پربازدیدترین ها
جدیدترین اخبار پربیننده ترین اخبار

کد خبر :   93826  | تاریخ خبر : 1397/08/16  | ساعت : 18:04

على اصغر شعردوست/

بيست و هشتم صفر، روز اندوه بزرگ


نصر: بیست و هشتم صفر سالروز عروج ملکوتی پيغامبر خاتم است . بزرگمردی  که به انسانیت معنا داد و به زندگی روح.

برای مشاهده عکس در ابعاد اصلی ، بر علامت ذره بین روی تصویر کلیک نمایید

در جامعۀ بدوی عربستان سر برآورد و نور وجودش پهنۀ آفاق را درنوردید و به اندک زمانی گستره ای وسیع از پهنۀ گیتی را به روشنی آذین بست.تمام زندگیش هدایت و آمرزش بود و در ساعات فرجامین حیاتش نیز این رسالت را پیش چشم داشت. آن گاه که با تن رنجور و تبدار در مسجد حاضر شد و از مردم خواست که نهضت را صیانت کنند و نیز درسی داد که آویزۀ گوش موحدان است، موحدانی که به تأسی آن بزرگمرد بر آنند که عالمی دیگر و آدمی دیگر بیافرینند.نهضتش در عرصه ای از نامرادی ها و نامردی ها شکل گرفت؛ زر و زور و تزویر، دست در دست یکدیگر، زنجیرهای اسارت را برپای انسان محکم می کردند. همۀ ارزش های بزرگ بشری در جامعۀ آن روزگار در خون و شمشیر و اسب خلاصه می شد. صدای رسایش در جامعۀ بشر آن روزگار پیچید که آدمی را به اتفاق و اتحاد می خواند و خویشتن او را باز می شناساند. آنان که قرن ها از سفرۀ نادانی مردم لقمه برگفته بودند، این صدای بزرگ را توفانی دانستند که بزودی بساط کامرانیشان را برهم می زد. آب در خوابگه مورچگان ریخته شده بود و از هر سویی دشمنی سر بر می کرد. پیوند های خونی و قبیله ای که بشر تنهای آن روزگار را در حلقۀ حمایت خود می گرفت، گسسته شد، چرا که این چوپان شورشی کوه ابوقبیس، سر آن داشت تا فلک را سقف بشکافد و طرحی نو در اندازد و عالمی بنا کند ، كه در آن فضيلتهاى اخلاقى بر همهٰ معايير رجحان داشته باشد، و از همين رو هدف از بعثت خود را إتمام مكارم اخلاق عنوان فرمود " بُعٍثْتُ لأُتَمِّم مكارمٓ الأخلاق " صعویت رسالتی را که بر دوش گرفته بود تنها خود می دانست و خدایش؛ یک تنه در مقابل نظام جائر و انسانهاى جابر زمانه ایستادن، کاری بزرگ بود که تنها و تنها حضرتش از عهدۀ آن بر می آمد که مؤید به تأیید خداوندی بود.
پیامبر خدا (ص) که دیگر همه آنچه را که از سوی پروردگار بر او فرو فرستاده شده بود، به مردم رسانده و رسالت خویش به تمامی گزارده است، روی به درگاه حق آورد که: خدایا آیا پیامت را رسانده ام؟ و در آن لحظه زمین و آسمان ها در برابر شکوه ملکوتی اش کوچک و کوچکتر می شد و او پیچیده در آواز پر جبرئیل نزد پروردگارش رجعت می کرد. آن روز عرشیان مرد بیکرانی را به پذیره می آمدند که عاصیان زمین تن مطهرش را به طعن، فرسوده و جان ملکوتی اش را به لجاج آزرده بودند.
فاطمه (س) گوش به آخرین کلمات نورانی پدر داشت، و علی (ع) خود را مهیا می کرد تا رسالتی را که پیامبر (ص) در «تنزیل» قرآن برعهده داشت، با «تأویل» قرآن پی بگیرد. اما رحلت پیامبر(ص) آغازگاه اندوهی بزرگ بود، اندوه بزرگ علی (ع)، اندوه بزرگ فاطمه (س) و اندوه بزرگ یاران راستینش. زیرا هنوز با پیکر خورشید مثالش وداع نکرده بودند، که پاره های شب بر فراز جزیره العرب گرد آمدند، تا مانع پرتو افشانی حقیقت شوند. و چه سخت روزی بود آن روز، که حضرت صدیقه (س) در کنار تربت پدرش فغان برآورد: بر من مصایبی فرو ریخت که اگر بر سر روزهای تابناک می بارید، شب می شدند. در بيست و هشتم ماه صفر بود كه لحظات سخت فراق پيغامبر با امت رسيده بود، گویی زمین و زمان به ناگاه از حرکت باز ایستادند، ملائک فریادکنان روی به سوی خاک نهادند، خاک همیشه پذیرا، اینک روی در نقاب شرم پنهان کرده. و رسول خدا (ص) جاودانگی و گنجینه های دنیا را وانهاده، به دیدار دوست دل داده بود. او که به مؤمنان سزاوارتر از خود آنان بود، در آستانه واپسین سفر از مدینه، نگران آینده امت خویش می باشد، چه اینکه به دیدگان آینده نگر خویش می دید که فتنه ها چونان پاره های شب تاریک در پی هم از راه می رسند. هم از این روی بود که برای نوشتن مکتوب هدایت دوات می خواست، هرچند تاریک اندیشان نوشتن آن سطور روشن را مهلت ندادند و آخرین واژه های درخشان تاریخ را نانوشته نهادند.
اینسان، مدینه در غربت انسانها، کوچک و کوچکتر می شد. و شانه های رنجور صدیقه کبرا حضرت فاطمه (س) چگونه می توانستند این اندوه بزرگ را برتابند؟ گویی مولی الموحدین علی (ع) آن روز نخستین پاره های شب را که نه از آفاق جهان، بل از آفاق جان های ظلمت سرشت برمی آمدند، می دید.اینک که از آن روز –روز اندوه بزرگ –قرن ها می گذرد، جهان به احترام کلمات نورانی آخرین رسول خدا (ص) –که جز کلام وحی نیست- به پا خاسته است، و آن حقیقت جاودانه رفته رفته از میان پاره های شب روی می نماید که «الاسلام یعلوا و لایعلی علیه»

انتهای پیام/

مطالب مرتبط

نظرات (0)

 

استفاده از مطالب پورتال با ذکر منبع بلامانع است