند، رفتهاند دنبال خیریهسازی و خیریهگردانی!
آنها از کارشان لذت میبرند و باورشان این است که کار دیگری جز کمک به نیازمندان از دستشان برنمیآید.
کار خیر و دستگیری از نیازمندان - به هر طریق و به هر میزان - نباید به هیچ بهانهای تعطیل شود.
اما آیا کوچِ عمومیِ نیروهای اجتماعی و سیاسی به ساحت خیریهها، در نهایت به رفع فقر و کاهش نابرابری میانجامد؟
بررسی چند دهه فعالیت پرحجم و پردامنهٔ خیریهها، نشان میدهد که خیریهگرایی، تاثیر چندانی - اگر نگوییم هیچ تاثیری- در کاهش فقر و نابرابری نداشته است.
چرا؟
به این دلیل که ترویج و تسهیل خیریهگرایی، رویکردی از سوی دولتها برای پنهانسازیِ عقبنشینی دولتها از حمایتهای اجتماعی و تکالیف ساختاری در مبارزه با فقر و نابرابری بوده است.
فقر، مسئلهای نیست که بتوان با اعانه و کمکهای موردی به جنگ با آن رفت. خیریهها، میتوانند درد فقر را برای مدتی کوتاه تسکین دهند، اما نمیتوانند آن را ریشهکن کنند.
مسئلهٔ مهمتر اما این است که خیریهگرایی نه تنها موجب ریشهکنی فقر نمیشود بلکه در وضعیتی که تمام سیاست اجتماعی دولتها برای مواجهه با فقر، در عملکرد خیریهها خلاصه میشود، عملاً به تعمیق و تشدید فقر میانجامد.
خیریهگرایی نیروهایی که ظرفیت کار اجتماعی و بنیادین دارند و میتوانند در تغییر سیاستهای اساسی موثر باشند، نوعی کمفروشی اجتماعی و نهایتاً وسیلهای برای آسودگی وجدان است. آیا این، کافیست؟!
کار خیریهای را خیلیها میتوانند دنبال کنند، اقدام برای تغییر سیاستهای فقرزا و تبعیضآمیز را اما همه نمیتوانند.
و امروز بیش از هر زمان دیگری، به تغییر سریع در سیاستهای نابرابریساز نیاز داریم. خیریهگرایی این تغییر را به تاخیر میاندازد؛ بلکه بیمعنا میکند.
به قلم روحالله رشیدی
انتهای پیام/