پربازدیدترین ها
جدیدترین اخبار پربیننده ترین اخبار

کد خبر :   93747  | تاریخ خبر : 1397/08/15  | ساعت : 10:02

یادداشت/

خاطره بازی!


نصر: ازهمان بچگی عاشقش بودم، من کودک بودم و او جوانی زیبا و رعنا، برایش همه غش و ضعف می رفتند، روزی هزار مرتبه قربان صدقه، دلم میخواست هر لحظه و هر دقیقه کنار ش باشم و محو تماشای صورت زیبایش شوم، هر روز می دیدمش با این تفاوت که او طراوت و زیبایی قبل را نداشت، حال او  پیر و فرتوت شده بود و من جوان؛

برای مشاهده عکس در ابعاد اصلی ، بر علامت ذره بین روی تصویر کلیک نمایید

به گزارش نصر، مطمئنا تا اینجا که خواندید تصورتان بر این بوده در مورد فردی صحبت می کنم که دوستش داشتم و دارم، نه او یا بهتر بگویم آن سینمای شهرم سراب بود، اولین فیلمی که دیدم یاس های وحشی بود، عاشق سینما و تخمه و پفک سینما بودم، بوی خاصی داشت، هیجان آن روزهای سینما مثل الان برایم تازگی و خاطره اش هنوز زنده و در ذهنم تا ابد نقش بسته بود، اگر بگویم تهران را برای این سینماها دوست دارم، گزاف نگفته ام؛ واقعا سینمای پیر ما امروز حتی نای ایستادن نیز ندارد و خیلی ها آمدند و رفتند و قول ها دادند اما کاری پیش نبردند،

به تازگی نامه ای از وزارت فرهنگ و ارشاد آمده که سینمای ما متعلق به حوزه هنری است و نمی توانیم بدون اجازه مالک دست به تعمیر و بازسازی بزنیم، حال همه نگاه ها به حوزه هنری سازمان تبلیغات است و چند روز پیش فرماندار جدیدمان در تلاش برای مکاتبه جدی و پیگیری اوضاع آشفته سینما بود، تعجب می کرد چرا گذاشته اند سرنوشت سینما به اینجا برسد!!! امیدوارم آقای فرماندار افتخار تعمیر، بازسازی و بازگشایی سینمای مان را به نام خود بزند و همه اینها اتفاق نخواهد افتاد مگر به مساعدت حوزه هنری که همت کند و آستین بالا بزند، مسئول محترم حوزه هنری این جوانان سرابی آنقدر چشم انتظار سینمایشان شاید به عنوان تنها تفریح شهرستان شان هستند حاضرند شما که آستین بالا بزنید صف ببندند و آجر و خشت و هر چه شما دستور بدهید جابجا کنند تا سینمایمان جانی تازه بگیرد و خون در چهره رنگ پریده اش جریان پیدا کند، حوزه هنری شما بسم الله را بگو ببین ما پشت تان را خالی نمی کنیم...

یادداشت از لیلا شهبازی

انتهای پیام/

مطالب مرتبط

نظرات (0)

 

استفاده از مطالب پورتال با ذکر منبع بلامانع است