پربازدیدترین ها
جدیدترین اخبار پربیننده ترین اخبار

کد خبر :   66932  | تاریخ خبر : 1395/12/19  | ساعت : 11:55

عکاس برگزیده تبریزی «جایزه بین‌المللی عکاسان زن»/

قرار گرفتن میان ۱۰ عکاس برتر زن جهان، حس غرور ندارد


نصر: او در یکی از هنرستان‌های تبریز تحصیل کرده است. همان‌جایی که بیش‌تر مردم تصور می‌کنند جای افراد مستعد نیست. از طریق رشته گرافیک هم با عکاسی آشنا شده و در همان دوران با عضویت در انجمن عکاسان، روزنه تازه‌ای در دنیای هنری خود گشوده است.

برای مشاهده عکس در ابعاد اصلی ، بر علامت ذره بین روی تصویر کلیک نمایید

به گزارش نصر به نقل از مهر، سهیلا صنم‌نو، عکاس جوان تبریزی، در جشنواره جهانی عکس IWPA فرانسه، به عنوان ۱۰ عکاس برتر زن جهان شناخته شده است که خود، این موفقیت را اتفاقی کوچک می‌داند.

تحصیلات دانشگاهی خود را با رشته گرافیک ادامه داده و در کنار آن به صورت عملی شاتر پشت شاتر زده و تار و پود زندگی هنری خود را استحکام بخشیده است. در سال ۹۲ و در دوره چهارم جشنواره عکس فیروزه تبریز، در کارگاه یکی از اساتید عکاسی ایتالیایی شرکت کرده که پس از آن، دید وی نسبت به دنیای عکاسی و محتوای عکس‌هایش متحول شده و به عکاسی اجتماعی روی آورده است. در دوره پنجم این جشنواره نیز مقام اول را از آن خود کرده است.

یک‌سال پس از آن تحول، با شرکت در دوره‌های یک عکاس آلمانی در تهران و پس از داوری، موفق به کسب مدال ژورنالیست سال، از ام آی سیتی شد که همزمان آثارش در نمایشگاه برلین به نمایش گذاشته شدند.

سال ۹۴ در جایزه عکس شید توانست جزو ۷ نامزد انتخابی داوران باشد. از تابستان امسال نیز در انجمن عکاسان تبریز برای کودکان و نوجوانان عکاسی تدریس می‌کند. سهیلا صنم‌نو که به تازگی بنرهای تبریکش در سراسر شهر به چشم می‌خورد، توانسته در جشنواره جهانی IWPA (جایزه بین المللی عکاسان زن)، جزو ۱۰ عکاس برتر زن جهان شناخته شود. گفتگوی‌مان را حوالی دنیای عکس و عکاسی در ادامه می‌خوانید.

*ضمن تبریک این اتفاق خوب به شما، باید ابتدا بپرسیم بودن در بین ۱۰ عکاس برتر زن جهان چه حسی دارد؟

خوب طبیعتا برای هرکسی که اتفاق بیفتد، حس خوب و خوشحال‌کننده‌ای دارد ولی هیچ‌گونه حس غروری در این میان نیست. زیرا معمولا داوران جشنواره‌های هنری برگزیدگان را بیش‌تر سلیقه‌ای انتخاب می‌کنند و شاید مجموعه برتر من در این جشنواره نتواند در فضای دیگری موفق شود.

برگزیده شدن و بودن میان ۱۰ عکاس برتر زن جهان فقط اتفاقی کوچک است و این را می‌گوید که ادامه بده که تا اینجا خوب آمده‌ای. مهم این است که بعد از این اتفاق کوچک چه برنامه‌ای برای آینده دارم. معمولا بیش‌تر دیده شدن عکس‌ها، آرزو و هدف هر عکاسی است و من نیز از این قاعده مستثنی نیستم.

*چرا در عکس‌هایتان به موضوعات اجتماعی پرداخت می‌کنید؟

من اکنون خودم را عکاس حرفه‌ای می‌دانم چراکه درآمد من به صورت کامل چه به واسطه فروش عکس‌ها، چه جایزه‌ها و چه تدریس از طریق عکاسی است. برای یک عکاس حرفه‌ای هم لازم است که ذهنش به یک موضوع متمرکز باشد و علاقه‌ام به اجتماع و انسان‌ها باعث شده به عکاسی اجتماعی روی بیاورم. من در تدریس نیز برای بچه‌ها عکاسی مستند را به عنوان یک مسیر آموزش می‌دهم و همیشه تاکید دارم عکس‌های داستانی بگیرند چراکه بچه‌ها از این طریق بهتر می‌توانند محیط و اتفاقات اطراف‌شان را به تصویر بکشند و ارائه دهند.

