پربازدیدترین ها
جدیدترین اخبار پربیننده ترین اخبار

کد خبر :   65641  | تاریخ خبر : 1395/11/23  | ساعت : 08:52

جستاري در باب فيلم ائو ساخته اصغر يوسفي نژاد كارگردان تبريزي/

نشودفاش كسي انچه ميان من و توست ...


نصر: خلاصه قصه فیلم خانه آمده که : ماجرای «خانه»(ائو) حول یک وصیت نامه می‌چرخد. مردی از دنیا رفته و همه دور جسد او جمع شده‌اند اما این جسد از چشم تماشاگر دور نگه داشته‌ می‌شود. متوفی وصیت کرده که بعد از مرگ، جسد او را در اختیار دانشکده پزشکی برای استفاده علمی قرار دهند اما دخترش شدیدا مخالف است.

برای مشاهده عکس در ابعاد اصلی ، بر علامت ذره بین روی تصویر کلیک نمایید

به گزارش نصر، به داوران جشنواره فجر بايد حق داد كه ، گفتمان عميق حاكم بر فيلم ائو را ، درك نكنند ، و صرفا پايه قضاوت داوري خويش را بر مبناي ترجمه و زيرنويس فيلم ، بنانهند ، ترجمه اي كه نمي تواند حقايق و مفاهيم پنهان شده در پشت روابط انسانهاي خارج از مركز جغرافيايي را پايتخت ،را تشريح كند ، اصولا زبان و فلسفه ان ، طبق نظريه ويتگنشتاين ، محصول بازنماياندن معناي ما از پيرامون هستي ماست ، زبان صرفا محدود به ارتشاعات اصوات كلام بشري نيست ، بلكه زبان ، معنا و ادراك معنا ،توليد ميكند ، و بزرگترين دستاورد تجميع اين معنا سازيها ، فرهنگ است ،
لذا براي سفر به اعماق درك معناهاي حاكم بر فيلم ائو اصغر يوسفي نژاد ، كه به زبان تركي با بازيگران ترك زبان ساخته شده ،صرفا خواندن ترجمه زيرنويس  فيلم ، كافي نيست ،و نمي توان مفاهيم انرا دريافت كرد، اينجا دقيقا بايد مسلح به يك معرفت شناسي زباني بود و يا به زبان ساده تر يك همزبان با بازيگران فيلم ائو بهتر و عميق تر،ميتواند ارتباط  ، همراه با درك معاني روابط بين ادمهاي فيلم و موقعيت انها را كشف كند ،

اصولا با ترجمه نمي توان به مفهوم و منظور يك فيلم انهم در شكل و فرم فيلم سينمايي ائو دست يافت ، ديگر اثار هنري تركي زبان در زمينه هاي مختلف هنري نيز بااين چالش قابل تامل ، مواجه هستند و نمي توانند محتواي خود را با ترجمه ،منتقل سازند ، حيدر باباي استاد شهريار ، توسط مترجمان مختلف ، به چندين زبان زنده جهان ترجمه شده است ، اما هيچكدام نتوانستند و نمي توانند ان مفهوم حقيقي زائيده ، حس و حال زبان تركي را انتقال دهند، همانطور كه هيچ مترجمي نمي تواند درك مفهومي ، و حسي ، اثاري نظير مگبث و اتللو شكسپير را به كمك ترجمه خود به مخاطب انتقال دهد .
 ،
فارغ از اين چالش كه بين مخاطب و داور غير ترك زبان با فيلم هم ايجاد ميشود
، فيلم ائو از منظر محتوا ، صداي بحران هويت از طبقه سنتي را كاملا هنرمندانه ، فرياد مي زند ، طبقه اي با مختصات اجتماعي سنتي ، ديني ، و صرفا ظاهرگرا كه در پشت پرده حفظ ظواهر سنتي و مقيد به ملاحظات ، اداب و سنن و رسم و رسوم هاي رايج بومي ، به يك بيماري مزمن هويتي ناعلاج ، دچار گشته ، در سكانسي از فيلم ، شخصيت سايه تنها دختر خانواده به ظاهر سنتي ، با ناراحتي و غم فراق كاذب  از مرگ خود خواسته پدر ، اعلام ميدارد ، از همان دوران بچگي دوست داشت ، نه پدري برايش بود  و نه برادري و خواهري و مادري  ، ...
و در جستجوي رسيدن به يك رهايي بي حد و مرز ، كه خود نيز در ترسيم محدوده ان عاجز است  ، به هر دري ميزند حتي قتل پدر ،
اشاره به بحران هويت در قصه فيلم ائو ، به شكل عميق  در روابط و مسائل  يك خانواده شبه سنتي ، با فرمي هنرمندانه و با زبان سينما  به دور از مستقيم گويي شعاري ، موج ميزند ، همسايه ها به ظاهربراي هم درد ي با خانواده مرحوم ، بدنبال منافع خويش در ائو جمع شدند ، حتي حضور دين و امور مقدس در زندگي اين خانواده  و مسائل پيرامون ان ، با يك منفعت طلبي مادي ، همراه است  ، در سكانسي از فيلم  سايه از روحاني محل كه به ياري خانواده براي تحويل جنازه امده ، مي خواهد حديث و ايه اي در جهت دفع  ، مامور انتقال جسد پدر مقتول خود ، مطرح سازد ، مبادا نقشه شوم قتل پدر فاش شود ،

ميزانسن و دكوپاژ فيلم ائو نيز با حركات و تكان هاي تيز دوربين ، كاملا منطبق و همراه با اشفتگي محتواي فيلم بوده ، و در ايجاد شكل گيري  حس و حال مخاطب با اوضاع ادمهاي ائو  ، نقش بسزايي ايفا مي كند .


بازي هاي درخشان اين اثر بيادماندني محصول سينماي اذربايجان ، از صرفانقش پردازي سينمايي ، فاصله گرفته و كاملا واقع گرا يانه  ، و القا كننده يك اثر  مستند از زندگي اين خانواده بهم ريخته ميباشد ، شايد تنها فيلمي از خطه اذربايجان باشد كه ديالوگهاي ان بي نهايت باور پذير ، و كاملا منطبق با زبان و كلام بداهه و رايج تركهاي تبريزي است ، يوسفي نژاد در هدايت بازيگران و يا بهتر بگوييم اين خانواده شبه سنتي تبريزي ، چنان موفق ظاهر شده  ، كه مخاطب بومي ، احساسي خارج از تماشاي يك فيلم ، بلكه نوعي سرك كشيدن به قصه يك خانواده در محلات سنتي تبريز، در او ايجاد ميشود ، و اين يك نكته عطف است در برقراري ارتباط يك فيلم سينمايي با مخاطب بومي كه سالها ، نتوانسته خود و  زندگي واقعي خود را درپرده نقره اي سينما به تماشا بنشيند ، در خاتمه مي توان كفت ائو ، همان سينمايي است ، كه مخاطب صرفا نبايد تماشاگرش باشد بلكه بايد انرا زندگي كند  ،  
پر ره رو باد اين مسير جديد در سينماي ايران ،

علي خيرخواه

انتهای پیام/

مطالب مرتبط

نظرات (0)

 

استفاده از مطالب پورتال با ذکر منبع بلامانع است