پربازدیدترین ها
جدیدترین اخبار پربیننده ترین اخبار

کد خبر :   100359  | تاریخ خبر : 1397/12/28  | ساعت : 12:37

یادداشت/

مواضع سیاسی پروین اعتصامی


نصر: در گرامیداشت فرارسیدن سالگرد خاموشی پروین اعتصامی؛ این سخنور نامدار معاصر و در پاسخ به درخواست سردبیر سختکوش نشریه وزین صدای زنان، در این یادداشت کوتاه، اشاراتی کلّی به برخی مواضع سیاسی و ضد استبدادی او می نمایم.

برای مشاهده عکس در ابعاد اصلی ، بر علامت ذره بین روی تصویر کلیک نمایید

برخی مستندات و مطالب موجود در این یادداشت که گویای مخالفت پروین با سیاست های فرهنگی نظام حاکم و مناسبات مناقشه آمیز او با دربار پهلوی است، برای نخستین بار مطرح می شود.

 امتناع از تدریس در دربار پهلوی و آموزشِ فرزندان رضا خان

بر اساس مستندات تاریخی، نخستین رویارویی پروین با دربار پهلوی مربوط به خرداد ماه 1304 خورشیدی است. پروین در این ایام به دلیل تدریس در مدرسه آمریکایی تهران(ایران بیت آل: (iran bethal آوازه ای در محافل علمی و آموزشی در انداخته و گویا شهرت شیوه تدرس او به دربار شاه نیز راه یافته بود. برهمین اساس شاه ـ به واسطه‌ای ـ از پروین خواسته بود تا برای آموزش ملکه و بنا بر برخی اقوال، تدریس زبان انگلیسی به شمس، اشرف و محمدرضا پهلوی به دربار برود. پروین گویا قرار بوده علاوه بر آموزش به ملکه و فرزندان، در کاخ شاهی تاریخ ایران را نیز به طور شفاهی برای رضا شاه بخواند. پروین در پی دریافت این درخواست، پاسخ رد به پیک شاه می‌دهد و بدین سان خشم رضا شاه را بر می انگیزد.

گویا روایت امتناع پروین از حضور در دربار، نخستین بار در نوشته ای از یک ادیب و روزنامه نگار آمریکایی به نام Vincent Sheean (وینسنت شین)مطرح شده است.  این شخص که در حدود سالهای 1922 تا 1927 جهت آشنایی با فرهنگ و رسوم مردم ایران و بنا بر روایتی، ساماندهی وزارت دارایی به ایران آمده بود، در کتاب معروفThe New Persia  (ایرانِ نوین) که مجموعه‌ ملاحظات او در دوران اقامت در ایران است و یک سال پس از مسافرت او به ایران منتشر شده، در مدت اقامت در تهران موفق شده است که در ماه مه 1926، با پروین اعتصامی ملاقات کند. به نوشته شین، این دیدار مهم به وسیله‌ شخصی به نام «مهر‌بانو» که مانند «پروین» فارغ‌التحصیل مدرسه‌ آمریکایی نسوان بود، ترتیب داده شده بود.

اینک قسمتی از گزارش «شین» در باره‌ ملاقاتش با «پروین» را نقل می‌کنم. این گزارش حاوی اطلاعاتی مهم درباره شخصیت «پروین» است:

«نظر من برای اولین با به خاطر استنکاف او از تدریس زبان و ادبیات به ملکه، به «پروین» جلب شد. دلیری و سرسختی چنین طرز برخوردی، دل مرا از تحسین نسبت به او آکنده کرد. مخالفت با دستور صریح رضاشاه، علی‌رغم آشنایی با زودخشمی و خشونت او، شگفتی و تحسین مرا برانگیخت. پروین خانم در مورد تصمیمش در واردشدن به دربار از پشتیبانی کامل خانواده‌اش برخوردار بود و از آن گذشته عقاید و سنن اشرافی رایج، بر این تصمیم صحّه می‌گذاشت. رضا(خان)، که عادت به تحمّل مخالفت حتی از جانب اشرافی‌ترین افراد مملکت را هم ندارد، مجبور شده که تسلیم این دخترکِ جدّی و عینکی بشود. مجبور کردن «پروین» به قبول فرامین شاهانه، برای شاه خطرناک بود و «پروین» خانم آن‌قدر تیز‌هوش بود که این را بداند. نقشه‌ رضا(خان) این بود که «پروین» را به نوعی شاعر دربار، معلم ملکه و شاید حتی معلّم ولیعهد، تبدیل کند. برای برانگیختن او به قبول این منصب، اغلیحضرت به او پیغام می‌دهد که او این اجازه را خواهد داشت که گهگاه برای شاهنشاه هم بعد از شام، تاریخ قرائت کند. آپارتمانی در قصر سلطنتی، حقوقی فراوان و شانس این که بر ملکه‌ جوان و خانواده‌ سلطنتی اعمال نفوذ کند، مزایایی بود که این پیشنهاد برای او دربرداشت. «پروین» سه بار، هر بار با قاطعیتی بیشتر، این پیشنهاد را رد کرد. او با سرسختیِ آرام و محکمی به من(شین) گفت: «من هرگز نمی‌توانم به آن کاخ وارد شوم».