داستان‌پردازی در عکس یک شیوه مهم و کاربردی است و اصل مهمی که در سبک اجتماعی و داستانی مطرح است، این است که باید سوژه و عکاس به خوبی باهم ارتباط برقرار کنند و من هم به علت اینکه خودم یک زن هستم راحت‌تر می‌توانم به دنیای زنان بپردازم و این شاید مهم‌ترین دلیل است برای اینکه بیش‌تر کارهای درخشانم از جمله مجموعه اخیر که جایزه جهانی IWPA را کسب کرد، درمورد زنان بوده است.

*به نظر خودتان موفق شده‌اید سبک خود را در عکاسی شخصی‌سازی کنید؟

این را البته که باید از منتقدان یا بینندگان و دنبال‌کنندگان عکاس‌هایم پرسید ولی چند جنبه را در عکس‌هایم همیشه رعایت می‌کنم که فکر می‌کنم اکنون تبدیل شده‌اند به شیوه شخصی من در عکاسی. مثلا همیشه با لنز فیکس و واید –بدون زوم- کار می‌کنم که این برای عکاسان تازه‌کار به شدت سخت است؛ چراکه نیازمند برقراری ارتباطی قوی با سوژه است. اینکه همیشه مجبورم در فاصله یک‌متری با سوژه‌هایم باشم و عکس بگیرم سختی‌های خودش را دارد ولی تقریبا این قاعده من در عکاسی است.

همچنین برخلاف خیلی از دوستان همیشه سعی داشته‌ام عکس‌های رنگی بگیرم. اما عکس سیاه و سفید هم گرفته‌ام که حتی رتبه هم آورده است. ولی در حالت کلی سعی می‌کنم جایی که رنگ وجود دارد عکس رنگی بگیرم و این شاید یکی از نقاط متمایز عکس‌های من با بسیاری از دوستانم باشد.

*بدون دوربین می‌توان عکاس خوبی شد؟

عکاسی دو جنبه دارد: یکی توانایی فردی و آشنایی به فنون عکاسی مثل کادربندی و نور و...، و یکی هم ابزار پایه آن به نام دوربین است. خوشبختانه این‌روزها با وجود تلفن‌های همراه با کیفیت دوربین بالا همه می‌توانند در هر شرایطی عکس بگیرند که از این جنبه خیلی مفید است ولی در جایی که یک عکاس، حرفه‌ای می‌شود و نیاز دارد عکس‌هایش را در ابعادی بزرگ‌تر چاپ کند یا هرچیز دیگری، باید حتما عکس‌هایش با دوربینی با کیفیت بالا گرفته شده باشند.

*با ویرایش عکس یا همان فتوشاپ موافقید؟

ادیت یا همان ویرایش عکس بسیار زمان‌بر است و من همیشه سعی می‌کنم حین انداختن عکس خیلی مسائل مانند نور و رنگ و بالانس و ... را لحاظ کنم. به‌ هرحال ادیت در جوامع عکاسی امروز جایگاه خودش را پیدا کرده و خیلی از عکاسان حرفه‌ای استفاده می‌کنند که این ضعف محسوب نمی‌شود. در برخی جشنواره‌ها ویرایش عکس در حد نور و رنگ و در حدی که به سندیت عکس خدشه وارد نکند آزاد است اما در بحث عکاسی مستند بیش‌تر جشنواره‌ها بر ارسال فایل خام یا راو عکس تاکید می‌کنند چراکه تاریخ گرفته شدن عکس در آنصورت قابل تغییر نیست و افزون بر آن، به عنوان سند به کار می‌رود که یعنی در آن عکس، هیچ المانی افزوده یا کاسته نشده است.

*به جشنواره‌های عکس اشاره کردید. نظرتان در این‌باره چیست؟

ما امروز، جشنواره‌های عکس مختلفی داریم که هرکدام هدف یا اهداف و رویکردهای مهم و مورد نظر خود را دنبال می‌کنند. مثلا جشنواره عکس فیروزه که در تبریز برگزار می‌شود، با در نظر گرفتن تمام بخش‌های آن که به عکاسی از تبریز بازمی‌گردد، هدف معرفی تبریز را در پیش دارد. همچنین ۲۰۰ یا ۳۰۰ عکاس در هر دو این جشنواره از سرزمین‌های دیگر می‌آیند که این‌ها همگی، خبر از هدف جشنواره مبنی بر معرفی تبریز دارند. اما مسئله دیگری که وجود دارد، این است که عکاسان جوان و تازه‌کار توسط این جشنواره‌ها شناخته شده و مطرح می‌شوند. من خود جوانان زیادی را می‌شناسم که به وسیله جشنواره عکس «لنز کالچر»  در عرصه‌های جهانی به شهرت رسیده‌اند.

