پربازدیدترین ها
جدیدترین اخبار پربیننده ترین اخبار

کد خبر :   65606  | تاریخ خبر : 1395/11/21  | ساعت : 17:24

گفت و گوی نصر با همسر شهید آتش نشان "علی امینی"

هنوز باور ندارم!/ پلاسکو با علی فروریخت/از مردم سپاسگزاریم


نصر: همسر شهید «علی امینی» گفت: تلویزیون را روشن کردم و "پلاسکو" جلوی چشمانم، فرو ریخت!

برای مشاهده عکس در ابعاد اصلی ، بر علامت ذره بین روی تصویر کلیک نمایید

به گزارش نصر، مینا احمد زاده همسر شهید آتش نشان " علی امینی " که در حادثه پلاسکو به درجه رفیع شهادت رسید؛ همزمان با مراسم یادبود درگذشت شان در گفت و گویی با خبرنگار سرویس اجتماعی نصر از نحوه مطلع شدن اش گفت.

این آتش نشان با سابقه که کمتر از یک سال به موعد بازنشستگی اش باقی مانده بود اهل تبریز و بزرگ شده تهران بود.

مینا احمد زاده در توصیف نحوه اطلاع اش از شهادت وی گفت: " علی با عجله گفت: سرِمان خیلی شلوغ است، تلویزیون را نگاه کنید.!"  و در حالی که تقریبا فریاد می زد گفت: تلویزیون! تلویزیون!...و تماس قطع شد، تلفن از دستم لیز خورد و افتاد روی زمین، با خودم گفتم: یا حسین! یعنی، چی شده؟ به سرعت به سمت کنترل تلویزیون هجوم بردم و دکمه "روشن" را زدم و... "پلاسکو" با علی فروریخت! شوکه شده بودم، یعنی علی"شهید" شد!

همسر شهید امینی در توصیف آن پنج شنبهه تلخ گفت: صبح ۳۰ دی ۱۳۹۵ من به همراه همسرم  به  بهشت زهرا رفته بودیم تا فاتحه ای برای شادی روح پدر و مادرعلی بخوانیم، در راه بازگشت بود که تلفن اش زنگ خورد؛ معاونش بود، و خیلی عجله داشت، می گفت: پلاسکو آتش گرفته واجازه می خواهیم تا برای کمک  برویم. ولی او مخالفت کرد و گفت: بمانید، بیایَم بعد، با هم برویم. دل من هم که مثل سیر و سرکه می جوشید؛ گفتم: نرو، اما او با نگاهی مهربان رو به دخترم، به من گفت: نمی شود باید بروم، الان صبح است و کسی در ساختمان نیست، ولی اموال مردم آنجاست، باید بروم  بلکه کسبه کمتر خسارت ببینند. شما را تا جایی می رسانم، و خودم از بین راه می روم و ما را در مسیر، یک جایی پیاده کرد، و رفت که رفت...

وی ادامه داد: صبح زود بود من و دختر ۱۰ ساله ام هم، خیلی خسته بودیم که رسیدیم خانه و رفتیم چرتی کوتاه بزنیم، من در خواب و بیداری همش کابوس می دیدم. یک لحظه، انگار یک چیز سنگین حس کردم ترسیدم و یا حسین گویان از خواب پریدم و نگران سمت تلفن رفتم و به علی زنگ زدم؛ بوق اول، بوق دوم، یا خدا چرا گوشی را جواب نمی دهد؛ حدود ۲۰ دقیقه پی در پی زنگ زدم تا موفق شدم. الو! علی خوبی؟ نگران شدم؟

این گزارش می افزاید، مینا احمد زاده؛ 41 ساله، 21 سال است که با " شهید علی امینی" ازدواج کرده است و ماه عسل این ازدواج یک دختر 10 ساله است.

وی چنین ادامه داد: اصلیت همسرم آذری است اما از کودکی در تهران بزرگ شده بود و تحصیلاتش را در تهران به اتمام رسانده بود وهمان جا نیز مشغول به کار شد، در واقع 29 سال سابقه کار در آتش نشانی را داشت و یک سال به بازنشستگی اش مانده بود.

همسر شهید «امینی» در خصوص روحیات شهید چنین گفت: او یک مرد واقعی بود و من نه در آشنایان و اقوام حتی دوستانم مردی با چنین اخلاقیاتی ندیدم، یادم می آید وقتی به او خرده می گرفتم یا گاهی در برخوردهایم زیاده روی می کردم او متواضعانه تنها به گفتن «حق با شماست» اکتفا می کرد.

وی به بزرگترین آرزوی این شهید اشاره کرد و افزود: یکی از ویژگی های همسرم نماز اول وقتش بود و تأکید داشت حتما نماز را اول وقت را با جماعت بخوانیم و همیشه در پایان نماز دعا می کرد، الهی به من مرگی در حین خدمت با عزت و افتخارعطا کن؛ خوشحالم که دعاهایش مستجاب شد و به آرزویش رسید.

"مینا احمد زاده (امینی)" نظرش را درباره شغل آتش نشان چنین اظهار داشت: من چون رشته ام ورزشی بود (نائب رئیس کونگ‌فو توآی بانوان و داورکونگ‌فو توآ و آمادگی جسمانی بانوان ) گاهی حتی به او برای استخدام در رشته آتش نشانی التماس می کردم، این خیلی سخت است جایی پا بگذاری که همه در حال فرار از آنجا هستند. سال های بعد در کرج با خانم های خانواده جمع شدیم و در حد آموزش دوره هایی گذراندیم گرچه ما فقط آموزش دیدیم و امثال همسرم با واقعیت های حادثه سر و کار دارند.

وقتی در خصوص روحیه دخترش که حالا پشتوانه اش را از دست داده صحبت به میان آمد بغض مادرانه اش شکست و گفت: دخترم اوایل خیلی بیتابی می کرد ولی وقتی من بستری شدم سکوت کرده و فقط یک جمله به من می گوید: مادرم تو را به خدا من بعد بابا به غیر از تو کسی را ندارم و این جمله درون من را آتش می زند. اما دخترم مانند پدرش شجاع است و به پدرش افتخار می کند و من به وجود هر دوی آنها افتخار می کنم.

وی با اشاره به همدردی مردم پس از وقوع این حادثه دلخراش گفت: در این مدت مردم خیلی لطف داشتند گاهی این لطف آنقدر زیاد بود که حس می کردم مردم بیشتر از ما دارند برای این آتش نشانان می سوزند. اما مسئولین...و(سکوت)؛ من از مردم سپاس گذارم ما بیشترین دلگرمی را از آنان گرفتیم.

انتهای پیام/

مطالب مرتبط

نظرات (0)

 

استفاده از مطالب پورتال با ذکر منبع بلامانع است