یکی از نویسندگان معاصر، با اشاره به امتناع پروین از حضور در دربار، احتمال انتصاب شاعر به وزارت معارف را در صورت اطاعت از فرمان رضاشاه، مطرح کرده است. کریم عسکری تورزنی در کتاب «پروین اعتصامی بزرگترین شاعره‌ پارسی زبان» نوشته است: «هنگامی که در سال 1304 پیشنهاد ورود به دربار پهلوی به او [پروین] داده می‌شود تا پست سرپرستی وزارت معارف آن زمان را بر عهده گیرد، با بلند‌نظری و دور‌اندیشی آن پیشنهاد را رد گرده و تن به این عمل ننگین نمی‌دهد و این حاکی از بزرگواری و اصالت اوست».

بی اعتنایی به دریافت نشان علمی دربار پهلوی

پروین در تاریخ 29 اردیبهشت سال 1315 - پنج سال پیش از وفات- از سوی «وزارت معارف و اوقاف و صنایع مستظرفه»، حایز دریافت نشان درجه سه علمی می شود. گویا پروین به دلیل انتشار دیوان اشعار خود، شایسته دریافت این جایزه شده بود.

ابوالفتح اعتصامی؛ برادر پروین در این خصوص می نویسد: «پس از انتشار اولین طبع دیوان پروین و غوغایی که این دیوان بر پا کرد، یک نشان درجه سه علمی برای او فرستادند. این نشان هرگز مورد توجه شاعر قرار نگرفت و یک بار هم آن را بر سینه پرمعرفت خود نیاویخت و هرگز آن نشان را استعمال نکرد» .باری پروین بلافاصله جایزه را پس می‌فرستد و در پاسخ می‌گوید: «شایسته‌تر از من بسیارند».

در دفتر اول کتاب «اسنادی از مشاهیر ادب معاصر ایران» که به بررسی اسناد منتشر نشده درباره پروین اعتصامی اختصاص یافته است، از تصویر مراسم اعطای نشان مذکور به پروین به نقل از روزنامه «ایران فردا»( تاریخ بهمن 1319) سخن رفته است. در این تصویر علی منصور، نخست‌وزیر وقت نیز دیده می‌شود. نیز عکسی در دست است که به هنگام بازدید محمدرضا پهلوی ـ به عنوان ولیعهد ـ از کتابخانه دانشسرای عالی، پروین در حالی که در کمال بی‌اعتنایی در مقابل ولیعهد ایستاده، برداشته شده است.

هجمه رسانه ای سیدضیاءالدین طباطبایی علیه پروین

رویارویی پروین با دربار پهلوی، منحصر در وابستگان نسبی این خاندان نبود. عده‌ای از منسوبان و سرسپردگان نیز در راستای حمایت از سیاست های فرهنگی پهلوی، به مخالفت با پروین پرداختند.از جمله این افراد، سیدضیاءالدین طباطبایی؛ چهره معروف سیاست ایران در دوره رضا خان است.

در پی انتشار دیوان پروین که با مقدمه ملک‌الشعرا بهار همراه بود، مطلبی تحت عنوان «اتحادیه کشاورزان و ترقی خواهان» در تهران توزیع شد. اگر چه نویسنده گمنام این مطلب، به ظاهر مواضع سیاسی ملک الشعرا بهار را نشانه رفته بود، لکن بنیاد آن بر پایه تهمت و افترا به پروین اعتصامی بود.

