پربازدیدترین ها
جدیدترین اخبار پربیننده ترین اخبار

کد خبر :   97876  | تاریخ خبر : 1397/11/09  | ساعت : 11:04

کات ... تا اصلاح وضعیت/

افزایش نگرانی ها از تبعات سنگین زیست محیطی کارخانه «کاوه سودا»/ مراغه در آستانه بحران سلامت، معیشت و محیط زیست


نصر: نگرانی ها از تبعات شدید زیست محیطی فعالیت کارخانه کاوه سودای مراغه شدت گرفته است.

برای مشاهده عکس در ابعاد اصلی ، بر علامت ذره بین روی تصویر کلیک نمایید

به گزارش نصر به نقل از نشریه آوای باغ شهر ایران مراغه، بخشی از فرمایشات مقام معظم رهبری در دیدار با مسئولان و فعالان در حوزه حفاظت از  محیط زیست چنین است: «دستگاه‌های نظارتی -  همه‌ی اینها - بایستی با این وضع اَسَف‌بار مقابله کنند. بالاخره حفظ محیط زیست و رعایت محیط زیست، یک وظیفه‌ی حاکمیّتی است؛ البتّه مردم هم نقش دارند؛ مردم میتوانند نقشهای خوبی ایفا کنند، همکاری کنند؛ شرطش این است که دستگاه‌های حاکمیّتی به‌طور جدّی دنبال قضیّه باشند. اگر جدّیّت به‌خرج بدهند، مردم هم به اینها کمک خواهند کرد...
...جرم‌انگاریِ تخریب محیط زیست. دستگاه قضائی و دستگاه‌های ضابط، و پیش از آنها قوانین مجلس، باید روی  این تکیه بکنند. البتّه قوانینی داریم و الان قوانین خوبی هست، منتها بازنگری لازم است؛ بایستی تخریب محیط زیست جرم محسوب بشود؛ به‌عنوان جرم بایستی تعقیب بشود. پالایش و بازنگری قوانین موجود، تقویت نظارتهای بی‌اغماض - نظارت انجام بگیرد، هیچ گونه اغماضی هم در این نظارتها صورت نگیرد و رؤسای دستگاه‌ها شخصاً نظارت کنند - و شاید از جهتی از همه مهم‌تر، فرهنگ‌سازی است؛ فرهنگ‌سازی؛ مردم بدانند که اهمّیّت حفظ محیط زیست چقدر است
. این را از دبستان باید شروع کنیم، در کتابهای درسی؛ باید بچّه‌های ما اهمّیّت مرتع و جنگل و هوا و آب و خاک و دریا و مانند اینها را از کودکی بفهمند و روی آن حسّاس باشند. حفظ حریم محیط زیست باید جزئی از فرهنگ عمومی بشود. البتّه نقش رسانه‌ی ملّی را هم نباید نادیده گرفت، بایستی حتماً رسانه‌ی ملّی نقش ایفا کند امّا مردم هم میتوانند کار کنند.
یکی از مشکلات عمده‌ی ما در کشور - که این را برحسب تجربه من عرض میکنم به شما برادران و خواهران عزیز - پیگیری‌نکردن است؛ کار را خوب شروع میکنیم [امّا] پیگیری لازم همیشه وجود ندارد؛ در بعضی از موارد چرا؛ هرجا خوب پیگیری کردیم، به نتایج خیلی خوب رسیدیم، در بسیاری از جاها هم کار، وسط کار متوقّف میشود، پیگیری نمیشود؛ این یکی از مشکلات اساسی است. هرکدام از شماها در بخشهای مختلف، مدیریّتی دارید؛ مدیران کشور باید به این مسئله توجّه کنند که پیگیری بسیار مهم است.

