پربازدیدترین ها
جدیدترین اخبار پربیننده ترین اخبار

کد خبر :   60971  | تاریخ خبر : 1395/08/27  | ساعت : 11:55

یادداشت/

زجاجی، شاعر گمنام تبریزی


نصر:  با وجود حمله مغول و تاثیرات زیانبار آن، قرون هفتم و هشتم هجری یکی از باشکوه ترین ادوار حیات فرهنگی تبریز محسوب می شود، مروری  بر نام علما ، ادیبان،  هنرمندان و دانشمندان این  دوره ، همچون :

برای مشاهده عکس در ابعاد اصلی ، بر علامت ذره بین روی تصویر کلیک نمایید

رشیدالدین فضل الله همدانی ، قاضی بیضاوی ، قطب الدین شیرازی، همام تبریزی و ... ،  شکل گیری  مراکزی چون " شنب غازان " و  "مجموعه دانشگاهی ربع رشیدی"  و حضور دانشمندان و طالبان علم از اقصی نقاط جهان درتبریز گویای این واقعیت انکار ناپذیر است . ازسوی دیگربررسی تذکره ها و کتب مزارات نشان می دهد جمع کثیری از بزرگان قرون هفتم وهشتم هجری در مقابر و مزارات معروف این شهر ،نظیر : سرخاب و چرنداب و گجیل و ولیانکوی (بیلانکوه) رخ در نقاب خاک کشیده اند. در این میان و با گذر ایام ، نام بسیاری از این بزرگان در  ورطه فراموشی افتاده  و غبار نسیان برچهره درخشان ایشان نشسته است.

یکی ازشعرای بزرگ و  در عین حال گمنام قرن هفتم هجری ،حکیم زجاجی تبریزی  است . شیوه او در شعر ادامه سبک شاعران  نام آور  آذربایجان  در نیمه دوم قرن ششم هجری همچون : ابوالعلای گنجوی ، قوامی گنجوی، فلکی شروانی، خاقانی شروانی و نظامی گنجوی است. وی به پیروی از شاهنامه فردوسی توسی منظومه ای سروده است که به "همایون نامه" موسوم است. در این منظومه شاعر بکار فردوسی چندان نزدیک می شود و در شعر  او زندگی می کند که گاه مصرع یا  بیتی را بعینه در روایت خود  درج می کند.

در مورد تاریخ و محل ولادت شاعر اطلاع دقیقی در دست نیست، بطوریکه از اشعار وی برمی آید بسال 608 ﻫ.ق در شهر تبریز متولد شده است، ابوالمجد محمدبن مسعود بن مظفر، مولف خلاصه الاشعار، نام کامل وی را "شیخ تاج الدین نصرالله زجاجی " ثبت کرده و در باب پنجاهم این مجموعه دو بیت از اشعار زجاجی را ذکر کرده است، زجاجی در پنج سالگی به مکتب خانه رفته و در مدت یک سال قرآن را فرا می گیرد و سپس به فراگیری خط و کتابت روی می آورد، او در هفت سالگی (615 ﻫ.ق ) شاهد ورود پیش قراولان لشگر مغول به تبریز بوده است:

ز شش صد فزون پانزده سال بود    که باخیل منصور این حال بود

مرا اندر این سال کان خیل رفت     نبد سال گوینده افزون ز هفت

 

از حوادث مهم زندگانی شاعر در  اوان کودکی مرگ پدر است  که زندگانی او را با دشواری هایی چند روبرو  می سازد برای تامین مخارج زندگانی روی به حرفه پدر آورده و "شیشه گری " را پیشه خویش می سازد ، از این روست که "زجاجی" لقب می گیرد :

بیاموختم صنعت باب خویش  

نبردم بر هر تنی آب خویش

به دانش چنان کار بشناختم

زسنگ و گیه گوهری ساختم

وی از برکت ذوق و طبع لطیف، به کار شعر و ادب نیز پرداخته و  پس از چندی آوازه و اعتباری به دست می آورد زجاجی علاوه بر سرودن  اشعاری در ستایش از رسول اکرم (ص) و  حضرت  امیرالمومنین (ع) و ذکر واقعه کربلا وجنبش مختار ،برخی ازپهلوانان و امیران و خلفا و سرداران و وزیران را نیز در اثنای روایات و داستانها ستوده است، همچنین قطعات ویژه ای بنام خواجه شمس الدین محمد جوینی (صاحب دیوان آقاباخان و وزیرهلاکو ) و صدرالدین زنجانی ( وزیر گیخاتو ، ایلخان مغول ) دارد . زجاجی سالهای پایانی عمر خویش را در مقبره خاندان جوینی، واقع در چرنداب تبریز گذرانده است:

مرا آرزو بود یک چندگاه                                که باشم به درگاه اوسال و ماه       

اگر مجلسش را نباشم ندیم           چو دولت به درگاه باشم مقیم

یکی چرخ گردنده ام پیرکرد           به گردن درم سال زنجیر کرد

چو بیدی شد آن سرو بالای من     مزار  چرنداب شد جای  من

 

و درجای دیگر شمس الدین محمد جوینی را ستوده و از بخششها و بزرگواری او و اینکه زندگی در چرنداب، در سایه توجه و مهر وزیر، امن و آسوده است سپاس گزاری نموده است، ضمن آنکه از سروده های  شاعر چنین بر می آید که منظومه خویش را در همان مقبره خاندان جوینی در چرنداب تبریز سروده است:

به پیری جوان گشت طبع روان      روان باشد ای دوست طبع جوان

درآیینه بینـم مگر روی خویش      چو شمع است قوتم ز پهلوی خویش

مزار چرنداب  جای من است         در آن بقعه خلوت سرای من است

ندارم پی  نیستی  ترس و  بیم       که از روی زر دارم از دیده سیم

جزین  دفترم نیست یاری دگر        ندارم  جزین  هیچ کاری  دگر

چه خواهـم به یکروز بیتی هزار      بگویم   به  از   لولو   شاهوار    

به اقبـال  این  صاحب   پاکزاد       نجنبد  یکی برگ  باغم  ز جای

 

تاریخ وفات حکیم زجاجی در  جایی ذکر نشده است ولی در اشعارش از روزگار پیری خود شکوه دارد و در  967 ﻫ .ق ، یعنی همان سال کشته شدن صدر الدین زنجانی زنده بوده وشعرهایی در سوگ وی گفته است. در این صورت باید بیش از 90 سال زیسته باشد. درباره مدفن زجاجی نیز اطلاعی در دست نیست، لیکن با در نظرگرفتن این موضوع که شاعر سالهای پایانی عمرخویش را در چرنداب گذرانده است، بعید نیست وی نیز در زمره اکابر مدفون در مزارات چرنداب تبریز باشد با این حال در هیچ یک از تذکره ها و کتب مزارات تبریز به مدفن زجاجی اشاره نشده است.

....................................................

به قلم : مهدی بزاز دستفروش

....................................................

انتهای پیام/

مطالب مرتبط

نظرات (0)

 

استفاده از مطالب پورتال با ذکر منبع بلامانع است