یادداشت/

اشک شوق و حسرت زنان تبریزی در استادیوم

1403/01/28 - 18:29 - کد خبر: 111452
تراکتور ذوب آهن

نصر: بالاخره زمان موعود فرا رسید و درهای استادیوم یادگار امام(ره) پس از چند دهه محدودیت به روی زنان باز شد.

دختران هواداری که که این بار به جای هراس از بازرسی بدنی و لو رفتن جنسیت‌شان، فارغ از نصب ریش مصنوعی و گریم بلکه  با ظاهری آراسته در حالی که روی صورت‌هایشان رنگ قرمز(نماد هواداری از تیم تراکتور) نقاشی شده بود، پا به ورزشگاه گذاشتند؛ این موضوع در کنار بازی نچندان جذاب تراکتور_ذوب آهن اصفهان با بازتاب‌های زیاد رسانه‌ای همراه بود؛ بازتاب‌هایی که نشان میداد تماشاچیان این بازی از خود بازی مهم‌تر هستند.
حال برای نوشتن گزارش میدانی باید شناخت کافی نسبت به مختصات جایی که در آن حضور داری را داشته باشی و بدانی آن محل یا موقعیت نسبت به دیروز چقدر تفاوت کرده، امکانات نسبت به قبل رشد داشته‌ است یا خیر!؟ این درحالی‌است که به عنوان خبرنگار «زن» فعلا هیچ شناختی از جغرافیای «استادیوم یادگار امام(ره)» آشنا نیستم و نمی‌دانم وقتی قرار است از معایب و مزایایش بگویم، باید آن را با کدام تصویر از گذشته مقایسه کنم. 
اما درباره جو زنانه ورزشگاه باید بگویم چیزی که تابحال درباره‌اش هیچ نمی‌دانستم، همراهی، همدلی، شوق و البته خوشحالی که در ورزشگاه جریان داشت، بی‌نظیر بود.
این در حالی است که در چنین گامی مهم، نباید فراموش کرد که شرایط ورود برای همه زنان ایرانی به ورزشگاه ها و همچنین همه تماشاگران در سراسر کشور باید فراهم شود و داشتن امکانات و تجهیزات اولیه ورزشی و تماشای بازی‌ و مسابقات ورزشی اعم از مسابقات ملی یا داخلی، از جمله حقوق اولیه همه مردم ایران است که باید محترم شمرده و رعایت شود.
در این باره به نظر می‌رسد تجهیز زیرساخت‌های ورزشی نه تنها از موارد غیرضرور نیست بلکه باید در اولویت نیز قرار گیرد تا با داشتن فضاهای ورزشی استاندارد، مناسب و باکیفیت، هم تامین امنیت جسم و جان ورزشکاران و تماشاگران که شرط لازم است، امکان‌پذیر باشد و هم دستیابی به هدف بسیار مهم حفظ نشاط و امید در جامعه، میسر شود.
خیلی‌ها عاشق فوتبال و تیم محبوبشان بودند و اشتیاق گذر از تونل استادیوم و دیدن زمین سبز فوتبال با آن عظمت زیر آسمان آبی برایشان باور کردنی نبود، خیلی‌ها هم می‌خواستند طعم برابری با مردان را اینبار در استادیوم بچشند.
آنجا اصلا صدا به صدا نمی‌رسید، از چشمان برخی دخترها می‌توان فهمید که از شدت شوق، شب قبل خواب به چشمانشان نیامده بود؛ چشمان برخی دیگر از دختران از شدت غلیان احساسات، اشک آلود بود؛ برخی نیز خوشحالی همراه با نگرانی جوری همه وجودشان را فرا گرفته بود که نمی‌توانستند احساسات خود را بروز دهند؛ برخی دیگر بر شیپورهایشان می‌دمیدند تا با صدای بلند حضورشان را فریاد بزنند.
به نظر می‌رسید خیلی از زن‌ها حتی علاقه‌ای به فوتبال نداشتند و یا حتی اسم بیشتر بازیکنان را بلد نبودند اما بلیت به دست برای به رخ کشیدن دستاوردشان، بی‌وقفه پرچم‌ها را تکان می‌دادند.
در آنجا سن و سال هیچ اهمیتی نداشت؛ از پیر تا جوان همه آمده بودند تا تیم محبوب تراکتورشان را تشویق کنند؛ برخی‌هایشان با لباس قرمز آمده بودند؛ اما به نظر می‌رسید هدف همه‌شان تنها یک چیز بود، «پایان انتظار امید رفتن به ورزشگاه».
چند ساعت قبل از شروع بازی، تشویق تماشاگران و هواداران زن شروع شد؛ آن ها یکصدا تیم تراکتور را صدا می‌زدند و می‌گفتند: «تبریزین قیزلاری، گویلرین اولدوزلاری».
بی‌تردید شکوه حضور زنان در ورزشگاه غیر قابل انکار است؛ زنانی که با تلاش‌های چند ده ساله، بالاخره موفق شدند تا به یکی از مطالبه خود، جامه عمل بپوشانند و حتی با برخورد هوشیارانه و زیبای خود حتی آداب حضور درست و منطقی در استادیوم را به مردان کشورمان گوشزد کرده و نشان دادند ورزش تا چه اندازه می‌تواند محوری برای زنده کردن نشاط اجتماعی باشد؛ نشاطی که می‌تواند زمینه‌ساز تقویت همدلی ملی شود.
از طرفی واکنش‌ها در فضای مجازی که از سیاسیون گرفته تا ورزشکاران، مردان و زنان، هنرمندان و پیشکسوتان، مهر تائیدی بر این موضوع بود که حضور زنان در ورزشگاه، قدم مثبتی برای رسیدن به آینده‌ای روشن و آغازی بر راه پر فراز و نشیبی که زنان برای مطالباتشان در پیش دارند است.
موضوعی که امروز باید بیش از پیش مورد توجه قرار گیرد، افزایش نشاط اجتماعی برای مردان و زنان است. بی‌شک، جامعه بانشاط‌تر، در برابر ناملایمات اجتماعی از تاب‌آوری بالاتری برخوردار است؛ داشتن سرمایه انسانی سالم و بانشاط اعم از زنان و مردان، از الزامات و موارد مهم در مسیر توسعه است. 
اگر امروز فشارهای همه‌جانبه خارجی که در جریان است، الویت قرار دادن ورزش از یک‌سو و از سوی دیگری که زنان به عنوان نیمی از اعضای تشکیل‌دهنده جامعه روز به روز، شاهد کاهش تبعیض‌ها هستند، جامعه شاداب‌تر و سلامت‌تر خواهد بود.
لذا سیاستگذارن باید اقداماتی را در الویت قرار دهند تا تقویت امید و انضباط اجتماعی به معنای واقعی‌تر محقق شود.
انتهای پیام/

پژوهشیار