پربازدیدترین ها
جدیدترین اخبار پربیننده ترین اخبار

کد خبر :   105708  | تاریخ خبر : 1398/04/30  | ساعت : 16:14

مصاحبه/

امدادگری که جان 300 نفر را نجات داد


نصر: امروز پای صحبت‌های مردی از جنس «نجات» می‌نشینیم تا روایتگر خاطراتی شیرین و تلخ از او باشیم.

برای مشاهده عکس در ابعاد اصلی ، بر علامت ذره بین روی تصویر کلیک نمایید

به گزارش نصر به نقل از مهر، ماموریت‌شان کمک‌رسانی در حوادث طبیعی و غیر طبیعی است. زلزله، سیل، آتش‌سوزی و تصادف فرقی نمی‌کند؛ زمانی که فریاد کمک خواهی حادثه‌دیدگان به گوش می‌رسد آنها بلافاصله به یاری‌شان می‌شتابند.

آنها داوطلبانه خدمت می‌کنند، بی‌مزد، بی‌بهانه و بی‌منت، فداکارانه در عرصه‌های سخت یاری‌رسان مردم هستند و حتی جانشان را در این راه هدیه می‌کنند؛ برایشان مهم نیست که هوا گرم است یا سرد، شب از نیمه گذشته یا روز هنوز تمام نشده، آنها زنان و مردان روزهای سخت‌اند.
 

فرشتگانی از جنس «نجات»

اینجا نه سن‌ و‌ سال مطرح هست و نه تحصیلات؛ اینجا باید عاشق بود؛ عاشق خدمت به هموطنان و خاک کشور.

اضطراب، استرس، بی‌خوابی، بی‌قراری و تکرار ذهنی صحنه‌های فجیعی که دیده‌اند، تنها گوشه‌‌ای از فشار روانی روی این انسان‌های فداکار و از خود گذشته است.

صحبت از نماد امداد و کمک، یعنی سرخ و سفید پوشان «جمعیت هلال احمر» است؛ فرشتگانی که ما امدادگر صدای‌شان می‌کنیم.

و چه زیبا گفته است سعدی شیرین سخن: «بنی آدم اعضای یک پیکرند که در آفرینش ز یک گوهرند»، «چو عضوی به درد آورد روزگار دگـر عضـوهـا را نمـانـد قـرار».

در اساسنامه جمعیت هلال احمر، تلاش برای تسکین آلام بشری، تأمین احترام انسان‌ها و کوشش در جهت برقراری دوستی و تفاهم متقابل و صلح پایدار میان ملت‌ها همچنین حمایت از زندگی و سلامت انسان‌ها بدون در نظر گرفتن هیچ‌گونه تبعیض میان آنها از جمله اهداف این نهاد مردمی ذکر شده است.

تاریخ جمعیت هلال احمر یادآور ایثار، رشادت و فداکاری‌های انسان‌هایی است که عشق به انسان و خدمت بی‌مزد و منت را سرلوحه خود قرار داده‌اند.

امروز پای صحبت‌های مردی از جنس «نجات» می‌نشینیم تا روایتگر خاطراتی شیرین و تلخ از او باشیم.
 

 روایت مردی از جنس روزهای سخت‌

آیدین سقایی سعید، مردی از خطه آذربایجان که از سال ۱۳۷۸ عضو جمعیت هلال احمر آذربایجان‌شرقی شده است. او متولد سال ۱۳۶۲ بوده و در رشته کارشناسی مدیریت عملیات نجات و کارشناسی‌ارشد مدیریت دولتی تحصیل کرده است و در حال حاضر به عنوان مسوول پایگاه‌های امداد و نجات استان فعالیت می‌کند.

سقایی از همان ابتدای ورود به جمعیت هلال احمر با گذراندن دوره‌های کمک‌های اولیه و دوره‌های تکمیلی از سال ۸۱ به عنوان مربی امداد و کمک‌های اولیه فعالیت کرده است.

آیدین سقایی در طول این سال‌ها توانسته به درجه «ایثار» امدادگران در جمعیت هلال احمر برسد. بالاترین درجه در بین امدادگران هلال احمر، درجه «ایثار» است؛ این درجه‌ها از امدادیاری شروع و به ایثار ختم می‌شوند. امدادگران بر حسب آموزش‌هایی که می‌بینند و مهارت‌هایی که کسب می‌کنند، این درجه‌ها را می‌گیرند.

در یکی از روزهای انتهایی تیرماه میهمان معاونت امداد و نجات هلال احمر آذربایجان‌شرقی می‌شویم و گفت ‌وگوی صمیمی با آیدین سقایی انجام می‌دهیم.

