پربازدیدترین ها
جدیدترین اخبار پربیننده ترین اخبار

کد خبر :   97764  | تاریخ خبر : 1397/11/07  | ساعت : 12:33

شبکه های اجتماعی با ما چه کرده اند؟ /

از فرصت تا تهدید


نصر: امروزه اینترنت برقراری ارتباط بین افراد را آنقدر سریع و راحت کرده است که این امر در گذشته ای نه چندان دور یک رویا به نظر می رسید.

برای مشاهده عکس در ابعاد اصلی ، بر علامت ذره بین روی تصویر کلیک نمایید

درجامعه شبکه ای یا سایبری مرزهای جغرافیایی و زمان و مکان معنا ندارد و انسان هزاره سوم با محوریت دانایی به توانایی فوق العاده ای دست یافته است.به واقع دهکده جهانی که مارشال مک لوهان پیش از این پیش بینی کرده بود محقق شده است.

در این میان اما با ظهور ابزارهای ارتباطاتی و اطلاعاتی مثل شبکه های اجتماعی وابستگی بشر امروزی به اینترنت دوچندان شده است و  شبکه های اجتماعی اکنون با قابلیت ها و کارکردهای فراوانی که داشته اند توانسته اند در مدت کوتاهی  که از ظهورشان می گذرد در سبد مصرفی فرد و خانوار جای بگیرند.

شبکه های اجتماعی شامل گروهی از افراد هستند که در میان خود ارتباط وسیع و مستمر باهم دارند،یک حلقه ارتباطی تشکیل داده اند و هویت خاص و مطلوب خود را ترویج می کنند.جان کلام اینکه شبکه های اجتماعی کارآمد ترین وسایل نفوذ فرهنگ ها،نگرش ها و اندیشه های یک جامعه به درون جامعه ای دیگر محسوب می شوند.

نکته اساسی که در این میان وجود دارد این است که مواجهه ما شهروندان ایرانی و نظام جمهوری اسلامی در قبال شبکه های اجتماعی عمدتا آمریکایی که هیچ تناسبی با فرهنگ دینی و ملی ما ندارند چگونه بوده است و چطور باید باشد. شبکه هایی با نام های مختلف و امکانات متعدد، نزدیک به دو دهه است که یکی پس از دیگری میهمان ناخوانده ما، خانواده و جامعه مان شده اند و  پس از مدتی یا فیلتر شده اند و یا میدان را به رقبایی جدید و قوی واگذار کرده اند.

در کشور ما به طور عمده سه رویکرد خوشبینانه، واقع بینانه و بدبینانه در قبال شبکه های اجتماعی نوظهور دو دهه اخیر اتخاذ شده است.خوش بینان به شبکه های اجتماعی از تاثیرات و تهدیدات منفی و مخرب این ابزارهای ارتباطی بر فرد و جامعه غفلت کرده و بر لزوم آزادی فعالیت این شبکه ها بدون فیلتر  در داخل کشور تاکید می کتتد.اما واقع بینان معتقدند فیلترینگ راه چاره نیست و نمی شود با فنآوری مبارزه کرد.به عبارت دیگر شبکه های اجتماعی مثل چاقوی دو لبه عمل می کنند یعنی هم می توانند تهدید باشند و هم فرصت. باید از فرصت بدست آمده استفاده کنیم و از طریق این شبکه ها ارزش ها و فرهنگ ایرانی و اسلامی مان را به دنیا معرفی کرده و در مقابل تهدیدات آن را به حداقل برسانیم.رویکرد بدبینانه از اساس وجود شبکه های اجتماعی را قبول نمی کنند و بر این باورند که این شبکه ها تهدید نرم برای جامعه ایرانی هستند و هویت ایرانی و اسلامی ما را نشانه گرفته اند و باید فیلتر شوند.

حال که شبکه های اجتماعی سکان دار اقیانوس پرتلاطم فضای مجازی شده اند و تلاش می کنند محیط جذاب و  مناسب برای کاربران فراهم کنند، به نظر می رسد در مواجهه با این شبکه ها اتخاذ رویکرد منطقی و واقع بینانه چاره ساز خواهد بود.افراط و تفریط در این زمینه نه تنها مشکلی را حل نمی کند بلکه سرانجامش به ناکجاآباد ختم خواهد شد.شبکه های اجتماعی از زمانی که در بین ایرانی ها جاخوش کرده اند تاثیرات مثبت و منفی خود را هم گذاشته اند و این تاثیرات را می توان به خوبی در عرصه های سیاسی، فرهنگی، اقتصادی و ...مشاهده کرد.

مقام معظم رهبری نیز بارها در فرمایشات خود فضای مجازی را بستری برای تولید محتوای ضد دین قلمداد می کنند و در مقابل بر لزوم ترویج مفاهیم اسلامی در این فضا تاکید می کنند.ایشان فضای مجازی را هم نعمت می دانند و هم نقمت.

واقعیت این است که وزنه تاثیر منفی شبکه های اجتماعی بر جامعه ایرانی در سالهای اخیر بر تاثیرات مثبت آن سنگینی می کند.علیرغم فیلتر شدن این شبکه ها توسط دولت، اما مردم حریص تر شدند و با نصب فیلتر شکن بر گوشی های خود همچنان از شبکه های اجتماعی مثل فیس بوک، تلگرام و ... استفاده می کنند.اگر از همان زمانی که شبکه های اجتماعی یکی پس از دیگری طلوع کردند، فرهنگ استفاده از این ابزارهای ارتباطی را یاد می گرفتیم، اطلاع رسانی و آگاه سازی جامع و کاملی به مردم ارائه می دادیم می توانستیم به خوبی خود و جامعه را از عوارض مخرب این شبکه ها مصون بداریم.