در یادنامه پروین اعتصامی در این خصوص می خوانیم: «در مهرماه 1322 در تهران ورقه ای...که به سیدضیاءالدین طباطبایی نسبتش دادند بیرون آمد...نویسنده به جانبداری از سیدضیا بهار را مورد حمله قرار داده بود و در آن میان، سخن را به ناسزا و تهمت و افتراء به دیوان اعتصامی کشانیده بود». نویسنده این مطلب، مدعی شده بود که بهار سهمی از ذوق شعرنویسی ندارد که سروده‌های پروین را ستوده است. «این بحث( مجادلات سیاسی بهار و سیدضیاء) غیر از دیباچه نویسی بر دیوان خانم اعتصامی است که جنابعالی خود را استاد سبک شناسی معرفی می کنید و اشعار بزرگترین شاعر متصوف ایران را به خانم پروین تقریظ می نمایید». البته نویسنده مطلب نامی از آن شاعر متصوف نیاورده و هر گاه به اسم او رسیده، نقطه چین گذاشته است. در همان زمان فردی به نام علی اصغر فراسیون در روزنامه ایران ما یادداشتی در دفاع از پروین و به عنوان جوابیه به این مطلب منتسب به سیدضیا می نویسد. ظاهرا مرحوم بهار نیز به منظور اراده دفاع از روح پاک پروین در نوبهار یادداشتی می نویسد و در مقام دفاع از اعتصامی بر می آید.

مخالفت وزارت فرهنگ با برگزاری مجلس بزرگداشت پروین

در پی درگذشت پروین، جمعی از اعضای انجمن ادبی کانون دانشوران به منظور تکریم مقام ادبی او در پی برگزاری مراسمی در تالار دارالفنون برمی‌آیند. ابوالفتح اعتصامی می نویسد: با وجود درخواست های مکرر وزارت معارف از گذاشتن تالار دارالفنون با اختیار انجمن(دانشوران) امتناع نمود و لذا جلسه در خانه اقای عادل خلعتبری تشکیل شد.

صدیقه دولت آبادی از فعالان حقوق زن در دوره بیداری و مدیر وقت کانون بانوان با اشاره به مخافت مسولان وقت با برگزاری این مجلس یادبود می نویسد: «وقتی از مقام وزارت فرهنگ خواهش کردم اجازه دهند مجلس یادبودی در کانون گرفته شود فرمودند: « من حرفی ندارم اما کانون بانوان که برای جشن ها و شادمانی های ملی تخصیص داده شده و والاحضرتها تشریف فرما می شوند، مناسب نیست که مجالس حزن انگیز در آن برقرار گردد». با وجود این، روایت دیگری از دولت آبادی در دست است که قول نخستین او را رد می کند. او در پی اعتراضاتی که به دلیل امتناع از برگزاری مجلس یادبود پروین شکل گرفت، بیانیه ای از طرف کانون بانوان منتشر نمود و نوشت: «من در خصوص پروین اعتصامی حرفی نزدم ولی راجع به «سراج‌النساء» از مقام وزارت خواهش کردم اجازه بدهند مجلس یادبودی گرفته شود... فرمودند...مناسب نیست که مجالس حزن‌انگیز در آن برقرار گردد...».

 یکی دیگر از نویسندگان هم با اشاره به غربت مجالس یادبود برای پروین می نویسد: یادبودهایی که برای پروین برپا شد، همه از طرف مردم دانشمندان کشور و دانشجویان مدرسه آمریکایی بود. وزارت فرهنگ کوچکترین اقدامی در این امر واجب نکرد و با وجود درخواست های مکرر از گذاشتن تالار دارالفنون به اختیار اجمن دانشوران امتناع ورزید . همچنین از برقراری مجلس یادبود در کانون بانوان».

علی میرانصاری که مجموعه اسناد مهمی درباره پروین اعتصامی منتشر کرده است در ذیل سند مربوط به فوت و خاکسپاری پروین می نویسد: به منظور برگزاری مراسم سوگواری ادبی چهلمین روز درگذشت پروین، وزیر وقت فرهنگ از بیم رضا شاه جرات نکرد تالار دارالفنون را در اختیار کانون دانشوران ایران بگذارد و ناگزیر در خیابان امیریه کوچه انشا محل انجمن با حضور موتمن الملک رئیس اسبق مجلس شورای ملی و صدها تن دیگر تشکیل گردید و حدود سه ساعت ادامه یافت.