قصه مشقِ عشق این امدادگر جوان به گفته خودش از سال ۸۱ آغاز شد؛ زمانی که قلب ایران با زلزله بم لرزید.

به گفته خودش، «بم» اولین و سخت‌ترین عملیات او در کسوت نیروی داوطلب جمعیت هلال احمر است.

سقایی در خصوص شرایط و حال و هوای آن روزها می‌گوید: «زمانی که زلزله بم رخ داد، من یک سرباز بودم و می‌توانستم مرخصی بگیرم و پیش خانواده‌ام برای استراحت بیایم، ولی وقتی خبر زلزله را شنیدم دیگر طاقت نیاوردم و بلافاصله مرخصی گرفتم و به منطقه کرمان اعزام شدم».

او ادامه می‌دهد: «از همان ابتدا در تعدادی از عملیات‌های امداد و نجات و سیل‌های استان، کشیک‌های امدادی و راه‌اندازی اتاق عملیات حضور داشتم و از سال ۸۳، بلافاصله بعد از پایان خدمت سربازی به صورت داوطلبانه با جمعیت هلال احمر در حوزه‌های مربیگری و امداد و نجات فعالیت کرده‌ام».

سقایی در سال ۱۳۸۵ پس از گذراندن دوره‌های تخصصی مربیگری نجات در تصادفات جاده‌ای، به عنوان مربی نجات فعالیت‌اش را در هلال احمر ادامه می‌دهد.

او علاوه بر مربیگری، جزو مولفین کتاب «نجات در تصادفات جاده‌ای» هم هست که اکنون ۶ جلد از آن منتشر شده است.

عشق و علاقه‌اش به امداد و نجات هرگز مانع نشد تا سختی‌های این کار بر او غلبه کند. سقایی، خود را موظف به خدمت می‌داند و می‌گوید: «از سال ۹۰ به عنوان نیروی نجاتگر از آذربایجان‌شرقی در تیم‌های واکنش سریع امداد و نجات کشور حضور داشته‌ام و پس از  گذراندن تست‌های مربوطه از بین ۷۰۰ نفر، به عنوان مربی درجه ۲ کشوری انتخاب شدم».

به گفته خودش، ۷ یا ۸ نفر در کشور به این عنوان دست یافته‌اند و اکنون مربی بین‌المللی و تخصصی تیم‌های واکنش سریع کشور است.

آیدین سقایی که از همان دوران کودکی به پرواز و خلبانی علاقه زیادی داشته، با راه‌اندازی بخش امداد هوایی استان از سال ۱۳۸۸، به عنوان نجاتگر این بخش نیز فعالیت می‌کند.

خدمت بی‌مزد و منت

او در حالی که آرشیو تصاویر عملیات‌های امدادی‌ در لپ تاب ِ مقابلش را برایم ورق می‌زند، می‌گوید: «با لطف و عنایت پروردگار و گذراندن دوره‌های تخصصی تجربیات زیادی را کسب کرده‌ام و از این عملیات‌ها سربلند بیرون آمده‌ایم».

این امدادگر دهه شصتی از حضور در عملیات‌های سال‌جاری نیز تعریف می‌کند: «سال‌جاری در عملیات‌های امداد و نجات زیادی شرکت کردم که خاطرات تلخ و شیرین داشت؛ به لطف خدا عملیات‌های شیرین بسیار زیاد بود، چراکه همیشه معتقدم که باید به بُعد مثبت قضیه نگاه کرد».

او علاوه بر عملیات‌های داخلی، در عملیات‌های امدادی بین‌المللی از قبیل تونس، لیبی، کربلای معلی، زلزله وان ترکیه و نخجوان به عنوان نیروی امدادی و پوشش‌های امدادی حضور داشته‌ است.

از او می‌پرسم آیا همسرتان مشکلی با شغل شما ندارد، اندکی مکث کرده و با خنده می‌گوید: «در سال ۸۶ ازدواج کردم؛ یک دختر ۷ ساله به نام "آیتک" دارم؛ نه تنها همسرم هیچ‌وقت گلایه نکرده، بلکه بسیار مشتاق و با علاقه است و اگر من جایی خسته باشم او به من انگیزه می‌دهد و خوشحالم که دخترم نیز  به موضوعات هلال احمر علاقه دارد و عاشق آمبولانس و هلیکوپتر و موتورسیکلت‌های امدادی است؛ حتی از سه سالگی کار با فشارسنج را به خوبی بلد است و اگر بعد از ظهر به اداره بیایم حتماً دخترم نیز مرا همراهی خواهد کرد».

