پربازدیدترین ها
جدیدترین اخبار پربیننده ترین اخبار

کد خبر :   81488  | تاریخ خبر : 1396/11/22  | ساعت : 17:35

یادداشت/

نگاهی به فیلم "لاتاری"


نصر: موضوعی که لاتاری روی آن دست گذاشته، چیز تازه ای در سینمای ایران است. داستان تلخ قاچاق دختران ایرانی به خارج از کشور و اتفاقات دلخراش بعد از آن،

برای مشاهده عکس در ابعاد اصلی ، بر علامت ذره بین روی تصویر کلیک نمایید

موضوعی‌ست که نزدیک شدن به آن ریسکیست بزرگ و این نه به خاطر تابو بودن این موضوع، بلکه به خاطر اینکه یک اشتباه کوچک در پرداخت به این مسئله، می‌تواند این ایده را بسوزاند. متاسفانه مهدویان خیلی ساده، همان مواردی که خودمان می‌دانیم و خبر داریم را دوباره برای ما بیان میکند و داستان اصلی اش در مورد خود اتفاق و بررسی آن نیست، بلکه به روی یک ساب پلات (Sub plot) که بیشتر جنبه ی قهرمانی و انتقامی دارد متمرکز میشود. این یک نوع خیانت به چنین موضوع خاص و ناراحت کننده ای بود. فیلم تبلیغش حول محور این می‌چرخید که روی چنین مشکلی دست گذاشته اما متاسفانه پرداخت فیلم به این مسئله، خیلی سطحی است و از روی آن سریع رد میشود.

در آثار قبلی مهدویان، شاهد استفاده از فرمت مستند در فیلمبرداری بودیم و با توجه به موضوعشان که روایت جنگ و انقلاب بود، این انتخاب کاملاً قابل توجیه بود.

اما این فیلم که بیشتر مضمون اجتماعی دارد و ما کماکان شاهد این فرمت هستیم که به هیچ وجه در خدمت فیلم نیست و برعکس، در مواقعی باعث میشود مخاطب تمرکزش را نسبت به فیلم از دست بدهد. اگر صرفاً از «دوربین روی دست» استفاده شده بود، میشد با این بهانه ی قدیمی و تکراری که به جهت ایجاد التهاب به این شکل فیلمبرداری شده، از این قضیه چشم پوشی کرد امّا ما شاهد پنهان شدن دوربین پشت ستون و تیر چراغ برق و بوته ی گل در این فیلم هستیم که این فرمت فیلمبرداریِ شبه مستند، دلیلی نداشت. شاید قضاوت سریع باشد اگر بگوییم که مهدویان این کار را کرده تا وقت زیادی برای مسائلی چون قاب بندی دقیق تصویر و امثالهم صرف نکند و سریع کار تصویر برداری را به پایان برساند.

بازیگران فیلم قوی ترین بخش این فیلم بودند. هادی حجازی فر، علیرضا استادی، حمید فرخ نژاد، جواد عزتی و حتی بازیگر تازه کار فیلم یعنی زیبا کرمعلی همه ارائه هایی دیدنی داشتند و شاید فقط ساعد سهیلی بود که مثل همیشه بود و ارائه اش چیزی به فیلم اضافه نکرد و باورپذیری بقیه را نداشت.

داستان فیلم متمرکز نیست و هر بار وارد فاز جدید میشویم. اوایل فیلم که فازی عاشقانه اجتماعی دارد. اواسطش تبدیل به فیلم فارسی میشود و آخرش هم ثریلریست سیاسی-امنیتی. برای همین به نظر میرسد فیلم حرفی که قصد زدنش را دارد، در گلویش میماند و از شاخه ای به شاخه ای دیگه میپرد تا حواس مخاطب را پرت کند. در پرده ی آخر، فیلم واقعاً از ریل خارج میشود و مخاطب دیگر نمیداند که فیلم هدفش چیست؛ پس اینجاست که فیلم برای جذب احساسات مخاطبش، شعاری میشود و جملات عجیبی شنیده میشود که فیلم را از واقعیت دور میکند. از طرفی، کارکترهایی هم در فیلم حضور دارند که اثری تو داستان نداشتند و بودن و نبودنشان کمکی به فیلم نکرد.

به طور کلی، این فیلم، فیلم بَدی نیست. با وجود عیب هایش، ساختار خودش ار حفظ کرده امّا در نهایت، چیزی از پایان این فیلم نمیگذرد که مخاطب تماشایش را از یاد می برد.

حمید رضا سعیدی

انتهای پیام/

مطالب مرتبط

نظرات (0)

 

استفاده از مطالب پورتال با ذکر منبع بلامانع است