پربازدیدترین ها
جدیدترین اخبار پربیننده ترین اخبار

کد خبر :   95854  | تاریخ خبر : 1397/09/26  | ساعت : 18:39

به بهانه آغاز به کار رسمی انجمن علمی بازاریابی ایران شعبه آذربایجان شرقی/

قدم نو رسیده مبارک


نصر: دوشنبه، 26 آذرماه 1397، روز مبارکی برای تبریز بزرگ است. روز تولد رسمی انجمن علمی بازاریابی ایران در آذربایجان شرقی.

برای مشاهده عکس در ابعاد اصلی ، بر علامت ذره بین روی تصویر کلیک نمایید

پیش از هرچیز، به عنوان یک عضو کوچک و فعال جامعه نه چندان بزرگ دانشجویان، مشاوران و فعالان حوزه کسب و کار تبریز، از اینکه شهرم چنین انجمنی به خود می بیند، از صمیم قلب و با تمام وجود خوشحالم. اینکه فردای این انجمن چه خواهد شد و چه میزان از اهداف بلندش در این منطقه حاصل خواهد آمد، بر کمتر کسی روشن است و باید کمی به زمان فرصت داد و دید که چه می شود. اما همین که چنین روزی آمد و به چشم خود دیدیم که چنین انجمنی در تبریز شروع به کار کرد، اتفاق بزرگی است. به عنوان یک شاگرد و یک دوست، با تمام وجود از زحمات ارزشمند استاد ارجمند، جناب دکتر محمد فاریابی ممنونم. چرا که اگر تلاش های ایشان نبود، شاید به این زودی ها پای انجمن علمی بازاریابی ایران به تبریز باز نمی شد.

پیش رویداد آیین افتتاح که حدود یک هفته پیش تر از افتتاحیه رسمی در سالن آمفی تئاتر دانشکده حقوق و علوم اجتماعی برگزار شد، به خودی خود کم از یک رویداد کامل نداشت و تمام شواهد نشان می داد که یک افتتاح جانانه در راه است و چه خوب که برای اولین بار، به همت جناب دکتر فاریابی و دستان پرتلاش و با حمایت رسانه ها، بخش بزرگی از خانواده کار و کسب تبریز را در آیین افتتاح رسمی انجمن بازاریابی ایران، کنار هم دیدیم.

بسیار خوشحالم از اینکه به عنوان یکی از مدعوین این رویداد، از نزدیک شاهد ورق خوردن یک صفحه مهم از تاریخ در تبریز بودم. روزی که در آن جناب استاد پرویز درگی، بیاناتی ارزشمند به گوشمان رساند و جناب فاریابی در رسای غنای تاریخ تجارت تبریز با افتخار سخن گفت.

اما از همه این خوبی ها و زیبایی ها و کنار هم بودنها و دست زدن های طولانی که بگذریم، من نگرانم...

من نگران فردای این انجمن هستم. نگران تنهایی فاریابی سخت کوش و بی فرجامی انجمن در موطن انجمن ها، یعنی تبریز بزرگ هستم. من نگرانم و دوست دارم از ریشه این نگرانی بنویسم.

من زاده و بزرگ شده تبریز هستم. همیشه و همه جا با افتخار و با صدایی رسا این فخر را فریاد زده ام. آرزویم هم این است که در همین خاک بیارامم. اما شهر من، وطن من، تبریز من، شهر شروع های خوب و پایان های تلخ است. شهری سرشار از تاریخ، مالامال از فرهنگ، پر از انسانهای سخت کوش اما ضعیف در نتیجه.

می گویند شهر اولین ها. من هم می گویم و به این گفته می بالم. اما به سان مثلی که می گوید "گیرم پدر تو بود فاضل، از فضل پدر تو را چه حاصل" مفتخر به دیروزم، مضطرب امروز و دلنگران فردا. ما در شهر اولین ها زندگی و کار می کنیم و به اندوخته پدرانمان می بالیم، اما امروز در کمتر حوزه ای اولین ایرانیم و این حقیقت در مکانی سرشار از پتانسیل به نام تبریز و آذربایجان، آزارمان می دهد.

من نگران فردای این انجمن هستم. نگران سرد شدن همه کسانی که امروز گرم هستند و پر انرژی. حتی نگران سرد شدن دکتر فاریابی دوست داشتنی هستم. دوست دارم تعارفات را کنار بگذارم. دوست دارم راحت و صمیمانه بنویسم و آنچه نوشته ام راحت و صمیمانه خوانده شود. من نگرام سهم خواهی های فردای برخی ها از این انجمن هستم. نگران قول دادن ها و عمل نکردن ها، نگران نقشه کشیدن ها و دست به کار نشدن ها و نگران خواستن ها و به پا نخاستن ها... همانطور که در پیش رویداد گفتم، من نگران وعده های نشدنی هستم.

وقتی به 365 روز دیگر فکر می کنم، کمی می ترسم. معلم بازاریابی خواهد آمد، در کنار دیگر مدیران و موسسان انجمن بازاریابی ایران. و ما باید در اوج شور و هیجان، بگوییم چه کردیم و چه نتایجی به دست آوریدم. دوست دارم توجهتان را بار دیگر به این جمله جلب کنم. باید بگوییم "چه کردیم و چه نتایجی به دست آوردیم" نه اینکه دکتر محمد فاریابی چه کرد و چه نتایجی به دست آورد.

تک تک ما که امروز سرشار از غرور، مالامال از افتخار و از اعماق وجود، ثانیه های طولانی پرویز درگی، محمد فاریابی و انجمن بازاریابی ایران را تشویق کردیم، مسئول هستیم و باید 365 روز بعد نسبت به آنچه انجام داده ایم و آنچه به دست آورده ایم، پاسخ گو باشیم. امروز نشان دادیم بضاعت تبریزمان به هیچ عنوان کم نیست. ما در آیین گشایش رسمی انجمن بازاریابی ایران، شعبه آذربایجان شرقی، به حق انتظارات را از تبریز مدعی بالابردیم و فردا باید به این انتظارات پاسخ شایسته ای بدهیم.

به باور من، آنچه امروز رخ داد، نه برای تبریک به دکتر فاریابی که برای بیعت با او بود. دست یاری که امروز باید همگی به سوی انجمن و دکتر فاریابی دراز کنیم، به معنی پذیرش کورکورانه نیست. بلکه باید بود، کوشید، خلق کرد، پیش برد و مطالبه گری داشت. که اگر خارج از گود بنشینیم و هر از گاهی زیر لب بگوییم، "لنگش کن"، حالا حالاها، همان خارج گود نشینان همیشگی خواهیم ماند.

آیدین نامدار

انتهای پیام/

مطالب مرتبط

نظرات (0)

 

استفاده از مطالب پورتال با ذکر منبع بلامانع است