البته دوستان پروین به مناسبت نخستین سالگرد درگذشت او در 18 فروردین 1321، که سلطة رضاشاه در کشور پایان یافته بود، مجلس یادبودی از طرف انجمن دانشوران در تالار عمارت دارالفنون برای او برپا کردند و با سرودن اشعاری در سوک شاعر، نسبت به سکوت و بی مهری دوران استبداد در حق پروین واکنش نشان دادند. به نوشته ابوالفتح " این بار وزارت معارف بعد از گفتگوی بسیار حاضر شد تالار عمارت دارالفنون را در اختیار انجمن بگذارد. البته همچنان مسولان دولتی حضور نیافتند.  با آنکه انجمن مزبور از چند روز پیش برای همه وزرا و وکلا و مدیران دعوت نامه فرستاده بود هیچ یک از آنها در جلسه حضور نیافتند معذلک تالار پربود...اینان عبارت بودند از محصلین و محصلات مدارس و اعضای ادارات و سایر طبقات که دعوت انفرادی نشده بود".

فضاسازی رسانه ای علیه پروین

پس از فوت پروین، برخی از نویسندگان و روزنامه نگاران که روابطی نزدیک با دربار داشتند، با انتشار مطالب مختلف در قالب نشرکتاب و انتشار مجله، به تخریب شعر و شخصیت پروین می پرداختند.

یکی از این افراد، پرویز نقیبی است. او که از روزنامه‌نگاران مرتبط با دربار پهلوی بود، بلافاصله  بعد از انقلاب به آمریکا رفت و در بخش فارسی صدای آمریکا به کار مشغول شد و تا هنگام درگذشت، در استخدام تشکیلات تبلیغاتی و فرهنگی آمریکا بود. یکی از اقدامات نقیبی در صدای آمریکا مصاحبه او با مخالفان جمهوری اسلامی بود که به آمریکا سفر می‌کردند.

او با انتشار سلسله مقالاتی در مجله روشنفکر (28 آبان ، اول و هفتم آذر 1341) مدّعی شد که پروین نه از بیماری حصبه، که از «جنون عشق به یک مرد» درگذشته و و هذیان می گفته و اشعار عاشقانه می خوانده است! به نوشته نقیبی، پروین در حال احتضار، قلم و کاغذ خواسته تا نامه ای به آن مرد ناشناس بنویسد...بنا بر نوشته پریشان نقیبی، پروین در حال مرگ، نام آن مرد را در حالی که پدرش یوسف اعتصامی نیز بر بالای سرش بود، به زبان می آورده است. این در حالی است که میرزا یوسف حدود سه سال پیش از فوت پروین درگذشته است. البته این اتهامات به قدری سطحی و دم دستی بود که در حد یک مناقشه بی‌اهمیت ادبی قلمداد شد و از سوی جامعه ادبی ایران پذیرفته نشد.

پس از نقیبی، فردی به نام فضل‌ا... گرکانی به پخش سخنانی یاوه درباره پروین اقدام کرد. گرکانی رساله‌ای تحت عنوان «تهمت شاعری» نوشت و در آن علی‌اکبر دهخدا را سراینده اصلی اشعار پروین معرفی کرد. وی مدعی بود «دهخدا به دلیل بیم جان، اشعار سیاسی خود را با تخلّص «پروین اعتصامی چاپ می‌کرد»! او این ادعا را بدین داستان درآمیخت که گویا برخی از اشعار دهخدا نزد پدر پروین به امانت بوده و یوسف اعتصامی آنها را به نام دختر خود چاپ کرده است.البته انتساب اشعار پروین به دیگر شاعران، فقط به دهخدا محدود نماند و برخی مخالفان، از جمله عبدالحسین آیتی نیز شعرهای پروین را متعلق به رونق علیشاه دانست.