شبکه های اجتماعی با ما چه کرده اند.برای پاسخ به این سوال بهتر است بدانیم که اولین قربانی فضای مجازی و استفاده از شبکه های اجتماعی هویت فرد است.چرا که این فضا به افراد امکان می دهد با هر اسم و عنوانی در این عرصه حضور داشته باشد.آنی باشد که نیست و چیزی بگوید که آنگونه نیست.شبکه های اجتماعی باعث شده اند مدت زمان گفتگو و مکالمه در بین افراد جامعه و یا اعضای خانواده کاهش یابد.در خانه، مترو، اتوبوس و یا هر جای عمومی و خصوصی دیگر همه به نوعی با گوشی خود سرگرم هستند.کمتر شدن ارتباط بین افراد در اثر حضورشان در فضای مجازی، گرایش به تنهایی را افزایش داده و فرد منزوی و گریزان از جمع می شود و در نهایت به افسردگی مبتلا می گردد.با تقویت روحیه فردگرایی به روابط عاطفی و اجتماعی فرد آسیب وارد می شود و به کل جامعه سرایت می کند.با شکل گیری هویت های دروغین و غیر واقعی در شبکه های اجتماعی اعتماد مردم به همدیگر کمرنگ شده و یا از بین می رود.

دوستی ها و ارتباط بین افراد در فضای مجازی دوام ندارند و پایدار نمی مانند چون بر اساس هویت ساختگی و دروغین پایه ریزی شده اند.مشکلات فردی و خانوادگی از همین دوستی های مقطعی و کاذب با غریبه ها در شبکه های اجتماعی به وجود می آیند.والدین به هر دلیلی نظارتی دقیق بر حضور فرزندان در شبکه های اجتماعی نمی کنند و فرزند جوان و نوجوان شان در معرض انواع مطالب سخیف و غیر اخلاقی، عکس ها و یا فیلم های مستهجن قرار می گیرند.از همین جا است که بین والدین و فرزندان شکاف عاطفی و ارتباطی به وجود می آید. نه فرزند به حرف والدین گوش می کند و نه والدین نسل جدید خود را درک می کنند.

حضور زن و مرد در شبکه های اجتماعی به دور از چشم یکدیگر و در خفا زمینه پیدایش مشکلات اخلاقی و طلاق عاطفی را فراهم می کند.هر دو بهم بی اعتماد می شوند و روابط زناشویی شان رفته رفته آسیب می بیند و در نهایت کانون خانواده از هم می پاشد.انتشار عکس ها و فیلم های شخصی و خانوادگی در شبکه های اجتماعی با هر انگیزه ای بسترهای لازم را برای سوء استفاده کنندگان از این فضا فراهم می کند و  با آبرو و حیثیت افراد بازی می شود.

انتشار اخبار و رویدادها در شبکه های اجتماعی در کمترین زمان ممکن و لحظه به لحظه باعث شده است کاربران به این شبکه ها اقبال بیشتری نشان بدهند و مطبوعات و خبرگزاریها مرجعیت خود را از دست بدهند.اگر سرعت، دقت و صحت را ملاک انتشار خبر بدانیم به جز سرعت، باید به میزان دقت و صحت اخبار شبکه های اجتماعی تردید کنیم.غالبا اخبار این شبکه ها جعلی و فاقد منبع هستند و چون اعتبار ندارند شایعه و دروغ پردازی در شبکه های اجتماعی مشهود است.شبکه های اجتماعی با انتشار اخبار نامعتبر به شایعه در جامعه دامن می زنند و فضا را ملتهب و غبارآلود می کنند که در برخی موارد به منافع و امنیت ملی آسیب می زنند.

در حال حاضر بیش از 40 میلیون ایرانی عضو یک یا چند شبکه اجتماعی مثل تلگرام و اینستاگرام هستند.وقت آن است که یاد بگیریم استفاده درست و مناسبی از این فضا بکنیم و اجازه ندهیم که این شبکه ها بر زندگی و وقت ما مسلط شوند.این امر محقق نمی شود مگر با افزایش سواد رسانه ای در بین مردم.

 سواد رسانه ای (Media Literacy) در یک تعریف کلی عبارت است از یک نوع درک متکی بر مهارت که بر اساس آن می‌توان انواع رسانه‌ها و انواع تولیدات آن‌ها را شناخت و از یکدیگر تفکیک و شناسایی کرد. سواد رسانه‌ای مثل یک رژیم غذایی است که  هوشمندانه مراقب است که چه خوراکی مناسب هستند و چه خوراکی مضر؛ چه چیزی را باید مصرف کرد و چه چیزی را نه.

سواد رسانه‌ای می‌تواند به مخاطبان رسانه‌ها(شبکه های اجتماعی) بیاموزد که از حالت انفعالی و مصرفی خارج شده و به معادله متقابل و فعالانه‌ای وارد شوند که در نهایت به نفع خود آنان باشد. به دیگر سخن، سواد رسانه‌ای به مخاطبان کمک می‌کند تا از سفره رسانه‌ها به گونه‌ای هوشمندانه و مفید بهره‌مند شوند.

طاهر خیری/ روزنامه نگار

انتهای پیام/

مطالب مرتبط

نظرات (0)

 

استفاده از مطالب پورتال با ذکر منبع بلامانع است