پربازدیدترین ها
جدیدترین اخبار پربیننده ترین اخبار

کد خبر :   100355  | تاریخ خبر : 1397/12/28  | ساعت : 15:10

یادداشت «نصر» به مناسبت چهارشنبه سوری؛

چهارشنبه سوری طلایه دار نوروز است


نصر: چهارشنبه سوری طلایه دار نوروز است؛ به معنای چهارشنبه ای پر از شادی و سرور؛ با این وصف همواره شاهد هستیم که در چهارشنبه آخرسال، سوختگی یکی از سین های سفره هفت سین خانواده ها می شود.

برای مشاهده عکس در ابعاد اصلی ، بر علامت ذره بین روی تصویر کلیک نمایید

در چرت ظهرگاهی، سه چهار نفری ایستاده ‌اند سر کوچه و ریزریز به هر کسی که از روبه ‌رویشان می ‌گذرد، موذیانه می ‌خندند؛ رهگذران خسته و گرفتار که فکرشان در دنیای دیگر پیش مشکلات روزمره‌ شان است، با عجله از کوچه عبور می ‌کنند اما قدم آخرشان را که برمی‌ دارند، روی سیگارت‌ هایی که پسربچه ‌های بازیگوش به هدف گرفته ‌اند، فرود می‌ آید؛ صدای دو انفجار همزمان، رهگذران را پرت می‌ کند به دنیای واقعی؛ بعضی ‌ها وسایلشان می ‌افتد، بعضی ‌ها جیغ می‌ زنند، بعضی ‌ها شوکه می‌ ایستند و بعضی‌ های دیگر بنا را می ‌گذارند به فحش دادن؛ فرقی نمی ‌کند چطور باشد، آن ها به لذتشان رسیده ‌اند.

حالا سال ‌هااست که چهارشنبه آخر سال، چندین روز زودتر با نارنجک، سیگارت، اکلیل سرنج و هفت‌ ترقه و پروانه ‌ای به کوچه و خیابان ‌ها می‌آید، مدارس در آن روز چندین ساعت زودتر تعطیل می ‌شوند، شهرها از عصر پر از صداهای وحشتناک می ‌شود، کودکان و نوجوانان زیادی صورت و بدنشان در آن شب می ‌سوزد، مادران و پدرانی داغدار می ‌شوند و بعد هم پرونده این روز با کلی خاطره تلخ بسته می‌ شود تا سال بعد.

در قدیم آتش را نماد پاکی می‌ شناختند؛ برخی دیگر معتقدند که سوری به معنای سرخ است به همین دلیل زمان غروب آفتاب شب چهارشنبه آخر سال، خانواده ها در فضایی خارج از منزل یا پشت بام، بوته های خار را آتش می زدند و با پریدن از روی آن، ناراحتی ها و بیماری های سال را به آتش سپرده و با خواندن "زردی من از تو، سرخی تو از من" بر شادی خود می افزودند و بر این باور بودند که سال نو را با شادی و سرور خاصی آغاز می کنند.

چهارشنبه‌ های آخر سال را اگر بخواهیم در میان خاطرات ‌مان جستجو کنیم زیبایی‌ هایی به خاطرمان می ‌آید که فراموش شدنی نیست؛ چهارشنبه‌ هایی که از صدای ترقه و انفجار خبری نبود و رسم و رسوم زیبای خانواده ‌ها در کنار هم شبی خوب و خاطره‌ انگیز را رقم می ‌زد.

اما عده افرادی که با نارنجک و ترقه به خیابان ‌ها می ‌ریزند و اموال عمومی را تخریب کرده به جان و مال خود نیز آسیب می ‌رسانند هیچ نسبتی با سنت های ایرانی ندارند؛ این روزها شاهد شنیده شدن صدای ترقه و مواد محترقه در کوچه ‌ها و خیابان‌ ها هستیم که افراد را وارد دنیایی می ‌کند که با آن غریبه هستیم، دنیایی که به آن تعلقی نداریم و در پس آن ناراحتی و پشیمانی است در حالی‌ که سال ‌های گذشته تنها صدایی که به گوش می ‌رسید صدای شادی و خنده بود اما امروزه صدای آژیر آتش نشانی و اورژانس ها دل آدمی را به لرزه در می آورد.

چهارشنبه‌ سوری جشن مهربانی است که از قدیم‌ الایام بوده ولی این روزها جای خود را به ترقه ‌ها و مواد منفجره داده که حاصلی جز اندوه و ناراحتی ندارد.

ادامه این روند برای نسل آینده ما بسیار نگران‌ کننده است؛ چرا که مادران و پدران ما که با رسوم سنتی بزرگ شده ‌اند، مطمئنا احساس آرامش بیشتری می ‌کردند ولی نسل جدید که با ترقه و مواد منفجره احساس شادی می ‌کنند مشخص نیست چه سرنوشتی در انتظارشان خواهد بود.

در ادامه این یادداشت به برخی از آئین و رسوم سنتی قبل اشاره می شود.