ظهر ۱۴ آبان ماه سال ۹۷ بود که «آیدین سقایی» وقتی با خودروی امداد و نجات درحال برگشت از عملیات بود، تعادل خودرو‌اش به دلیل لغزندگی جاده بر هم خورده و واژگون می‌شود.


زندگی دوباره فرصتی برای نجات‌گری

او درباره این حادثه تلخ می‌گوید: «آبان سال گذشته بود که بعد از برگشت از یک عملیاتی در اثر لغزندگی جاده، تصادف کردم و هفت روزی در کما بودم؛ اکنون نیز مشکلاتی از تبعات این تصادف را متحمل هستم و این موجب شد تا ۶ ماه از کارم دور بمانم؛ ولی در عین حال همسرم در همه حال همراهم بود و بسیار دلگرمی می‌داد؛ می‌دانید، من یک فرد امدادی هستم و ماندن در خانه بسیار  سخت است».

سقایی به وجود ۳۰ پایگاه امداد و نجات در سطح استان و بازدید هفتگی از آنها اشاره کرده و می‌گوید: «دو هفته پیش وقتی برای بازدید به کلیبر رفته بودم در وسط این بازدید عملیاتی گزارش شد که خودم نیز وارد عملیات شدم؛ در این میان اولین روز عملیات یکی از نیروها بود که نام من را شنیده بود و وقتی حین عملیات متوجه شد که من نیز در عملیات هستم بسیار استرس داشت، ولی من با او حرف زدم و گفتم که من همیشه یک امدادگر هستم و الان همه ما می‌خواهیم تا در کنار هم یک کار گروهی را با موفقیت انجام دهیم».

سقایی در امارات، دوره سرویس و نگهداری دستگاه سخت گذر "آرگو" را نیز گذرانده است. به گفته خودش، در کشور تنها سه نفر از این مدرک دارند. حتی آذربایجان‌شرقی اولین استانی است که این دستگاه را از کشور کانادا خریداری کرده است. این دستگاه توانایی حرکت در آب، برف، جنگل و شنزاز را دارد.

از او در مورد عملیات سیل تلخ آذرشهر می‌پرسم، که می‌گوید: «حدود ۲۱ روز در سیل آذرشهر و عجب‌شیر حضور داشتم؛ هر روز با صحنه‌های تلخ و ناگوار روبه‌ رو می‌شدیم، چراکه خانواده‌ها بی‌تاب اعضای مفقود شده‌اشان بودند و با هر جنازه‌ای که پیدا می‌کردیم خوشحال بودیم. با اینکه آنها یک جنازه بودند ولی همین که توانستیم تا آلامی بر زخم‌های خانواده‌ها باشیم برایمان کافی بود».

این امدادگر جوان در طول عملیات‌هایی که خودش حضور میدانی داشته، در حدود ۳۰۰ نفر را از مرگ حتمی نجات داده است.

او که دوره‌های غواصی را نیز گذرانده، ادامه می‌دهد: «اکنون ۸۵۰ نفر در کل پایگاه‌های امداد و نجات استان فعالیت می‌کنند و به طور میانگین در طول هفته حداقل ۶۰ نفر را آموزش می‌دهم».

سقایی، یکی از خاطرات شیرین خود را به دنیا آمدن نوزادی در میان کوه‌های برفی عنوان کرده و می‌گوید: «در فروردین امسال بود که گزارشی از یکی از روستاهای بستان‌آباد به دستمان رسید؛ مادر بارداری در آن روستا دچار  درد زایمان شده بود ولی به علت برف و کولاک شدید امکان جابجایی برای آن مادر وجود نداشت، از این‌رو بنده یک راهنما، دو نیرو و یک پرستار و ماما را با خود سوار خودروی "آرگو" کرده و با وجود گذراندن مسیرهای صعب‌العبور و برفی به سمت روستا حرکت کردیم؛ خیلی نگران بودم که همراهان من در این عملیات دچار حادثه‌ای بشوند چرا که یک عملیات زمانی موفقیت‌آمیز است که هیچ نوع اتفاقی برای نیروهای امدادی و فرد نیاز به امداد نیافتد اما با عنایت و لطف پروردگار به محل رسیدیم و مادر را با خود به بیمارستان حمل کردیم و آن نوزاد نیز در سلامت کافی به دنیا آمد».
 