البته قبل از این دوران و در پی انتشار نخستین اشعار پروین،  عده ای در جنسیت شاعر تردید داشتند و سراینده این ابیات را مرد می پنداشتند. کار به جایی رسید که پروین در همان اوان شاعری، به این تهمت مرد بودن پاسخ منظوم داد:

از غبار فکر باطل پاک باید داشت دل

تا بداند دیور کاین آیینه جای گرد نیست

مرد پندارید پروین را چو برخی ز اهل فضل

این معما گفته نیکوتر که پروین مرد نیست

نگارنده معتقد است پروین در دوره حیات خود از سوی رضا شاه و حکومت او و در دوران پس از مرگ، از سوی نوپردازان و روشنفکران مورد بی مهری قرار گرفته است. در این میان طرفه آن که بی مهری  روشنفکران نسبت به پروین به جایی رسید که با اوج گیری تهمت ها به پروین و انتشار مقاله وهن آمیز مجله روشنفکر در آبان و آذر 1341، نه خود این مجله و نه حتی مجلات دیگر ، حاضر به چاپ جوابیه ابوالفتح اعتصامی برادر پروین نشدند و وی مجبور شد که پاسخ خود را در جزوه ای مستقل منتشر نماید.

ردی بر شایعه قتل پروین

چنی قبل در همایش «کارنامه صد سال شعر زنان فارسی‌سرا»، یکی از پژوهشگران حوزه شعر معاصر، این موضوع را مطرح کرد که «پروین اعتصامی بر اثر ابتلا به بیماری حصبه از دنیا نرفته و دستگاه حاکم رضاشاه، این شاعر را به قتل رسانده است». این فرد بدون اینکه مستنداتی بر ادعای خود ارائه نماید، پروین را یکی از شهیدان شعر فارسی لقب داده و گفته است:«پروین در ‌۲۹سالگی دیوانی چاپ کرد و شعر‌هایش حساسیت‌های زیادی را برانگیخت. پروین حتی دست رد به دربار زد و شعری گفت و به رضاشاه انتقاد کرد.‌‌ همان زمان این بحث مطرح شد که پروین به قتل رسیده است؛ اما نگذاشتند این موضوع بسط پیدا کند؛ ولی به نظر می‌رسد که پروین به قتل رسیده باشد».

من بنا به دلایلی که عرض می کنم، در خصوص ادعای این فرد مبنی بر احتمال قتل سیاسی پروین اعتصامی، موافق و همداستان نیستم. به نظر من، یک دلیل ساده بر رد این ادعا، این است که از آن‌جا که بعد از سوم شهریور 1320، افشاگری‌های زیادی علیه سیاست های پهلوی ها انجام می‌شد و در سال‌های ۱۳۲۰ تا ۱۳۲۷، فضای نسبتا مطلوب سیاسی حاکم بود و به اصطلاح روزنامه‌ها همه چیز را می‌نوشتند، اگر چنین چیزی رخ داده بود، حتما در روزنامه‌ها درباره آن می‌نوشتند. زنده یاد محمد مسعود که در روزنامه «مرد امروز» هرگونه افشاگری را انجام می‌داد و حتی درباره پالتوی اشرف پهلوی می‌نوشت؛ در این شرایط، نوشتن از احتمال قتل پروین اعتصامی، شجاعت چندانی نیاز نداشت؛ اما هیچ‌گاه کسی به این موضوع اشاره‌ای نکرد.

گویا روایت قتل پروین، نقلی شفاهی است که پیش از این محقّق ، کسان دیگری نیز آن را گفته‌اند. اما چیزی که در تاریخ ادبیات آمده، این است که پروین به بیماری حصبه فوت کرده است. باری من فکر می‌کنم دلیل این‌که برخی می‌گویند پروین کشته شده، به دلیل روح حاکم بر شعر اوست که منتقدانه است و پیام شعری او که تمثیل‌گونه و علیه حاکمان ناعادل است. باید گفت دوره پروین خیلی هم از دوره ما دور نیست که نتوان درباره آن تحقیق کرد. بالطبع اگر نشانه‌ای از کشته شدن پروین بود، اسنادی از آن به دست ما می‌رسید؛ از نظر اینجانب، احتمال قتل پروین نمی‌تواند خیلی قوی باشد.

*با توجه به کثرت منابع، مآخذ و مستندات این مقاله، از درج فهرست منابع و ارجاعات، در صفحات روزنامه امتناع می نماییم. فهرست نهایی منابع در دفتر نشریه موجود است.

یادداشت از محمّد  طاهری­خسروشاهی

پژوهشگر موسّسه تحقیقاتی علوم اسلامی و انسانی دانشگاه تبریز

انتهای پیام/

مطالب مرتبط

نظرات (0)

 

استفاده از مطالب پورتال با ذکر منبع بلامانع است