 

سال نو؛ کوزه نو

یکی از رسوم قدیم این بود که در شب چهارشنبه سوری کوزه ‌های سفالی کهنه را بالای بام خانه برده، به پایین می ‌انداختند و آن ‌ها را می ‌شکستند و کوزه نویی را جایگزین می ‌ساختند؛ که این رسم اکنون نیز در برخی از مناطق ایران هنوز معمول است و بر این باورند که در طول سال بلا‌ها و قضاهای بد در کوزه متراکم می ‌‌شود که با شکستن کوزه، آن بلا‌ها دور خواهد شد.

 

آجیل مشکل ‌گشای چهارشنبه سوری

در گذشته پس از پایان آتش ‌افروزی، اهل خانه و خویشاوندان گرد هم می‌ آمدند و آخرین دانه‌ های نباتی مانند، تخم هندوانه، تخم کدو، پسته، فندق، بادام، نخود، تخم خربزه، گندم و شاهدانه را که از ذخیره زمستان باقی ‌مانده بود، روی آتش مقدس بو داده و با نمک تبرک می ‌کردند و می ‌خوردند؛ آن ها معتقد بودند با خوردن آجیل مشکل ‌گشا، می‌ توانند آرزو کنند مشکلات برطرف و آرزوهایشان برآورده شود، برخی نیز اعتقاد داشتند با خوردن این آجیل از چشم زخم و چشم بد مصون می ‌مانند.

 

قاشق ‌زنی

رسم دیگری که شیرینی خاصی برای دختران و پسران جوان داشت این بود که چادری بر سر و روی خود می‌ کشیدند تا شناخته نشوند و به در خانه دوستان و همسایگان خود می ‌رفتند، صاحبخانه از صدای قاشق‌ هایی که به کاسه‌ ها می ‌خورد به در خانه آمده و به کاسه‌ های آنان آجیل چهارشنبه سوری، شیرینی، شکلات، نقل و پول می‌ ریخت.

 

فال گوشی

یکی دیگر از رسم‌ های چهارشنبه سوری این بود که در آن دختران جوان نیت می ‌کردند، پشت دیواری می ‌ایستادند و به سخن رهگذران گوش فرامی ‌دادند و سپس با تفسیر این سخنان پاسخ نیت خود را می ‌گرفتند.

 

آش بیمار

وقتی در خانه‌ ایی بیماری بود شب چهارشنبه سوری باید در شفای او می ‌کوشیدند که بیماری او به سال دیگر نرسد برای این کار آشی می ‌پختند که در میان زنان به اسم «آش بیمار» یا «آش امام زین العابدین بیمار» معروف بود (باید بادیه مسین به دست می‌ گرفتند و با قاشق به در خانه ‌ای یا به در اتاق همسایه می ‌رفتند و چنان ‌که او نداند که این خواهش از جانب چه کسی است با آن قاشق بر آن ظرف مسین می‌ کوبیدن و صاحبخانه یا اتاق مکلف بود که چیزی که قابل استفاده برای آش است مانند آرد یا برنج یا غلات، بنشن و پیاز و... و آنچه در خانه موجود بود و اگر هم نبود چند شاهی پول در آن ظرف می ‌ریخت، هر چه در ظرف بود باید در ترکیب آش استفاده می‌ شد و اگر پولی هم بود با آن پول باید لوازم آش تدارک دیده و از آن آش به بیمار می‌ دادند و همچنین اضافی آن را نیز به تهی ‌دستان رهگذر می ‌دادند و همین آش هر دردی را شفا می‌بخشید).

 

شال انداختن

پس از خاموشی آتش، کوزه شکستن ، فال ‌گوشی، گره‌ گشایی و قاشق ‌زنی نوبت شال ‌اندازی جوانان بود، جوانان چندین دستمال حریر و ابریشمی را به یکدیگر گره می‌ زدند، از آن طنابی رنگین به بلندی سه متر می ‌ساختند، آنگاه از راه پلکان خانه ‌ها یا از روی دیوار، آن ‌را از روزنه دودکش وارد منزل می ‌کردند و یک سر آن را خود در بالای بام در دست می ‌گرفتند، آنگاه با چند سرفه بلند صاحبخانه را متوجه ورودشان می ‌ساختند، صاحبخانه که منتظر آویختن چنین شال ‌هایی بود به محض مشاهده طناب رنگین، آنچه قبلا آماده کرده، در گوشه شال می ‌ریخت و گره ‌ای بر آن زده، با یک تکان ملایم، صاحب شال را آگاه می ‌ساخت که هدیه سوری آماده است، آنگاه شال ‌انداز شال را بالا می ‌کشید.

اینجاست که باید پرسید آیا نمی توان با نسل جوان به گونه ای دیگر سخن گفت و آن ها را از بداعت های به وجود آمده در چهارشنبه سوری آگاه کرد و اینچنین طرحی نو در آستانه سال نو درانداخت؟
پویش های مردمی مانند پویش تحریم استفاده از مواد محترقه مثلا به احترام آتش نشانان شهید پلاسکو از رویکردهایی است که می تواند هم آوایی بیشتری با گفتمان نسل نو داشته باشد؛ گفتمانی که باید با ادبیات و نگاه خاص با آن سخن گفت.

........................

یادداشت از سحرمغفرت

.......................

انتهای پیام/

مطالب مرتبط

نظرات (0)

 

استفاده از مطالب پورتال با ذکر منبع بلامانع است