یک مسئله پدیده‌ی زمین‌خواری است. البتّه پدیده‌ی زمین‌خواری پدیده‌ی جدیدی نیست؛ قدیمی است؛ ما از دوره‌ی نوجوانی و جوانی مکرّر میشنفتیم زمین‌خواران، زمین‌خواران! خب، توقّع این بوده است که در نظام اسلامی و جمهوری اسلامی این پدیده متوقّف بشود؛ اجازه ندهیم کسانی بیایند با دست‌اندازی به زمینهای گوناگون اطراف شهر و حومه‌های شهر و مناطق خوب، ثروت عمومی را به‌نوبه‌ی خود تبدیل کنند به ثروت شخصی. این بوستان عظیمی که فرض کنید در فلان نقطه‌ی شهر واقع است، یک ثروت عمومی است؛ [اینکه] کسانی بیایند با زرنگی، با دست‌کاری کردن قانون، یا احیاناً خریدنِ یکی دو نفر آدم سست‌عنصر در فلان دستگاه، این ثروت عمومی را تبدیل کنند به ثروت شخصی خودشان، خیلی رنج‌آور است!
به هر حال مسئله مسئله‌ی بسیار مهمّی است؛ کار کار مهمّی است. ما در این زمینه‌ها همیشه هر سال صحبت کرده‌ایم. من حالا اینها را گفتم تا در معرض اطّلاع مردم و قضاوت مردم قرار بگیرد و بر این اساس نمره بدهند به دستگاه‌ها. معیار، دست مردم باشد، به دستگاه‌ها نمره بدهند، قضاوت کنند راجع به دستگاه‌ها که کدام دستگاه توانست درباره‌ی محیط زیست این اقدامات را بکند و این موفّقیّتها را به دست بیاورد و کدام دستگاه نتوانست. امیدواریم ان‌شاءاللَّه خداوند همه‌ی شماها را از کسانی قرار بدهد که میتوانید در این زمینه‌ها کار کنید.»

 

از دیر باز مراغه را شهر خشکبار و باغات سر حال می شناسند (انبار خشکبار ایران) . وجود نهرهای متعدد در حوزه آبریز این شهرستان ، آن را به قطب کشاورزی تبدیل کرده بود . و از قضا صنایع محدودی هم که در مراغه وجود داشت مرتبط با بخش کشاورزی بودند .
با گذشت زمان افزایش جمعیت و دغدغه ی تامین نیازهایشان، مدیریت نا صحیح، عدم توجه به مبانی توسعه ی پایدار یا بی تفاوتی به مباحث زیست محیطی و ورود برخی منفعت طلبان، مراغه را در معرض تهدیدات زیست محیطی قرار داد. بعضی از آنها ناخواسته و بعضی خود خواسته. آنچه که ناخواسته بودند دیده نشدند و آنچه خود خواسته بودند پیگیری نشدند .
با بالا گرفتن تب صعنتی شدن و ایجاد واحدهای بزرگ تولیدی بواسطه ی عدم وجود استراتزی توسعه در این شهرستان، به جای رویکرد در ایجاد واحدهای بزرگ مرتبط با کشاورزی در دهه ی هفتاد چند واحد بزرگ  صنعتی در این شهرستان کلنگ زنی گردید که از جمله کارخانه کاغذ سازی و کاوه سودا و شیشه سازی که مطابق با پروتکل توسعه پایدار نبودند و از نظر محیط زیستی مشکلات فراوانی را در منطقه ایجاد نمودند. هر چند  بعدها در دهه ی هشتاد در گزارش آمایش سرزمینی استان پلان توسعه این شهرستان بر اساس کشاورزی و گردشگری گذاشته شد ولی متاسفانه تا الان هنوز آثار معتبری از اجرا و توجه به این بخشها دیده نمی شود .
یکی از توجیهات احداث سدّ علویان که در سال 1369 شروع عملیاتی ساخت آن شروع و در سال 1374 با ظرفیت آبگیری 60 میلیون متر مکعب به بهره برداری رسیده است، تامین اب شرب و کشاورزی منطقه بوده است تا مراغه ای که مهد تولیدات باغی و کشاورزی بوده (که دیگر نیست و روز بروز فرایند کاهش تولید محصول را تجربه می کند) در آینده ی خود دچار مشکل و کمبود آب قرار نگیرد اما آنچه که در تخصیص آب این سد می بینیم خلاف توجیهات اولیه را نشان می دهد .
از زمانی که کارخانه های جناب اقای ابراهیم عسکریان (کاوه سودا و شیشه سازی و ...) راه اندازی گردید کارشناسان و متخصصان بی شماری عدم توجیه زیست محیطی و ... را بدفعات در رسانه های گروهی مطرح نمودند .صادر کنندگان مجوز تاسیس، صدورمجوز بهره برداری را مشروط به رعایت اصول و قوانین سازمان حفاظت از محیط زیست قرارداده بودند اما متاسفانه مدیران دولتی در مقابل عمل انجام شده قرار گرفته و تا آنجا که ممکن بود با به رخ کشیدن میزان اشتغال و حجم سرمایه گذاری و حمایت از سرمایه گذار و کار آفرینی و ...به نوعی تحت فشار و لابی های غیر معقول نهایت همکاری صمیمانه را اجباراً داشته اند و در نهایت بدون در نظر گرفتن شرایط، مجوز بهره برداری به این کارخانه ها صادر می گردد!
اینکه کار آفرین کاوه سودا و شیشه سازی مراغه چه نوع کار آفرینی نموده اند حائز بسی توجه ویژه و عمیق است!
1-  زمین های پایین دست از حیض  انتفاع ساقط شده اند.
2-  اثرات مخرب زیست محیطی بیشماری در حوزه های مختلف زیستی (انسانی ، دامی ، طبیعی  بجا گذاشته اند!
3-  بر اثر این ضایعات هزاران نفر شغل زمین و ثروت خود را از دست داده اند و در مقابل فقط حدود 800 شغل با تمام ابواب جمعی اعم از شرکت های پیمانکاری و ... ایجاد کرده اند که این شغل ها نیز اکثر قریب به اتفاق دارای پیامدهای ناگواری در حوزه سلامت کارکنان و خصوصا کارگران دارند و پیامد فعالیت آن تهدید سلامت مردم منطقه است!
4-  برخورد سخیف با کارگران، اخراج کارگرانی که به بیماری دچار میشوند بدون هیچگونه پرداخت خسارت و...
5-  شیوع بیماری های متعدد در منطقه بواسطه ی استنشاق تبخیر استخر های کاوه سودا و کارگران!