*برخی‌ از هنرمندان معتقدند که بعد از اندکی رشد، بهتر است به جاهای بزرگ‌تری مثل تهران مهاجرت کرد؟

همینطور است. تعدادی از جوانان و دوستان احساس می‌کنند باید وقتی که اندکی شناخته شدند، شهر و دیار خود را برای همیشه وداع بگویند و بروند. من خود معتقدم هجرت نیاز بزرگ بشر است و یک ضرورت مبرم است. چراکه ما در طی زمان به فضاها و آدم‌های اطراف‌مان عادت می‌کنیم و آنجا را بسیار بهتر از آنکه هست می‌پنداریم درحالی که رفتن به فضاهای وسیع‌تر به ما کمک می‌کند تا دریابیم فقط ذهن ما عادت کرده و متمرکز ‌آن‌جا شده بود. مهم هم نیست که این کوچ از تهران به تبریز باشد یا از تهران به اصفهان. پایتخت از این جهت که فضاها و فرصت‌های بیش‌تری برای مطرح شدن در عرصه‌های بزرگ‌تر دارد، بیش‌تر مورد پسند جوانان است.

من خود به شخصه قصد ندارم یک‌باره بار سفر بردارم و تبریز را به مقصد شهرها و دیارهای دیگر ترک کنم اما فکر می‌کنم به مسافرت‌های طولانی‌مدت نیازمندم تا بروم و سوژه‌های مختلف را در جاهای مختلف جهان ببینم. وگرنه بیش‌تر سوژه‌های من در ایران و در حوالی تبریز است  و دلیل این، ویژگی مشترک من با مردمان این سرزمین است.

*آیا بستر رشد برای یک عکاس به حد کافی در تبریز وجود دارد؟

وقتی ما می‌بینیم فقط در گالری انجمن عکاسان تبریز هرماه ۲ یا ۳ نمایشگاه عکس برپا می‌شود و کم پیش می‌آید که خالی بماند، نشان از آن دارد که در تبریز به عکس توجه زیادی می‌شود. انجمن عکاسی از یک طرف، حوزه هنری تبلیغات اسلامی و ادارات دیگر از طرفی دیگر به رشد و بالندگی جوانان عکاس این خطه به هر شکلی کمک می‌کنند. نتیجه این حمایت هم خروجی خوب بچه‌هاست که اکنون عکس یکی از شاگردان ۹ساله من در یک مسابقه جهانی زیر ۲۵سال توانسته جایگاه خوبی پیدا کند.

امکانات و فضا بسیار مهم است ولی در کنار این‌ها باید پشتکار، مطالعه‌فردی و فعالیت زیاد هم باشد. اما تبریز در مقایسه با تهران حتی یک گالری استاندارد عکس ندارد و این خود ضعف بزرگی برای ما به شمار می‌آید. موضوع دیگری هم که وجود دارد، این است که نمایشگاه‌های عکس اکثرا با استقبال هنرمندان، آشنایان هنرمندان و یا در برخی موارد قشر فرهیخته برگزار می‌شوند و خیلی کم پیش می‌آید که عموم مردم به گالری‌ها سر بزنند. شاید یک راه‌حل برای این موضوع این باشد که در فضاهای شهری مثلا در ائل گلی تبریز به کمک سازمان‌هایی نظیر شهرداری، گالری‌های عکسی برگزار کنیم تا نیاز به مراجعه اختصاصی نداشته باشند و عموم مردم حداقل هنگام رفت و آمد ببینند.

*این روزها برخی‌ها با داشتن یک دوربین، خود را عکاس می‌نامند و با طرز پوشش‌های عجیب و غریب راه خود را از جامعه جدا می‌کنند.

همانطور که برای عده‌ای پوشیدن لباس مارک‌دار باکلاسی به شمار می‌آید برای قشری از مردم مثل نوجوانان و جوانان نیز داشتن دوربین، باکلاس است. این‌ افراد مثل کودکانی هستند که به داشتن یک ساعت خوش‌رنگ و خوش‌فرم در مچ خود افتخار می‌کنند و مدام به نمایش می‌گذارند. این‌ها در جامعه موج‌هایی هستند که می‌آیند و می‌روند. مثلا زمانی گرافیک خواندن در هنرستان‌ها بسیار چیز باکلاسی به نظر می‌آمد.

پوشیدن لباس‌های متفاوت و عجیب و غریب شاید اقتضای سن افراد است و در هر زمینه‌ای مثلا بین پزشکان و معلمان نیز با نمودهایی متفاوت‌تر دیده می‌شود. این را نمی‌توان ایراد گرفت، چراکه معطوف بودن ذهن جوانان به تیپ و شکل و شمایل خود، خیلی بهتر از این است که دچار افسردگی شده و به سمت اعتیاد و مواد مخدر گرایش پیدا کنند. در عکاسی مخصوصا عکاسی شهری و خیابانی و مستند که سر و کار ما با مردم است، پوشیدن لباس‌هایی که کم‌تر جلب توجه کند، ضروری است. هرچقدر برجسته نباشیم برای برقراری ارتباط با سوژه بهتر است زیرا مردم حداقل احساس امنیت می‌کنند.

*عکس‌ها: از مجموعه «تجاور آینده قربانی‌اش را ویران می‌کند»، برگزیده جشنواره جهانی عکس IWPA فرانسه.

انتهای پیام/

مطالب مرتبط

نظرات (0)

 

استفاده از مطالب پورتال با ذکر منبع بلامانع است