اینجا خبری از حقوق نجومی نیست بلکه عشق نجومی داریم

از او در مورد حقوق‌ هلال‌احمری می‌پرسم که با خنده جواب می‌دهد: «ما یک کارمند ساده هستیم و اصلاً حقوق نجومی در هلال احمر معنایی ندارد، در عوض عشق نجومی در این جمعیت بسیار زیاد مشاهده می‌شود».

سقایی، از خاطرات تلخ حین عملیات می‌گوید: «در عملیاتی که در کوه کمال سهند بود با بالگرد عازم منطقه شدیم که طبق گزارش، فردی دچار سکته قلبی شده بود و با توجه به انجام احیای قلب نتوانستیم احیا را انجام دهیم، از این‌رو مجبور به انتقال به بالگرد شدیم که بلافاصله دختر آن فرد نیز به محل آمد و با کلی گریه و زاری خواست تا پیش پدرش بماند، حین عملیات از گریه آن دختر تحت تاثیر قرار گرفتم و برایم بسیار تلخ بود». 

او ادامه می‌دهد: «در سال ۱۳۸۹ هنوز در  آزادراه تبریز-زنجان به صورت رسمی ترددی وجود نداشت و فقط اتوبوس‌‌ها در آنجا تردد می‌کردند؛ یکی از این اتوبوس‌ها واژگون شده بود و متاسفانه پنج۵ نفر جان باخته و راننده نیز بین صندلی و فرمان گیر کرده بود؛ در حال امدادرسانی به یک پیرمرد بودم که متوجه حضور دو دختر حدود سه ساله شدم، دوقلوهایی که همان پیرمرد، پدربزرگشان بود و متاسفانه مادر و پدر آنها جزو جانباختگان بودند؛ در حال انتقال مصدومان بودیم که آن دوقلوها را بغل خود نشاندم و آنها با هم از پدر و مادرشان با زبان کودکی حرف می‌زدند؛ یکی می‌گفت بابا خواب بود؟ دیگری می‌‌گفت که نه انگار مامان خوابیده بود و بابا تکان می‌خورد». 

سقایی، بغض گلویش را فرو خورده و می‌گوید: «من هم وقتی  از کما بیدار شدم بلافاصله اسم دخترم و همسرم را گفته بودم».

به گفته این مسوول امداد و نجات، تصادفات جاده‌ای بیشتر در محورهای حادثه‌خیز از جمله محورهای اهر، مرند، آذرشهر و خوی و ارومیه اتفاق می‌افتد به طوریکه  ۲۳ پایگاه در این مناطق وجود دارد که باید ۲۹ پایگاه دیگر نیز اضافه شود، چرا که بیشترین تصادفات در  حدفاصل ۲۰ کیلومتری شهرها رخ می‌دهد.

او از روزهای تلخ زلزله اهر-ورزقان نیز تعریف می‌کند: «این زلزله در ماه رمضان اتفاق افتاد و دقیقاً آن لحظه در حال خرید یک خودرو بودم که بلافاصله خبر زلزله را شنیدم و به پدرم گفتم که من انگشت برای انجام معامله را زدم و بقیه کارها را شما انجام دهید و این شد که ۴۰ روز بعد از زلزله من  به خانه آمدم».
 

مروری بر زلزله ورزقان و سیل آذرشهر از نگاه امدادگر

او با خنده ادامه می‌دهد: «اولین روز اعزام به منطقه زلزله‌زده ورزقان، مهندس پرواز به علت ترس خانواده‌اش از زلزله نتوانست در پرواز همراهمان باشد، از این‌رو خلبان نیز به همین منظور امتناع از پرواز داشت ولی من همه مسوولیت را برعهده گرفته و گفتم که در اینجا رئیس و مهندس پرواز و همه مسوولیت‌ها خودم هستم و تو با مسوولیت من پرواز کن  که این باعث شد تا ۵۵ دقیقه دیگر در ورزقان باشیم».

از روزهای تلخ سیل عجب‌شیر و آذرشهر می‌پرسم که عکس‌های عملیات آن دوران را نشانم می‌دهد و با هر عکسی به یک نکته‌ای اشاره می‌کند.

او گزارش عملیات سیل عجب‌شیر و آذرشهر را چنین روایت می‌کند: «ابتدا به ما گزارش آمد که سیل در هروی و لیقوان آمده است و بنده نیروها را آماده برای اعزام کردم که شخص مدیرعامل با من تماس گرفت و خبر از تصادف اتوبوسی در آرپاده‌رسی به من داد و از من خواست تا شخصا در این عملیات این حادثه حضور داشته باشم، از این‌‌رو تعدادی از  نیروها را به هروی اعزام کرده خود و با چند نفری را به آرپاده‌رسی رفتیم که بعد به ما اطلاع دادند که در عجب‌شیر سیل آمده و خانه‌های زیادی را با خود برده است که با بالگرد آنجا رفتیم و حدود ۲۱ روز در آن منطقه حضور داشتیم».