 

خبرنگارسیاسی خبرگزاری مهر در 30 آوریل 2010 گزارش کرده است که:

« طبق اطلاعات موثّق کلیه کارکنان این شرکت در اثر تماس با مواد قلیائی پوست بدنشان در معرض نابودی قرار دارد و حتی دستگاه های انگشت نگاری که جهت حضور و غیاب کارگران کارخانه درنگهبانی و درب ورودی کارخانه نصب گردیده است قادربه شناسائی اثرانگشت این کارگران به دلیل ازبین رفتن پوست دستشان نیست.
این وضعیت دربخش های 520 و 600 و بخش بسته بندی بحالت اسفناکی است. شرکت کلیه کارگران خود را به حالت پیمانی استخدام می کند و شش ماه یک باراقدام به گرفتن نمونه های آزمایش خون و غیره از کارگرانش می کند و این نمونه ها را در آزمایشگاه مخصوص در خود کارخانه تجزیه و تحلیل می شود .
شرکت هرسه ماه یکبار قراردادها را تمدید می کند و در صورت ابتلاء کارگران به بیماری های گوناگون در اثر تماس با این مواد اقدام به اخراج کارگران می نماید اکثر کارگران این کارخانه پس ازمدتی کار در بخش های مختلف کارخانه، دچار بیماری های ریوی می شوند و در خلط آنها خون مشاهده می گردد و دائما در حال سرفه هستند .
کارگرانی که در سه بخش فوق الذکر در حال کار هستند رنگ موهایشان به زردی گرائیده است. اخیرا نیز یک نفر از کارگران این شرکت که اهل روستای ورجوی بود به دلیل سرطان کبد درگذشت .
نتیجه آزمایش های اخیر نشان می دهد که تمامی کارگران این مجموعه دچار بیماری های کبدی گشته اند و دو تن ازاین کارگران با مراجعه به پزشگ گواهی از کارافتادگی به دلیل کار در این مجموعه راگرفته اند که مسئولان شرکت بالاخص پس ازاطلاع ازاین موضوع هر دو کارگر را اخراج و پزشگ معالج را تهدید به لغو نمودن پروانه نظام پزشکی اش به کمک مافیای پشتیبان اقتصادی خود کرده اند.» بنابه اظهار تعداد زیادی از کارگران تاکنون نیز روال مذکور ادامه دارد .
6-  مهاجرت ساکنین روستاهای مجاور و حاشیه نشینی در شهر!
7-  مهاجرت و کاهش گونه های حیوانی در منطقه
8-  به هم خوردن نظام اکو سیستم منطقه
9-  بواسطه ی استفاده از آب سد علویان آب مورد نیاز کشاورزان در سال های خشکسالی به مراتب کمتر شده و بر این اساس کاهش تولید محصول و در آمد و کیفیت محصولات باغی و کشاورزی رقم خورده است.
10-  مصرف یک چهارم برق منطقه مراغه!
11-  آلودگی منابع آب زیرزمینی در چندین سال گذشته و تاثیر اثرات سوء آن بر انسان ، دام و طبیعت بواسطه ی مصرف از آن منابع
12-  بهره برداری از معادن طبیعی برای تولید محصولی که فرآیند تولید آن از بین بردن محیط زیست است
13-  رها سازی پسابهای به شدت آلوده و خطرناک در منطقه و بستر دریاچه ی ارومیه
14-  با راه اندازی این کارخانه چقدر وقت دادسراها و دادگاه ها برای رسیدگی به شکایات آحاد مردم گرفته شده است و شایان ذکر است باید پرسید آیا مردم به حقوقی که می خواستند رسیده اند؟
15-  چه مقدار وقت ادارات وسازمان های دولتی برای رفع رجوع معضلات ایجاد شده توسط این واحدها گرفته شده است؟
16-  و قص علی هذا.....
معلوم می شود مراغه بیش از آنچه از قبل این کارخانه بهره مند گردد هنوز که هنوز است هزینه های غیر قابل تصوری را تحمل می کند. به چه دلیل؟ آیا بهتر نیست به جای دیدن اشتغال های غلو آمیز و تولید محصول به اندازه سر سوزنی به ضایعات و توده های فضولات ایجاد شده نگاهی انداخته و هزینه فایده اینگونه واحدهای صنعتی که مخرب جان و مال و ثروت عمومی هستند را ارزیابی مجدد نماییم؟
 