سقایی اضافه می‌کند: «در سیل آذرشهر، هلال احمر استان عملکرد بسیار خوبی داشت در حالی که می‌توان مروری به تعداد جنازه‌های یافته شده در لرستان و گلستان داشته و آن را با تعداد یافته شدگان سیل عجب‌شیر و آذرشهر مقایسه کنید؛ ما در سیل خداآفرین در سال ۸۵ یازده نفر مفقودی داشتیم که فقط توانستیم  پنج نفر را پیدا کنیم در حالی که در سیل آذرشهر و عجب‌شیر همه جنازه‌ها پیدا شدند».

او در مورد تجهیزات و به‌روزرسانی هلال احمر می‌گوید: «اگر بخواهیم تجهیزات و امکانات و شرایط هلال احمر آذربایجان‌شرقی را از سال ۷۹ تا سال ۹۸ مقایسه کنیم با پیشرفت زیادی روبه‌ رو هستیم و عقب نمانده‌ایم البته در هر حال از لحاظ تجهیزات خودرویی و نیرو مشکلاتی داریم، چراکه نیروها اکثراً شاغل یا دانشجو  هستند و از نظر تجهیزات خودروی به‌روزرسانی چندانی نداریم و شاید از میزان خودروها در شرایط خوبی باشیم ولی با توجه به اینکه عمر مفید آنها پنج سال است نمی‌توانیم بروز رسانی انجام دهیم».

رئیس پایگاه‌های امداد و نجات هلال احمر استان می‌افزاید: «باید ۱۱ آمبولانس داشته باشیم در حالی که سه آمبولانس و یک بالگرد وجود دارد ولی با این شرایط نیز در  رتبه اول قرار داریم و در بخش نیروهای امدادی ۸۵ نفر داوطلب بوده و ۷۰ نفر نیروی اصلی و دو قلاده سگ تجسس‌ هستند».

او بازگشت دوباره به زندگی را یک هدیه الهی و فرصت دانسته و می‌گوید: «من به این نتیجه رسیده‌ام که تا ابد بایی امدادگر بمانم به طوریکه گاها خارج از عملیات و در مسافرت‌های خانوادگی و شخصی با حوادثی روبه‌ رو بوده و نیروهای امدادی را با خبر ساخته و یا خود عملیات امدادی را انجام می‌دهم».

این امدادگر فکری به روزهای بازنشستگی نمی‌کند و معتقد است که همیشه باید بهترین زمان خود باشد، از این‌رو او نیز همین کار را کرده و نجات و امدادگری حال خوبی برای خود به دست می‌آورد.
 

سرخ‌پوش عاشق

سقایی در عملیات آتش‌سوزی بازار تبریز نیز حضور داشته و آن را یکی از روزهای بسیار تلخ برای تبریزی‌ها می‌داند. او در این باره می‌گوید: «من آن روز کشیک نبودم و حتی برای افطاری مهمان هم بودیم ولی به قدری خسته بودم که اصلاً توانایی بلند شدن از جایم را نداشتم ولی وقتی یکی از همکارانم با من تماس گرفت و محل نگهداری کپسول‌ها را پرسید من یک لحظه خود را داخل خودرو دیده و عازم بازار شده بودم».

او اضافه می‌کند: « ۱۵ سال داشتم که وارد این چرخه شدم و فقط می‌خواهم تا اگر روزی بازنشسته شدم حتماً کتابی از خاطرات خود بنویسم».

سقایی می‌گوید: «من همیشه تاکید بر اتحاد در عملیات دارم چراکه صفر تا صد عملیات را نمی‌توان به تنهایی انجام داد بلکه در سایه یک کار گروهی است و شاید من به عنوان مدیر در راس قرار داشته باشم ولی این نیروها هستند که در عملیات من را یاری می‌کنند تا موفق شویم».

او ادامه می‌دهد: «در عملیات‌های زیادی بوده که با خود گفته‌ام دیگر  امکان ندارد ما از اینجا به سلامت برگردیم ولی این لطف خداوند است که همیشه با ما همراه بوده و مورد حفاظت خود قرار داده است».

گفت‌وگو از کتایون حمیدی

انتهای پیام/

مطالب مرتبط

نظرات (0)

 

استفاده از مطالب پورتال با ذکر منبع بلامانع است