نگارنده آگاه است که:
-  بایستی از تولید حمایت شود امّا از کدام تولید؟
-  بایستی از کار آفرین حمایت شود امّا از کدام کارآفرین؟
-  بایستی از اشتغال حمایت گردد امّا از کدام اشتغال و به چه قیمت؟
-  بایستی از تولید ثروت حمایت شود اماّ با پایمال کردن حقوق خصوصی و عمومی شهروندان  و...؟
-  عمق فاجعه ی ادامه فعالیت این کارخانه ها، تهدید بزرگی برای سلامت، معیشت و محیط زیست مخصوصا میزان آب مصرفی آن تهدید جدّی بر کشاورزی منطقه و تحت تاثیر قرار دادن وضعیت اقتصادی کشاورزان بوده هست و خواهد بود .
-  و از طرفی معضلات و مشکلات بجا مانده از فعالیت آنها مسایل سیاسی، اجتماعی و فرهنگی که ادامه دار است معضلات بیشماری را همچنان در پی خواهد داشت.
-  نماینده وقت مردم بناب در مجلس شورای اسلامی به رئیس جمهور و رئیس قوه قضائیه نامه نوشته و اعلان خطرکرده بود که علاوه بر خسارات ناشی از ذخیره مواد سمی احتمال زیاد وجود دارد که این ضایعات بصورت سیل جاری شود و فاجعه به بار آورد . کارخانه حدود 800 نفر کارگر و کارمند دارد که تعدادی از آنان اهل محل نیستند و عاقلانه نیست که به خاطر ایجاد کار، برای این عده 230 هزارنفر مردم بناب و 250 هزار نفر مردم مراغه مسموم و بی کارشوند. در مقابل این مقدار شغل در کارخانه هزاران شغل کشاورزی و دامداری از بین می رود .

-  کارکرد و ضایعات کاوه سودا، زمین، آب ،هوا، درختان و طبیعت منطقه را مسموم می کند و سلامتی انسان ها را بشدت به خطر می اندازد، لیکن اراده ای قوی تر از خواست مردم محل همچنان خواهان ادامه فعالیت این کارخانه است که بر فرض اگر لازم بود تاسیس شود می بایست با رعایت استانداردهای بین المللی و در منطقه ای دور از آبادی ایجاد می شد و نه در میان حاصلخیزترین باغات و درمنطقه پرجمعیت مراغه . هشت سال است مسئولین امور بجای اقدام عملی به «جلسه درمانی» مشغول هستند و مرتب جلسه تشکیل می دهند و برای مردم خسارت دیده دل می سوزانند اما یک قدم عملی برنمی دارند وکارخانه کاوه سودا نیز همچنان زهرهای کشنده را در مزارع و باغات و به ویژه در رودخانه صوفی چای می ریزد و مردم و طبیعت را مسموم می کند.
-  به نظر میرسد مدیران دلسوز و درد اشنای منطقه خصوصا فرماندار محترم و خدوم و درد آشناو همچنین دادستان مردمی جدید مراغه بایستی تا اصلاح وضعیت تولید مطابق با استانداردهای زیست محیطی در راستای رعایت مبانی توسعه پایدار روند تخریب و عوارض بیشمار این واحدها، فارغ از هرگونه جو سازی و فشار از بالا و .... از ادامه فعالیت این واحدها جلوگیری نمایند تا خدای ناکرده با دست خود روند تغییرات اکوسیستم خود را تسریع نبخشیم . مدارا کردن به علت ایجاد شغل و سرمایه گذاری و کارآفرینی های اینچنینی... در خصوص این واحدها به هیچ وجه مبنای منطقی با توجه به موارد فوق الذکر ندارد .

چه کسی پاسخگوست ؟ بدونِ ...

* سجاد محمد درخشی

کارشناس ارشد حقوق بین الملل

انتهای پیام/

 

مطالب مرتبط

نظرات (0)

 

استفاده از مطالب پورتال با ذکر منبع بلامانع است